آشنایی و تجارت صنعت: شواهدی از اوراق بهادار شخصی خودی های صنعت

ساخت وبلاگ

ما مطالعه می کنیم که آیا آشنایی با صنعت با کاوش در الگوهای معاملاتی خودی های صنعت در اوراق بهادار شخصی خود ، یک مزیت در تجارت سهام است. برای انجام این کار ، ما حساب های خودی صنعت را در یک مجموعه داده بزرگ ارائه شده توسط یک کارگزار تخفیف خرده فروشی شناسایی می کنیم. ما می دانیم که شرکت های خودی ها بیشتر از صنعت خودشان تجارت می کنند. علاوه بر این ، آنها بازده غیر طبیعی را منحصراً هنگام تجارت سهام صنعت خود ، به ویژه سهام مبهم (پوشش تحلیلگر کوچک ، کم ، نوسانات بالا) کسب می کنند. در یک باتری آزمایش ، هیچ مدرکی در مورد استفاده از اطلاعات خصوصی نمی یابیم. نتایج با این تفسیر سازگار است که آشنایی صنعت یک مزیت در تجارت سهام است.

معرفی

ادبیات گسترده توانایی افراد در تجارت سودآوری را بررسی می کند. 1 اگرچه بیشتر تحلیل ها نشان می دهد که افراد به طور متوسط از تجارت از دست می دهند (به عنوان مثال ، باربر و اودین ، 2000) ، چند مطالعه نشان می دهد که برخی از افراد به طور مداوم از معیارها بهتر عمل می کنند (به عنوان مثال ، Seru و همکاران ، 2010). یکی از منابع بالقوه مزیت تجارت برای برخی از افراد ، آشنایی با سهام و صنایعی است که آنها تجارت می کنند ، یعنی داشتن ابزارهای بهتری برای رمزگشایی اطلاعات عمومی. مطالعات متعددی برای بررسی این منبع تلاش می کنند ، اما نتایج مختلط هستند. در زمینه بازرگانان خرده فروشی ، Døskeland و Hvide (2011) مبنی بر اینکه افراد دارای اضافه وزن شرکت های شرکت در صنعت که در آن شاغل هستند ، اما دریافتند که بازده منفی کسب می کنند. نویسندگان این نتیجه را به اعتماد به نفس نسبت می دهند. در زمینه مدیران صندوق های متقابل ، استخر و همکاران.(2012) دریافت که مدیران دارای اضافه وزن از ایالت های خانگی خود هستند اما عملکرد برتر را نشان نمی دهند. Kacperczyk و همکاران.(2005) نشان می دهد که مدیران صندوق های متقابل که در چند صنایع متمرکز شده اند ، به بازده مثبت غیر طبیعی می رسند. کمپف و همکاران.(2014) گزارش داد که مدیران صندوق های متقابل در صنایعی که در آن تجربه سرمایه گذاری بیشتری دارند بهتر عمل می کنند. سرانجام ، Cici و همکاران.(2014) دریافت که مدیران صندوق های متقابل صنایع اضافه وزن را که قبلاً در آن کار می کردند ، ندارند. با این حال ، سهام که آنها از این صنایع انتخاب می کنند ، در بقیه سبد سهام خود از سهام بهتر عمل می کنند. با توجه به نتایج مختلط ، درک این مسئله که آیا آشنایی با یک صنعت با مهارت مرتبط است یا خیر ، مهم است.

در این مقاله ، ما شواهدی در مورد توانایی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در آشنایی صنعت از یک منبع جدید ارائه می دهیم. به طور خاص ، ما معاملات انجام شده توسط خودی های صنعت را در اوراق بهادار شخصی خود بررسی می کنیم. در این تنظیم ، مدیران برتر شرکت ها به عنوان معامله گر خرده فروشی فعالیت می کنند. در مقایسه با کارمندان متوسط که در تجارت سهام شرکت می کنند [مانند مواردی که در Døskeland و Hvide (2011) مورد مطالعه قرار گرفته اند) ، مدیران مطالعه ما احتمالاً درک بهتری از صنعت خود دارند. تست های ما الگوهای تجاری و عملکرد مدیران را در سهام شرکتهای موجود در صنعت خود با افراد خارج از صنعت تضاد می کند. پس از مستند سازی این که خودی ها هنگام تجارت سهام در صنعت خود از عملکرد خود بهتر عمل می کنند ، ما سعی می کنیم نوع اطلاعاتی را که خودی ها در آن تجارت می کنند ، شناسایی کنیم. برای انجام این کار ، ما بر روی منابع خاص سود تجاری که در تحقیقات قبلی مستند شده اند ، تمرکز می کنیم ، مانند معاملات پیش از اعلامیه های درآمد یا اعلامیه های ادغام و کسب (M& A) یا تجارت در رابطه با معاملات شرکت های شرکت. با این حال ، یافته های ما هیچ مدرکی مبنی بر اینکه سود خودی در سهام صنعت از هر یک از منابع رایج مشخص شده است ، نشان نمی دهد. در عوض ، تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که آشنایی صنعت مزیت تجارت است که به بهترین وجه نتایج ما را توضیح می دهد.

مطالعه ما همچنین به درک تجارت و دارایی های نمونه کارها مدیران شرکت ها کمک می کند. تحقیقات گذشته نشان داده است که خودی ها می توانند با سودآوری سهام شرکت های خود را تجارت کنند: کوهن و همکاران.(2012) ، لاکونیشوک و لی (2001) ، سیهون (1998) و بن دیوید و رولستون (2012) گزارش دادند که قیمت ها تا یک سال پس از خریدهای خودی کاهش می یابد. این عملکرد اغلب به اطلاعات خصوصی که خودی ها در اختیار دارند ، نسبت داده می شود (به عنوان مثال ، سیهون ، 1998). با این حال ، در مورد ترکیب اوراق بهادار کامل خودی یا معاملات آنها در خارج از شرکت خود شناخته شده است. از آنجا که داده های ما تمام سهام را که خودی ها با کارگزار خرده فروشی تجارت می کنند ، پوشش می دهد ، ما می توانیم اولین بینش در مورد ترکیب نمونه کارها و گزینه های متنوع سازی خودی را ارائه دهیم.

داده های ما از مطابقت با یک پایگاه داده بازرگانی خرده فروشی در سطح معامله (که در باربر و اودین ، 2000 استفاده می شود) با معاملات خودی گزارش شده در سوابق کمیسیون اوراق بهادار و بورس ایالات متحده (SEC) گزارش شده است. تطبیق این پایگاه داده ها به ما امکان می دهد تا خودی ها را در پایگاه داده خرده فروشی شناسایی کنیم و معاملات دیگر ، غیرقانونی آنها را ردیابی کنیم.

ما با بررسی ترکیب تجاری افراد داخلی شروع می کنیم. ابتدا به بررسی این موضوع می پردازیم که آیا افراد داخلی سرمایه انسانی خود را با اجتناب از سهام در صنعت حرفه خود محافظت می کنند یا خیر. در مقابل، نتایج ما نشان می دهد که خودی ها در واقع به طور نامتناسب بیشتری در سهام صنعت خود نسبت به سهام غیرصنعتی معامله می کنند. ما تخمین می زنیم که 8. 4٪ از معاملات آنها در سهام صنعت خود است، حتی اگر شرکت های صنعتی خود به طور متوسط تنها 4. 1٪ از کل سرمایه بازار را تشکیل می دهند.

در مرحله بعد، ما آزمایش می کنیم که آیا افراد داخلی در رابطه با تصمیمات خرید و فروش سهام خود مهارت نشان می دهند یا خیر. همچنین، بررسی می کنیم که آیا این عملکرد بهتر در همه انتخاب های سهام منعکس می شود یا محدود به معاملاتی است که در آن افراد داخلی دارای تخصص حرفه ای هستند. ما شواهدی پیدا می کنیم که نشان می دهد خودی ها فقط در تجارت صنعت خود مهارت نشان می دهند. با توجه به اینکه بازده سهام صنعت خود احتمالاً با بازده سرمایه انسانی خودی مرتبط است، خودی ها باید از سهام صنعت خود اجتناب کنند، مگر اینکه مزیتی در تجارت این سهام داشته باشند. در واقع، ما شواهدی پیدا می کنیم که نشان می دهد خودی ها بازده غیرعادی زیادی در معاملات صنعت خود، هم خرید و هم فروش دارند، اما در معاملات غیرصنعتی عملکرد بهتری از خود نشان نمی دهند. این نتایج برای روش های مختلف اندازه گیری قوی هستند: پرتفوی های تقویمی مبتنی بر نگهداری، پرتفوی های زمان تقویم مبتنی بر معاملات، و بازده های غیرعادی خرید و نگهداری.

تفاوت در عملکرد بین معاملات خودی و غیرصنعتی خودی آشکار است. مجموعه ای از خریدهای صنعت خود منهای فروش صنعت خود، آلفای Carhart 16٪ در سال را به دست می آورد. در مقابل، مجموعه ای از خریدهای غیرصنعتی منهای فروش غیرصنعتی، آلفای آماری ناچیز 3 درصد در سال به دست می آورد.

ما همچنین دریافتیم که عملکرد برتر داخلی در سهام صنعت خود صرفاً از توانایی زمان بندی بازده صنعت ناشی نمی شود. در عوض، خودی ها توانایی انتخاب سهام درون صنعت را نشان می دهند: خرید سهام در صنعت از سایر سهام در همان صنعت بهتر است و فروش سهام در داخل صنعت نسبت به سایر سهام در همان صنعت عملکرد کمتری دارد. به عبارت دیگر، خودی ها قادر به شناسایی برندگان و بازندگان در مقطع سهام صنعت هستند.

ما بعد منبع عملکرد برتر خودی های صنعت را در سهام تخصصی بررسی می کنیم. یک احتمال این است که خودی ها در رمزگشایی اطلاعات صنعت عمومی بهتر هستند. به عنوان مثال ، خودی صنعت ممکن است بهتر از سایر سرمایه گذاران یا تحلیلگران در درک پیامدهای اعلامیه محصول جدید در مورد درآمد آینده باشد. به عنوان جایگزینی برای این فرضیه ، ما آزمایش می کنیم که آیا همان مکانیسم هایی که ادبیات گذشته می داند مسئول سود خودی نیز می تواند عملکرد خودی را در سهام تخصصی توضیح دهد: به عنوان مثال ، معاملات پیش از اعلامیه های ادغام (به عنوان مثال ، Keown و Pinkerton ، 1981)یا بر اساس اطلاعات درآمد آینده (به عنوان مثال ، Aboody و همکاران ، 2005 ؛ Beneish and Vargus ، 2002). البته این فرضیه ها منحصر به فرد نیستند.

اولین آزمون ما نشان می دهد که خودی های صنعت به دلیل مزیت اطلاعات بهتر عمل می کنند. به طور خاص ، ما مستند می کنیم که عملکرد برتر خودی ها در سهام تخصصی در سهام مبهم متمرکز شده است: سهام کوچک ، سهام با پوشش تحلیلگر کم و افرادی که خطر ابتدایی بالایی دارند. این نتیجه با خودی هایی که مهارت لازم برای پردازش اطلاعات بهتر را نسبت به سایر شرکت کنندگان در بازار دارند ، سازگار است.

در مرحله بعد ، ما چندین آزمایش را انجام می دهیم که توسط منابع مبتنی بر اطلاعات از سود خودی که در ادبیات ثبت شده است ، ایجاد می شود. برای آزمایش مستقیم آیا سود تخصصی از همان منبع سود معاملات خودی ناشی می شود ، ما همبستگی بین فعالیت تجاری خودی های صنعت و فعالیت تجارت در شرکت موضوع را بررسی می کنیم. در حقیقت ، ما هیچ مدرکی برای یک همبستگی معنی دار پیدا نمی کنیم. ما بیشتر آزمایش را با استفاده از کوهن و همکاران تیز می کنیم.(2012) روش پرچم گذاری معاملات خودی که احتمالاً اطلاعات را منتقل می کنند ، اما دوباره در یافتن همبستگی قابل توجهی ناکام هستند.

دومین استراتژی تجربی ما مبتنی بر ردیابی معاملات خودی صنعت در اطراف نسخه های مهم اخبار است. این امکان وجود دارد که خودی های صنعت قبل از انتشار در معرض دید عموم ، اطلاعات خاصی را حفظ کنند و باعث شود که آنها پیش از انتشار این اطلاعات به عنوان اخبار تجارت کنند. بنابراین ، ما چندین آزمایش را انجام می دهیم که برای تعیین اینکه آیا خودی های صنعت پیش از رویدادهای خبری خاص تجارت می کنند ، طراحی شده اند. اول ، ما آزمایش می کنیم که آیا آنها قبل از اعلامیه های درآمد توسط شرکت معامله شده تجارت می کنند و آیا این معاملات بهتر از این است. ما هیچ مدرکی در مورد این همبستگی نمی یابیم ، و عملکرد معاملات در مورد اعلامیه های درآمد شرکتهای معامله شده از کیفیت بالاتری نسبت به سایر معاملات برخوردار نیست.

سوم ، ما فرض می کنیم که خودی های صنعت از اطلاعات خبری از شرکت خود برای تجارت سایر بنگاه های این صنعت استفاده می کنند. ما برای همبستگی بین فعالیت معاملاتی خودی های صنعت و اعلامیه های درآمد خود آنها آزمایش می کنیم. ما هیچ ارتباطی بین بازده اعلامیه درآمدی آنها (به عنوان یک پروکسی برای تعجب) و تمایل به تجارت یک شرکت دیگر در صنعت پیدا نمی کنیم.

چهارم ، ما بررسی می کنیم که آیا خودی ها پیش از اعلامیه های M& A تجارت می کنند. بسیاری از مطالعات قبلی بر فعالیت معاملاتی در دوره منتهی به یک اعلامیه M& A تمرکز می کنند (به عنوان مثال ، آگوستین و همکاران ، 2015 ؛ Bodnaruk et al. ، 2009 ؛ Cao et al. ، 2005 ؛ Griffin et al. ، 2012 ؛ Kedia and Zhou، 2014 ؛ Keown and Pinkerton ، 1981). ما هیچ مدرکی مبنی بر اینکه خودی ها در نمونه ما قبل از فعالیت M& A در بنگاه های دیگر تجارت می کنند ، نمی یابیم. برای همه این تست ها ، ما نشان می دهیم که غیر Results ما در تعریف تخصص های متفاوتی قوی هستند و غیر رزولوشهای ما با قدرت کم هدایت نمی شوند بلکه این همبستگی وجود ندارد.

به طور کلی ، علی رغم داشتن قدرت آماری کافی برای تشخیص تجارت تخصصی پیش از وقایع مهم خبری ، ما برای فرضیه های جایگزین اسلحه سیگار کشیدن پیدا نمی کنیم. آزمایشات ما نمی تواند قبل از وقایع خبری به عنوان منبع سود خودی صنعت ، تجارت آگاهانه را به طور کامل رد کند. با این حال ، اگر معاملات پیش از رویدادهای خبری مسئول سود خودی صنعت باشد ، باید به منابع مورد بررسی در اینجا ، که منابع اصلی اخبار در ادبیات دانشگاهی محسوب می شوند ، متعامد باشد: معاملات توسط خودی شرکت های شرکت های معامله شده ، درآمداطلاعیه های شرکت معامله شده ، اعلامیه های درآمد توسط شرکت خودشان و اطلاعیه های ادغام.

بنابراین ، تفسیر سازگار با یافته های ما این است که تخصص صنعت بازده برتر تجارت خودی را در شرکت های همکار هدایت می کند. به طور خاص ، خودی ها قادر به رمزگشایی اطلاعات عمومی در مورد شرکت ها در صنعت خود هستند. به نظر می رسد که نتایج ما پشتیبانی کمی از سایر منابع سود را ارائه می دهد.

یافته های ما که تجربه صنعت باعث افزایش توانایی خودی در رمزگشایی اطلاعات عمومی در این صنعت می شود با شواهد اخیر مبنی بر اینکه تخصص صنعت اهمیت دارد. بردلی و همکاران.(2017) تعیین کنید که پیش بینی های تحلیلگر برای شرکتهای صنایعی که تحلیلگر تجربه کاری قبلی را در آن دارد ، دقیق تر است. در تنظیم صندوق متقابل ، CICI و همکاران.(2014) شواهدی را پیدا کنید که نشان می دهد معاملات مدیران صندوق های متقابل در صنایعی که در آن تجربه کاری قبلی داشته باشند از سایر معاملات بهتر عمل می کنند.

تجزیه و تحلیل ما همچنین نقشی را که تخصص در معاملات خودی ها به طور خاص ایفا می کند ، روشن می کند. Alldredge و Cicero (2015) نشان می دهند که خودی ها غالباً به اطلاعات عمومی در مورد مشتریان اصلی خود متکی هستند تا بتوانند از سهام سودآور سهام خود سودآور باشند. تجزیه و تحلیل آنها توانایی خودی ها را برای سودآوری در معاملات خود به دلیل تخصص و افزایش توجه به اطلاعات عمومی نسبت به سرمایه گذاران خارجی برجسته می کند. ما مستند می کنیم که مزایای تجارت تخصص خودی فراتر از یک شرکت شخصی خودی است ، زیرا تخصص همچنین به نفع معاملات خرده فروشی خودی در سهام غیرقانونی در صنعت خود است. بنابراین ، یافته های ما همچنین به سؤال باز مهارت معامله گر خرده فروشی کمک می کند. دانستن اینکه خودی ها برای حداقل زیر مجموعه ای از معاملات خود در تجارت خرده فروشی سودآور شرکت می کنند ، مطابق با شواهد موجود در Kelley و Tetlock (2013) است که برخی از معاملات خرده فروشی اطلاعات جریان نقدی جدید را با هم ارتباط می دهند. نتایج به بحث در ادبیات می افزاید که آیا معاملات خرده فروشی اطلاعات جدیدی را به بازار منتقل می کند. کانیل و همکاران.(2008) ، کلی و تتلوک (2013) و کانیل و همکاران.(2012) شواهدی را ارائه می دهد که نشان می دهد معاملات خرده فروشی اطلاعات ارزشمندی را در مورد بازده و جریان نقدی منتقل می کند ، در حالی که باربر و اودین ، 2000 ، باربر و اودیان ، 2002 ، باربر و همکاران.(2009) ، دورن و همکاران.(2008) ، Hvidkjaer (2008) ، Odean (1999) و Døskeland و Hvide (2011) هیچ مدرکی پیدا نمی کنند که معاملات خرده فروشی قیمت ها را به ارزش اساسی خود نزدیکتر کند. تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که تخصص بسیار ارزشمند است و می تواند به توضیح بهتر برخی از معاملات خرده فروشی کمک کند.

قطعه قطعه

نمونه خودی صنعت

داده های ما از دو مجموعه داده همسان تهیه شده است. اولین مورد شامل سوابق معاملاتی 78000 سرمایه گذار انفرادی در یک کارگزار با تخفیف بزرگ (از این پس ، مجموعه داده های LDB) از ژانویه 1991 تا نوامبر 1996 است. این داده ها قبلاً توسط باربر و اودیان (2000) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مجموعه داده دوم فعالیت همه خودی های صنعت است که طبق قانون موظفند فعالیت تجاری خود را در شرکت خود به SEC گزارش دهند. ما این پایگاه داده را از پرونده های معاملاتی خودی از ملی کامپایل می کنیم

سهام تخصصی تجارت به طور مکرر

ما ابتدا ترکیب تجارت خودی ها را بررسی می کنیم. از آنجا که ارزش سرمایه انسانی خودیها با عملکرد قیمت سهام سهام سهام خود و همچنین سهام خود در صنعت ارتباط دارد ، خودیها باید از نگه داشتن سهام از صنعت خود خودداری کنند ، مگر اینکه آنها یک مزیت اطلاعاتی داشته باشند یا از یک تعصب آشنایی رنج ببرند (اعتقاد دروغین به داشتن یک مزیت اطلاعاتی به دلیل آشنایی) (Døskeland and Hvide ، 2011 ؛ Pool et al. ، 2012).

جدول 2 نسبت تخصص را بررسی می کند

بازده معاملات تخصصی

ما بعد به سودآوری تخصص خودی و معاملات غیر متخصص نگاه می کنیم. دو فرضیه بالقوه می تواند فرکانس بالای سهام سهام خود را در صنعت تجارت توضیح دهد. اول ، فرضیه تعصب آشنایی پیش بینی می کند که خودی ها تجارت خود را به سمت سهام صنعت خودشان کج می کنند زیرا آنها بیشتر با این سهام آشنا هستند یا آگاه هستند. به عنوان مثال ، استخر و همکاران.(2012) دریافت که مدیران صندوق های متقابل سهام اضافه وزن از ایالت های خانگی خود را حتی اگر دارایی های خودشان بهتر عمل نمی کنند

مدیران در چه نوع اطلاعاتی تجارت می کنند؟

عملکرد غیر طبیعی معاملات درون صنعت خودی که در بخش 4. 1 مستند شده است با توضیحات بالقوه متعدد سازگار است. اولین مورد این است که خودی ها به سادگی قادر به رمزگشایی اطلاعات عمومی در مورد صنعت تخصص خود هستند ("فرضیه اطلاعات عمومی"). شواهد اخیر نشان می دهد که برخی از افراد در تفسیر اطلاعات عمومی در برخی از تنظیمات دارای مزیت هستند. به عنوان مثال ، Alldredge و Cicero (2015) برخی از معاملات خودی سودآور را نسبت می دهند

کدام خودیها با سودآوری تجارت می کنند؟

در این بخش ، ما به طور خلاصه ویژگی های خودی هایی را که بیشترین تجارت را انجام می دهند ، بررسی می کنیم. جمعیت خودی که موظف است طبق قانون ایالات متحده تجارت خود را به SEC گزارش دهند ، از مدیران سطح بالا و اعضای هیئت مدیره و همچنین افرادی که از عملیات روزانه مانند اخیراً دور هستند ، تشکیل شده است. کارمندان و سهامداران را با سهم زیادی در شرکت ترک کردند.

در تجزیه و تحلیل های گزارش نشده ، می فهمیم که عملکرد برتر صنعت خود

نتیجه

ما اولین تجزیه و تحلیل معاملات خودی را در سهام غیر داستانی ارائه می دهیم. ما نشان می دهیم که معاملات خودی به طور نامتناسب از سهام موجود در صنعت تخصص خودی تشکیل شده است. این شیب تجارت به سمت سهام صنعت خود می تواند یک تعصب آشنایی باشد که در آن خودی ها در آنچه می دانند سرمایه گذاری می کنند. از طرف دیگر ، این می تواند اینگونه باشد که خودی ها از مزیت مقایسه ای در تجارت سهام در صنعت تخصص خود برخوردار باشند. ما شواهد مطابق با دومی را به عنوان خودی ارائه می دهیم

منابع (56)

  • N. Massoud و همکاران.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : 31 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 11:33