میلیاردر جیمی پتیسون 94 ساله است و هر روز به کار خود می رود. راز او چیست؟

ساخت وبلاگ

در دهه 1960 ، زمانی بود که به نظر می رسید جیمی پتیسون بیشتر کانادایی ها را مانند یک ترفند جادویی به نظر می رساند. وی توسط نیروهای ناشناخته رانده شد."یک لخت پرش یک مرد" اینگونه است که یک نویسنده آن را بیان کرد. یک دقیقه او صاحب یک نمایندگی ماشین بود و عملاً بعد ، او یک "تیکون" بود. او یک شرکت زیرک را خریداری کرده بود که علائم روشنایی در فضای باز را به فروش می رساند و آن را به یک کنگلومرا تبدیل کرده است. یک روزنامه ونکوور مدتها قبل از دستیابی به این وضعیت ، وی را میلیاردر خواند. فقط اجتناب ناپذیر به نظر می رسید. در اواسط دهه 1980 ، وی نزدیک به 40 شرکت داشت که همگی مربوط به کالاها یا خدمات مصرفی بودند و هنوز راضی نبود. او یک مرد ثروتمند بود که صاحب یک قایق بادبانی به اندازه کافی برای میزبانی شاهزاده چارلز و پرنسس دایانا بود ، اما هنوز هم جعبه های بازگرداندن سکه از هر تلفن تلفنی را که گذشت ، بررسی کرد. آخرین تخمین Forbes ارزش خالص خود را نزدیک به 15 میلیارد دلار می کند ، اگرچه او هرگز گروه جیم پتیسون را عمومی نگرفت ، بنابراین مطمئناً دانستن آن دشوار است. ارزش او به عنوان نمونه ای از آنچه که هر کانادایی با اشتهای سیری ناپذیر برای موفقیت در تجارت می تواند به دست آورد ، ممکن است بی اندازه باشد. ما از طریق بزرگنمایی از دفتر وی در مرکز شهر ونکوور گپ زدیم.

خوب ، پیش بروید و شلیک کنید.

عالی! این اولین سوال من استشما 94 ساله هستید ، و هنوز هم مدیرعامل و رئیس این شرکت هستید که حدود 60 سال پیش آن را شروع کرده اید. چرا در جایی کار می کنید و روی قایق بادبانی خود بیرون نمی روید؟

خوب ، اول از همه ، زیرا من به پول بانک ها مدیون هستم. این شروع خوبی در آن است. اما دلیل انجام کاری که من انجام می دهم این است - زیرا من کاری را که دوست دارم بهتر انجام دهم پیدا نکرده ام. من دوست دارم هر روز صبح کار کنم. در حقیقت ، وقتی این معامله را با شما کنار می گذارم ، در حال رفتن به ساسکاچوان هستم ، جایی که ما فقط یک ساختمان جدید برای نمایندگی جان دیر در هامبولت ساخته ایم.

شما یک بار گفتید ، "شما لازم نیست که پول زیادی بدست آورید ، تا زمانی که خیلی احمق نباشید."آیا این هنوز درست است؟

اگر این را گفتم ، به یاد نمی آورم که آن را بگویم. برای کسب درآمد ، باید این فرصت را پیدا کنید ، و سپس باید اجرا کنید.

وقتی در دهه 60 پوند شروع کردید ، یک نمایندگی Buick و یک ایستگاه رادیویی داشتید. سپس ناگهان شروع به خرید یک دسته از مشاغل کامل کردید. مثل این بود که شما از رعد و برق برخورد کرده اید. چه چیزی باعث شده است؟

این چیست؟

سازمان روسای جمهور جوان. این یک معامله بود ، چه در کانادا و چه در آمریکا ، برای افرادی مثل من که با هم جمع شدند و جلساتی داشتند.

شما از YPO الهام گرفته اید.

من الهام گرفتموقتی به این سازمان پیوستم ، B. C. گروه متعلق به بخش آمریکایی سازمان بود. و آمریکایی ها در بسیاری از موارد در تجارت بسیار پرخاشگر هستند. و وقتی دیدم این افراد را دیدم که بدون پول ، این فرصت را به من داد تا رشد کنم.

شما یک بار گفتید که آنچه مردم را به عقب برگرداند ، عدم شجاعت بود. شجاعت خود را از کجا پیدا کردید؟

خوب ، من می توانم به شما بگویم ، رویال بانک 40،000 دلار به من وام داد و من با نمایندگی خودرو در ونکوور شروع کردم. این شروع من بود. و بنابراین ، من تمام زندگی خود را صرف وام گرفتن پول ، پرداخت آن و سرمایه گذاری در چیزی کردم که ایده ای خشن داشتم که می توانم با آن درآمد کسب کنم. و برخی کار کرده اند ، و برخی دیگر کار نکرده اند.(1)

آیا تا به حال زمانی وجود داشت که شجاعت شما شما را شکست داد؟

این یک پاسخ بسیار قطعی است

این بدان معنا نیست که من اشتباهات زیادی نکردم. ناکامی ها ، من سهم خود را از این موارد داشتم. اما هرگز به این دلیل نبود که می ترسیدم صبح از خواب برخیزم و چیز جدیدی را امتحان کنم.

از آنجا که ما در مورد اشتباهات صحبت می کنیم ، آیا می خواهید به من بگویید که فکر می کنید بزرگترین اشتباه شما چیست؟

من می گویم بزرگترین اشتباه من این بود که به یک معامله با تکنولوژی بالا که هیچ چیز در مورد آن نمی دانستم ، با یک دسته از افراد. من این شرکت را خریداری کردم و فناوری پیشرفته بود ، من تجارت را نفهمیدم و مردم صلاحیت نداشتند. من احتمالاً یک میلیون و نیم برای آن یا چیزی شبیه به آن پرداخت کرده ام. من همه آن را از دست دادماین یک درس عالی به من آموخت - تا مطمئن شوم که کمی درباره آنچه وارد می شوم می دانم.

اگر همین الان شروع می کردم و چشمم به ساخت 1 میلیارد دلار می کردم ، چه توصیه ای به من می دهید؟

خوب ، شماره 1 همیشه صادقانه است ، مهم نیست که چه چیزی. و اگر از بانک وام می گیرید ، باید دلیل خوبی برای پول در کجا می رود و چرا ، و چگونه می توانید آن را پس انداز کنید. سخت کار کنید ، صادق باشید و وقتی اشتباه کردید ، سعی نکنید ثابت کنید که درست است.

با همان چکش به ناخن اصابت نکنید. فقط حرکت کن. اگر فهمیدید که نجار نیستید ، ترک کنید و کاری متفاوت انجام دهید.

متأسفم که نقل قول های قدیمی خود را به سمت شما بازگرداند ، اما شما یک بار گفتید ، "معاملات در اتاق های تاریک و مکان های عجیب انجام می شود."آیا این هنوز درست است؟

نه. من حتی آن نقل قول را به خاطر نمی آورم، اگر آن را گفته باشم. اما معمولاً وقتی معامله ای انجام می دادیم، این یک تجارت کوچک کوچک خانوادگی است و می تواند در یک خانه کشاورزی باشد. ممکن است در گاراژ باشد. میتونه تو ماشین باشهاما در یک اتاق مجالس مجلل مانند من که الان در آن نشسته ام، نخواهد بود. معاملاتی که ما امروز انجام می دهیم شامل پول بیشتر و افراد پیچیده تر می شود و معمولاً در هر دو طرف وکیل داریم و همه اینها.

همانطور که شما در حال ساختن امپراتوری خود بودید، افراد زیادی شما را تحسین کردند. آیا شخصیتی همتا یا تجاری وجود داشت که شما او را تحسین می کردید؟

قطعا وجود داشت، و من نمی توانم به خاطر بیاورم که آنها چه کسانی خواهند بود. یکی در تگزاس بود - امروز نام او را به خاطر ندارم. و سپس یکسری از مردم، عمدتا آمریکایی، بودند که از هیچ به وجود آمدند.

آیا تا به حال به وارن بافت به عنوان یک سرمایه گذار نگاه کرده اید؟

مطمئناً، وارن بافت به تنهایی در یک کلاس است.

هیچ شباهتی بین خود و او نمی بینید؟

وای نه. من در مقایسه با وارن بافت هیچی نیستم.(2) اتفاقاً وارن بافت، یک بار ناخواسته عکسی را برای من فرستاد که یادداشتی روی آن نوشته شده بود. و با وارن بافت آشنا شدم. اکنون شما با کسی صحبت می کنید که واقعاً می داند دارد چه می کند.

از دهه 1960، شما چندین رکود را پشت سر گذاشته اید. نظر شما در مورد اینکه اقتصاد امسال به کجا می رود چیست؟

که ما از آن عبور خواهیم کرد و همه چیز خوب خواهد شد.

آیا کار خاصی برای آماده شدن برای رکود احتمالی انجام می دهید؟

ما کار خاصی انجام نمی دهیم، اما مراقب هستیم که مطمئن شویم در صورت خرابی، از اهرم بیش از حد استفاده نمی کنیم.

شما قبلاً بین تجار در غرب و آنهایی که در شرق هستند تفاوت قائل شدید. شما احساس کردید که غربی ها قابل اعتمادترند. این روزها چه حسی داری؟

یادم نمی آید هرگز گفته باشم که آنها قابل اعتمادتر هستند. من متوجه شده ام که مردم در غرب نسبت به مردم شرق شانس بیشتری خواهند داشت. آنها ریسک پذیرتر از افرادی هستند که من با آنها در بخش شرقی ایالات متحده یا کانادا سروکار داشته ام.

با نگاهی به گذشته، رتبه اکسپو 86 را در فهرست دستاوردهای خود در کجا قرار می دهید؟

خب، اکسپو موفقیت آمیز بود و من فقط یکی از داوطلبان بودم. ما صدها و صدها داوطلب در بریتیش کلمبیا داشتیم که بیهوده در نمایشگاه جهانی کار می کردند و من فقط یکی از آنها بودم.

آیا شما نقش بسزایی در ایجاد اتفاقات نداشتید؟

خوب ، من نمایشگاه را اجرا می کردم ، و این کار من بود. اما شما این کار را به تنهایی انجام نمی دهید. شما افرادی را که مشارکت داشتند استخدام می کنید ، و ما از B. C پشتیبانی زیادی داشتیم. دولت ، دولت کانادا. معلوم شد که موفق است ، اما دولت کانادا و بریتیش کلمبیا افرادی بودند که سزاوار اعتبار بودند.(3)

آیا تجربه نمایشگاه شما تا به حال الهام بخش افکار مربوط به شرکت در مقام سیاسی است؟

این کار را کردیک شب ساعت نه ، تلفن من در خانه زنگ زد و مهمانی که در آن زمان قدرت داشت ، کار را به عنوان نخست وزیر به من پیشنهاد داد.

من حتی به یاد نمی آورم که قبلاً آن داستان را به کسی بگویم. اما مورین ، دستیار من ، به یاد می آورد.(4) آنها ساعت نه تماس گرفتند - یک خانم به نام گریس مک کارتی. او وزیر کابینه بود و گفت ، "جیمی ، نخست وزیر بازنشسته می شود ، و ما دوست داریم شما این کار را انجام دهید."من آن را خیلی خوب به یاد می آورم. شب بود و من در یک بلندگو بودم و همسرم این تماس را شنید. او گفت: "اوه ، جیمی ،" شما باید این کار را انجام دهید. "و من روی آن خوابیدم ، و تصمیم گرفتم ، نه. من می خواهم یک تاجر بمانم.

و شما دیگر هرگز آن را در نظر نگرفتید؟

من ، زیرا من دو یا سه بار فرصت داشته ام تا به سیاست بروم. اما من تصمیم گرفتم که به تلاش برای کسب درآمد بپردازم. و نه به خاطر سود کسب درآمد به خاطر پول ، بلکه این کاری است که من دوست دارم انجام دهم.

با نگاهی به حرفه خود ، افتخارآمیزترین دستاورد شما چیست؟

من هرگز به آن فکر نکرده ام. اما من در 51 پوند ازدواج کردم و هنوز ازدواج کرده ام. همان همسر(5) و این 70 سال بعد است. من می گویم احتمالاً بزرگترین دستاورد من ازدواج ، کار در شب ، مسافرت در سراسر معامله بود و هنوز هم وقتی امشب به خانه می روم ، همان همسر را دارم. من در سال 1951 در Moose Jaw ، Sask ازدواج کردم.

بخش مورد علاقه شما در انجام کار چیست؟

صبح رفتن به کارمعمولاً دو موردی که با آنها سر و کار دارم مشکلات و فرصت ها هستند.

شما بارها گفته اید که هرگز در خارج از تجارت هیچ علاقه و سرگرمی نداشته اید ، و به نظر می رسید به آن افتخار می کنید. آیا این هنوز درست است؟

من هرگز سرگرمی نداشته ام ، اما من علاقه های خارج از کشور داشته ام. من سالها در بازی ترومپت صرف کردم. در یک زمان ، من در مشهورترین گروه پسران در کانادا بازی کردم و آنها در سراسر ایالات متحده ، انگلیس سفر کردند. و بعد یاد گرفتم که کمی پیانو بزنم ، بنابراین بعد در ارکستر کلیسا بازی کردم و در ارکستر سمفونیک ونکوور بازی کردم و در UBC در گروههای موسیقی بازی کردم. من با آن اوقات خوبی داشتم.(6)

چه نوع موسیقی را دوست دارید پخش کنید؟

من اساساً در موسیقی انجیل بزرگ شدم. اما هر چیزی که "خانه در محدوده" - هر چیزی که محبوب بود. من یاد گرفتم که بدون موسیقی بازی کنم ، اگرچه سالها درس موسیقی می گرفتم ، اما اساساً یاد گرفتم که با گوش بازی کنم. این برای من آسان بود.

وقتی به تمام معاملات خود فکر می کنید ، بهترین آن چیست؟

بهترین مورد اول بود. من یک حق رای دادن جنرال موتورز خریداری کردم که یک پمپ بنزین سه پمپ و یک نمایشگاه دو اتومبیل بود. نمایندگی ها به خوبی کار نمی کردند و مالک می خواست ، و جنرال موتورز این فرصت را به من داد. من به 40،000 دلار نیاز داشتم و بانک سلطنتی آن را به من وام داد ، زیرا من یک سکه ندارم. و من به تجارت رفتم ، و این بهترین معامله ای است که من تا به حال انجام داده ام.

شانس در موفقیت شما چقدر بزرگ بود؟

من می گویم شانس

خوب ، من می گویم زمان بندی. من می گویم که من با زمان بندی بسیار خوش شانس بوده ام ، زیرا وقتی تمام دنیا در یک افسردگی در حال سقوط بودند ، چیزی را شروع نکردم. این مهم است ، زیرا من همیشه بسیار اهرم بوده ام. وام گرفتن هر کاری که می توانم ، تا چند سال گذشته ، جایی که اگر دوست دارید پول خودمان را بیشتر داریم. بنابراین ، این بانک های کانادا و بانک های آمریکایی بوده اند. من امروز در اینجا نخواهم بود ، اگر این برای سیستم بانکی نبود ، و دو یا سه مدیر که خطر من را به خود اختصاص داده اند ، با شما صحبت نمی کنم.

بارها از شما در مورد برنامه جانشینی خود سؤال شده است. این واقعیت که شما هنوز مسئول هستید ، در 94 سالگی ، نشان می دهد که هرگز به ساخت آن نرسیدید.

شما اشتباه مرده ایدما از زمان رسیدن به 75 یا بیشتر ، ما یک برنامه جانشینی داشته ایم. من همیشه کسی را داشتم که همراه آن بود که آماده جانشین باشد ، از جمله امروز.(7)

آیا می خواهید آن شخص را نام ببرید؟

نه ، من ترجیح می دهم که او را نامگذاری نکنم ، زیرا ممکن است نظر خود را تغییر دهم ، اگر این کار انجام نشود.

من فکر می کنم می دانم که شما به این چه می گویید ، اما به هر حال می پرسم. آیا زندگی صرف شده برای دستیابی به مشاغل و ایجاد ثروت تلاشی برای پیگیری شادی است؟

نه. من کاری را که انجام می دهم دوست دارم. این چیزی بوده است که برای من خوب است. گوش دهید ، من بیشتر از هر کسی که می شناسم اشتباه کرده ام ، اما شما با آنها زندگی نمی کنید. اگر تصمیمات زیادی می گیرید ، معمولاً اشتباه می کنید. اما در تعادل ، خوب است

من واقعاً از مکالمه ما لذت بردم. ممنون بخاطر وقتی که گذاشتید.

خوب ، Trevor ، از وقت شما متشکرم. من از این فرصت قدردانی می کنم

1. در سال 1969 ، هنگامی که پتیسون پس از شرکت در حال خرید شرکت بود ، یک تاجر ونکوور که از وی سؤال شد گفت: "او بسیار کارآمد است و مرا می ترساند."

2. ارزش خالص بافت تقریباً 150 میلیارد دلار است ، کمی بیش از 10 برابر پاتیسون.

3. نمایشگاه جهان ، که موضوع حمل و نقل و ارتباطات آن بود ، 22 میلیون بازدید کننده را به خود جلب کرد-شماره ای را که در نمایشگاه 84 در لوئیزیانا شرکت کرد ، جمع کرد.

4- دستیار دیرینه پاتیسون ، مورین شعار ، تأیید می کند که گریس مک کارتی ، وزیر قدرتمند کابینه در حزب اعتبار اجتماعی B. C ، از جیمی خواسته بود که برای نخست وزیر جایگزین بیل بنت در سال 1986 یا 87 پوند شود.

5- نام همسرش مری است. آنها سه فرزند دارند - دو دختر و یک پسر ، جیم جونیور ، که رئیس جمهور ریپلی سرگرمی است.

6. پتیسون با گروه پسران Kitsilano بازی کرد. و به گفته شاست ، پتیسون چندین سال با VSO ترومپت بازی کرد.

7. گمانه زنی هایی وجود داشت که B. C. نخست وزیر گلن کلارک به عهده خواهد گرفت - او به مدت 10 سال رئیس جمهور بود. اما او در ژانویه کناره گیری کرد ، حرکتی که پتیسون گفت برای مدت طولانی در کارها بود. رئیس جمهور جدید رایان بارینگتون-فوت ، حسابدار 45 ساله است.

وقت شما ارزشمند استخبرنامه برتر کسب و کار را به راحتی صبح یا عصر به صندوق ورودی خود تحویل دهید. امروز ثبت نام کنید .

استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : 27 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 9:10