نقدینگی در بخش تجارت: بیشتر به معنای بهتر نیست

ساخت وبلاگ

فعالیت اقتصادی که توسط شرکت ها انجام می شود با تولید جریان نقدی از نظر پولی جبران می شود. از آنجا که این تولید می شود ، مدیران شرکت («عامل» در اصطلاحات دانشگاهی) با یک چالش بسیار مهم روبرو هستند: تصمیم گیری در مورد نحوه استفاده از چنین پول نقد. به طور گسترده ، و به عنوان یک ساده سازی ، چهار گزینه ممکن وجود دارد: افزایش سرمایه گذاری برای افزایش رشد ارگانیک (به عبارت دیگر CAPEX). به سهامداران پاداش دهید ، چه با پرداخت سود سهام یا خرید سهام عقب. بازپرداخت بدهی ها یا در آخر ، نقدینگی شرکت را در حساب های نقدی خود ایجاد کنید. در طی چند سال گذشته ، شرکت ها به ویژه و به طور فزاینده تصمیم به نگه داشتن پول نقد با سطح رسیدن به تمام وقت دارند. این پدیده ، که به عنوان احتکار پول نقد شناخته می شود ، بحث شدید را برانگیخته است ، هم در تلاش برای درک عوامل اساسی و هم برای سنجش عواقب آن.

احتکار نقدی توسط شرکت ها به طور گسترده و گسترده توسط مطالعات تجربی مستند شده است. یکی از برجسته ترین آنها توسط اقتصاددانان Karabarbounis و Neiman انجام شده است که نشان دهنده افزایش صرفه جویی در شرکت نسبت به تولید ناخالص داخلی در سطح جهانی طی سه دهه گذشته است. 1 نشانه دیگر این پدیده ، افزایش مشاهده شده در دهه گذشته در نسبت نقدینگی شرکت های ذکر شده از کشورهای اصلی در بلوک توسعه یافته است. نسبت نقدینگی شامل پول نقد یک شرکت و سایر دارایی های نقدینگی است که به راحتی به کل دارایی های آن به پول نقد (عمدتا ابزارهای مربوط به علاقه ثابت کوتاه مدت) تبدیل می شود. روند این نسبت نشان می دهد که به نظر می رسد احتکار پول نقد یک پدیده جهانی است اما به ویژه در ایالات متحده و ژاپن قوی است. در پایان سال 2016 ، تقریبا 12 ٪ از کل دارایی های شرکت های آمریکایی در مقایسه با میانگین 6. 4 ٪ در دوره 1996-2006 مایع بودند. اما به نظر می رسد که نسبت نقدینگی حتی در ژاپن به شدت افزایش می یابد: از میانگین 7. 8 ٪ در دوره 1996-2006 به نزدیک به 17 ٪ در سال 2016. با این حال ، احتکار پول توسط شرکت ها در منطقه یورو کمتر قابل توجه بوده است. رفتن از میانگین 9. 2 ٪ در طی دوره مورد نظر به 10. 5 ٪ در سال 2016 (به نمودار مراجعه کنید).

در حالی که اجماع گسترده ای در مورد شواهد تجربی برای احتکار وجوه نقد وجود دارد، نمی توان همان را برای این نظریه گفت. بحث آکادمیک بر این موضوع متمرکز شده است که چرا مازاد نقدی شرکت ها افزایش یافته است و همچنین عواقب احتمالی آن برای اقتصاد واقعی. ادبیات مالی شرکت ها به طور سنتی عوامل متعددی را پشت مازاد نقدی در شرکت ها شناسایی کرده است. چهار دلیل اصلی وجود دارد: نوسانات جریان نقدی، عدم اطمینان درک شده از سوی مدیران، مسائل حاکمیت شرکتی و جنبه های مالی. با این حال، اقتصاددانان در مورد یک نظریه واحد که افزایش نقدینگی شرکت ها را در دهه گذشته توضیح می دهد، مخالف هستند. نوسانات جریان نقدی اغلب به عنوان یک علت اصلی مطرح می شود و اساس تعداد زیادی از عواملی را تشکیل می دهد که به طور کلاسیک برای توضیح مازاد نقدی شرکت ها پیشنهاد می شوند. در یک مطالعه تأثیرگذار، آلمیدا، کامپلو و ویزباخ یک همبستگی مثبت و معنادار آماری بین متغیر بودن جریان های نقدی و سطوح وجه نقد در نمونه بزرگی از شرکت ها پیدا کردند. 2 به طور خاص، نویسندگان نشان می دهند که رابطه بین این دو متغیر در میان شرکت هایی که ویژگی های خاصی دارند، مانند کوچک تر بودن و محدودیت تر بودن از نظر دسترسی به تأمین مالی خارجی، حتی قوی تر است. عوامل دیگری که توسط ادبیات احتکار وجه نقد پیشنهاد می شود، ناقص بودن بازارهای سرمایه و همچنین اخیراً نقشی است که توسط مقررات در سیستم مالی بین المللی ایفا می شود.

سایر مطالعات مربوط به نوسانات جریان نقدی، عدم قطعیت را به عنوان دلیل اصلی احتکار وجه نقد، به ویژه پس از شیوع بحران مالی در سال های 2008-2009، برجسته کرده اند. 3 شرکت ها به دلایل پیشگیرانه یا پیشگیرانه وجه نقد را احتکار می کنند تا در برابر خطر کمبود نقدینگی در آینده به میزان کمتر یا بیشتر، به دلیل شوک های منفی احتمالی با ماهیت کلان اقتصادی یا خاص (مثلاً مربوط به آن ها) در برابر خطر کمبود نقدینگی در آینده محافظت کنند. شرکت). احتکار کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که در صورت مواجهه با چنین شرایطی، شرکت ها همچنان منابع کافی برای استفاده از فرصت ها یا سرمایه گذاری در پروژه های سودآور و همچنین جلوگیری از ورشکستگی را دارند. از لحاظ تاریخی، عدم قطعیت در مورد روند چرخه تجاری یا فروش، همبستگی مثبتی با تامین نقدینگی داشته است. با این حال، ارتباط بین این دو متغیر در طول زمان تغییر می کند و در واقع در طول دوره مورد بحث ضعیف بوده است.

همچنین پیامدهای مدیریت نقدی درگیری های احتمالی یا منافع واگرایی که ممکن است بین مدیران یک شرکت و صاحبان یک شرکت (معروف به "مشکل آژانس" شناخته شود) مرتبط است. این مسئله منجر به افزایش بی اعتمادی در محافل تجاری و مالی شده است. سرمایه گذاران برجسته وال استریت حتی شکایات رسمی را علیه هیئت مدیره برخی از شرکت ها به ارمغان آورده اند و ادعا می کنند که نگه داشتن آنها روی پول نقد به وضوح به نفع سهامداران نیست. شواهدی در ادبیات وجود دارد که نشان می دهد مشکل آژانس تمایل دارد از طریق بسیاری از کانال های مختلف احتکار پول نقد را افزایش دهد. به طور خاص ، شرکت ها تمایل دارند که در کشورهایی که حقوق سهامداران و مدیریت شرکت ها کمبود بیشتری دارند ، سطح نقدینگی بالاتری داشته باشند. طبق مطالعات مختلف ، ژاپن از این مشکل رنج می برد. عامل مالی نیز توسط محققان مورد بررسی قرار گرفته است. 4 در مورد ایالات متحده ، سطح بالای مالیات شرکت ها باعث بازپرداخت سود حاصل از مرزهای کشور می شود ، بنابراین تمایل دارند که در خارج از کشور نگهداری شوند.

احتمالاً یک قطعه حیاتی در این معما تغییر در ترکیب بخش تجارت و به ویژه در بین شرکت های ذکر شده است. بخش های مربوط به فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) طی ده سال گذشته شاهد رشد باورنکردنی بوده اند. در سال 1996 ، تنها یک شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات از نظر سرمایه گذاری در بازار سهام از ده بزرگترین شاخص S& P 500 بود و این تعداد هنوز هم در سال 2006 یکسان بود. با این حال ، در سال 2016 به شش نفر افزایش یافته است. علاوه بر این ، پنج شرکت S& P 500 با بیشترین مازاد نقدی 25 ٪ از کل را تشکیل می دهند و همه آنها درگیر فناوری های جدید هستند. تأکید چنین مشاغل بر تحقیق و توسعه (R& D) و نوع سرمایه گذاری مورد نیاز (در درجه اول در سرمایه نامشهود ، و به دست آوردن بودجه خارجی برای دستیابی به آن دشوارتر می شود) ممکن است تمایل آنها به جمع آوری پس انداز را توضیح دهد. این همچنین توسط یک مطالعه اخیر فدرال رزرو پیشنهاد شده است ، که نویسندگان آن نشان می دهد که نوآوری یک محرک مرتبه اول برای احتکار پول نقد است. 5

برای یادآوری ، شواهد کافی در مورد شرکت هایی که روی پول نقد نگه داشته می شوند وجود دارد. با این حال ، دلایل اصلی چنین احتکار و وزن نسبی نیروهای اساسی بالقوه آن هنوز به طور رضایت بخش تعریف نشده است. با این وجود ، جدیدترین شواهد نشان می دهد که ، برای بینش بیشتر در مورد این پدیده ، عواملی مانند نوآوری و تغییر تکنولوژیکی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به ماهیت ساختاری چنین تغییراتی ، احتمالاً مازاد نقدی شرکت ها نسبتاً زیاد و مطمئناً بالاتر از حد متوسط است که در سالهای 1996-2006 دیده می شود.

کارلوس مارتینز سارناگو

واحد بازارهای مالی ، بخش برنامه ریزی و تحقیقات استراتژیک ، Caixabank

1. به Karabarbounis ، L. & Neiman ، B. (2012) ، «کاهش سهام نیروی کار و افزایش جهانی پس انداز شرکت ها» ، NBER ، مقاله شماره 18154 را ببینید.). خوانندگان نباید این مسئله را با مفهوم نقدینگی مازاد شرکت یا مازاد نقدی (سهام متغیر) اشتباه بگیرند.

2. به Almeida ، H. ، Campello ، M. & Weisbach ، M. (2004) ، «حساسیت جریان نقدی پول نقد» ، مجله مالی 59 (4): 1777-1804 را ببینید.

3. خوانندگان مرجع جالبی را در Sánchez ، J. & Yurdagül ، E. (2013) پیدا می کنند ، «چرا شرکت های آمریکایی اینقدر پول نقد دارند؟اکتشافی از تنوع مقطعی »، بانک مرکزی فدرال رزرو سنت لوئیس بررسی.

4. به عنوان مثال ، به Foley ، F. ، Hartzell ، F. ، Titman ، S. & Twite ، G. (2007) مراجعه کنید ، «چرا شرکت ها اینقدر پول نقد دارند؟توضیحات مبتنی بر مالیات »، مجله اقتصاد مالی ، 86 ، 579-607.

5. به Falato ، A. & Sim ، J. (2014) مراجعه کنید ، «چرا شرکت های نوآورانه اینقدر پول نقد دارند؟شواهدی از تغییر در اعتبارات مالیاتی تحقیق و توسعه ایالتی »، سریال بحث و گفتگو در زمینه مالی و اقتصاد 2014-72 ، هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال (ایالات متحده).

استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : 25 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 9:45