ساختارهای بازار ویژگی های یک صنعت را در رابطه با تعداد کسب و کارها در صنعت و نحوه رقابت آنها تعریف می کند. رقابت کامل، رقابت انحصاری، انحصارطلبی و انحصار چهار ساختار بازار هستند.
توضیح مفصل:
درک ساختارهای بازار به دانشجویان و اقتصاددانان کمک می کند توضیح دهند که چگونه کسب و کارها به تصمیمات مربوط به قیمت گذاری و تولید می رسند. ساختار بازار یک صنعت را می توان با تعداد شرکت های یک صنعت، استانداردسازی کالا یا خدمات تولید شده توسط شرکت های صنعت و موانع ورود به یک صنعت شناسایی کرد.
ویژگی های متمایز کننده ساختارهای بازار:
تعداد شرکت ها نسبت به اندازه بازار: تعداد شرکت ها در یک صنعت بر نحوه رقابت شرکت ها تأثیر می گذارد. وقتی شرکت های زیادی در یک صنعت وجود دارند که رقابت قیمت محدود است زیرا شرکت ها قیمت گیرنده هستند، آنها باید قیمت بازار تعیین شده توسط قوانین عرضه و تقاضا را بپذیرند. رهبری قیمت زمانی اعمال می شود که تنها چند شرکت مسلط در یک صنعت وجود داشته باشد.
محصول استاندارد در مقابلتمایز محصول: در صورت امکان، شرکت ها با متمایز کردن محصولات خود به رقابت می پردازند. تمایز محصول زمانی آسان تر است که شرکت های کمتری وجود داشته باشند، به خصوص اگر کالا یا خدمات جایگزین های نزدیک کمی داشته باشد. تمایز محصول یک استراتژی بازاریابی رایج است که برای ایجاد وفاداری به برند با تأکید بر تفاوت بین محصول شرکت و محصولات رقیب استفاده می شود. تفاوت، با فرض بهبود، فروشنده را قادر می سازد تا با قیمت بالاتری نسبت به رقبای خود بفروشد. یک محصول استاندارد را نمی توان متمایز کرد، به این معنی که هر شرکت جایگزین مناسبی برای کالا یا خدمات ارائه شده ارائه می دهد.
موانع ورود و خروج: افراد اگر بتوانند موفقیت را کپی می کنند. سود رقبا را جذب می کند - اگر شرکتی بتواند وارد بازار شود. یک غرفه لیموناد سودآور احتمالاً رقبای زیادی را به سرعت جذب می کند زیرا ورود به تجارت آبلیمو بسیار آسان است. با این حال، سودهای کلان در صنعت خودروسازی تعداد کمی از شرکت های جدید را در پنجاه سال گذشته جذب کرده است. چرا؟زیرا سرمایه مورد نیاز بسیار زیاد برای ورود به صنعت خودرو، خطری را برای بیشتر کارآفرینان تضمین نمی کند. موانع ورود بسیار زیاد است.
صنایع با اقتصاد بزرگ مقیاس موانع زیادی برای ورود دارند. اقتصاد مقیاس در هنگام افزایش تولید باعث کاهش متوسط هزینه تولید واحد می شود. صنایع با اقتصادهای بزرگ مقیاس معمولاً چند رقبای بزرگ دارند.
ویژگی های چهار ساختار بازار:
رقابت کامل - رقابت کامل یک ساختار بازار است که در آن بسیاری از فروشندگان و خریداران وجود دارند که با محصولات یکسان تجارت می کنند. نه فروشندگان و نه خریداران به اندازه کافی قدرتمند نیستند که بر قیمت بازار تأثیر بگذارند. یک شرکت کاملاً رقابتی قادر به فروش هیچ یک از محصولات خود با قیمتی بیش از قیمت بازار نیست زیرا یک محصول استاندارد را به فروش می رساند و رقبای آن جایگزین های کاملی را ارائه می دهند. هیچ انگیزه ای برای فروشنده برای کاهش قیمت خود برای به دست آوردن فروش وجود ندارد زیرا می تواند تمام محصول خود را با قیمت بازار بفروشد. اقتصاددانان به شرکت هایی اشاره می کنند که هیچ تاثیری بر قیمت خود به عنوان قیمت گیرنده ندارند.
شرکت ها می توانند به راحتی با رقابت کامل وارد و خارج شوند. نمونه هایی از صنایع کاملاً رقابتی شامل کشاورزی و ماهیگیری تجاری است. یک خریدار گندم بین کشاورز جو و کشاورز سوئی تمایز قائل نمی شود ، همانطور که یک لبنیات محلی بین شیر خریداری شده از کشاورز کارن و کشاورز خوزه تمایز قائل نمی شود.
انحصار - انحصار یک ساختار بازار با یک فروشنده واحد است که یک محصول منحصر به فرد را ارائه می دهد. ورود به صنعت می تواند به صورت قانونی مسدود شود ، همانطور که به یک شرکت حق ثبت اختراع می رسد. همچنین می توان آن را با ملاحظات اقتصادی مسدود کرد و در مورد انحصار طبیعی. انحصار طبیعی هنگامی اتفاق می افتد که اقتصادهای بزرگ مقیاس یک شرکت را قادر می سازد تا از بسیاری از شرکت ها کارآمدتر یا خدمات خوبی را ارائه دهد. شرکت های برق ، راه آهن و شرکت های گاز طبیعی نمونه هایی از انحصارهای طبیعی هستند.
محصولات متمایز نیستند زیرا انحصار هیچ رقابت ندارد. منحنی تقاضای انحصار منحنی تقاضای صنعت است ، اما یک انحصار هنوز هم مشمول قانون تقاضا است و با افزایش قیمت خود ، کمبود مقدار خود را خواسته می کند. یک انحصار می تواند مبلغی را که می خواهد در قیمت گذاری خود تولید کند ، تعیین کند ، یا می تواند با تنظیم بازده خود قیمت خود را تعیین کند. انحصارها به دلیل داشتن قدرت قیمت گذاری ، سازندگان قیمت محسوب می شوند. وجود جایگزین های نزدیک باعث کاهش قدرت انحصار می شود.
رقابت انحصاری - رقابت انحصاری یک ساختار بازار است که در آن شرکت های زیادی وجود دارند که با ارائه یک محصول کمی متفاوت با یکدیگر رقابت می کنند. مانند رقابت کامل ، هیچ تولید کننده ای تنها بر بازار حاکم نیست. تولید کنندگان زیادی وجود دارند زیرا موانع کمی برای ورود وجود دارد. اما بر خلاف رقابت کامل ، تولید کنندگان با ارائه محصولی کمی متفاوت ، خود را از رقابت خود متمایز می کنند. هدف ایجاد وفاداری برند است. به عنوان مثال ، یک شرکت حسابداری که خود را برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به موقع مفتخر می کند ، ممکن است وفاداری به برند را ایجاد کرده و نرخ کمی بالاتر از رقبای خود را شارژ کند. یک فروشگاه راحتی محلی ممکن است از پشتیبانی فعال تیم های دبیرستان محلی برای تمایز خود استفاده کند. این شرکت ها منحنی تقاضای شسته شده رو به پایین دارند زیرا می توانند به مشتریان وفادار خود قیمت بالاتری بپردازند. قدرت قیمت گذاری بسیار محدود است زیرا به طور معمول این کالاها و خدمات جایگزین های نزدیک زیادی دارند.
خدمات حرفه ای محلی ، رستوران های فست فود و صنایع اقامتگاه نمونه هایی از صنایع با ساختار بازار انحصاری رقابت هستند.
الیگوپولی - الیگوپولی یک ساختار بازار است که در آن چند شرکت بر بازار تسلط دارند. اقتصاددانان هنگام اندازه گیری قدرت بازار شرکتهای غالب در یک صنعت ، به نسبت غلظت اشاره می کنند."C4" نسبت غلظت چهار شرکت بزرگ در یک صنعت است و با مجموع سهام بازار آنها برابر است. بیشتر الیگوپولی ها نسبت غلظت بیش از 40 درصد دارند. اقتصادهای بزرگ مقیاس موانع بالایی برای ورود و دلسرد کردن رقبای بالقوه از ورود به یک صنعت ایجاد می کنند.
الیگوپولی ها سعی می کنند از رقابت در قیمت خودداری کنند. مدیریت از افزایش قیمت آنها و از دست دادن فروش به رقابت خود می ترسد زیرا رقبا جایگزین های نزدیک را ارائه می دهند. آنها همچنین تمایلی به پایین آمدن قیمت خود ندارند زیرا انتظار دارند رقبای آنها با کاهش قیمت آنها مطابقت داشته باشد. به عنوان مثال ، در صورت افزایش قیمت خود ، Coca-Cola ممکن است از دست دادن فروش به پپسی کولا ترس داشته باشد زیرا کک و پپسی جایگزین های نزدیک هستند. مدیریت همچنین تمایلی به کاهش قیمت کک ندارد زیرا معتقد است که مدیریت پپسی با هر افت وایی که باعث جنگ قیمت می شود ، مطابقت دارد. جنگ قیمت زمانی اتفاق می افتد که یک شرکت قیمت خود را برای به دست آوردن سهم پایین می آورد و رقبای آن دنبال می شوند. الیگوپولی ها منحنی تقاضای لگد دارند. این با قیمت های بالاتر الاستیک است زیرا مصرف کنندگان در صورت افزایش قیمت خود به راحتی به یک رقیب تبدیل می شوند. با این حال ، منحنی تقاضا با قیمت های پایین تر تندتر است زیرا کاهش قیمت باعث افزایش زیاد فروش نمی شود زیرا شرکت های رقیب قیمت خود را کاهش می دهند تا با هرگونه کاهش مطابقت داشته باشند.
به جای قیمت ، الیگوپولی ها با تمایز محصول خود به رقابت می پردازند. نوآوری محصول به احتمال زیاد با یک الیگوپولی است زیرا شرکت ها در تلاش برای ایجاد مزایایی نسبت به رقبای خود هستند.

جدول زیر ویژگی های بازار را خلاصه می کند.
با این درسهای رایگان عمیق تر حفر کنید:
واژه نامه را جستجو کنید
ماشین حساب سرمایه گذاری:
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : 30
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 12:12