آنها را دوست داشته باشید یا از آنها متنفر باشید ، بازرگانان نهادی هنوز به سازندگان بازار احتیاج دارند.
این رابطه ای است که بر اساس نیاز متقابل ایجاد می شود: جستجوی نقدینگی ، آوردن شرکت ها به بازار ، ارائه تحقیق ، مراجعه و خدمات دلار نرم.
مطمئناً ، معامله گران ، در این رابطه عشق و نفرت ، گمان می کنند که فروشندگان از اطلاعات حساس ارائه شده استفاده می کنند. آنها معتقدند که این عملی است که باعث ایجاد حرکات منفی قیمت می شود.
با وجود انتقاد ، سازندگان بازار نقش اساسی دارند. آن را به عنوان یک بازی پوکر فکر کنید. یک بازیکن کارت و استراتژی خود را می شناسد. او برای پیروزی مداوم به دو مهارت نیاز دارد: توانایی ارزیابی قدرت بازیکن دیگر و پنهان کردن استراتژی خودش.
یک بازی مشابه گربه و موش در تجارت نهادی رخ می دهد. مطمئناً ، یک معامله گر Buyside کارتهای خود را می داند: اندازه علاقه تجاری اختصاصی وی و شدت آن که مدیر نمونه کارها می خواهد تجارت خود را به پایان برساند. با این حال ، معامله گر نمی داند چه مقدار از اطلاعات مدیر توسط دیگران به اشتراک گذاشته شده است. او نمی داند چه دیدگاه های جایگزین باعث ایجاد انگیزه سایر بازرگانان در بازار می شود. استفاده از بهترین استراتژی در پاسخ به این چهار منبع دانش متقابل ، معامله گران موفق را متمایز می کند.
استراتژی های پوکر و تجارت سعی می کنند با آزاد کردن اطلاعات کمتری ، برنده ها را افزایش دهند. معامله گران این کار را در مراحل انجام می دهند: فقط اطلاعات کمی برای به دست آوردن اطلاعات متقابل یا نقدینگی ارائه می شود. این رویکرد چندین مزیت شبیه به بازی پوکر خوب دارد: اندازه آن را پنهان می کند ، فضای مانور را حفظ می کند و نکاتی را در مورد صداقت اطلاعات ارائه شده توسط مدیر معامله گر جمع می کند.
این استراتژی معاملاتی فقط زمانی کار می کند که قدرت دست پوکر حفظ شود. یعنی وقتی معامله گر نهادی چیزی را می داند که بقیه بازار این کار را نمی کند. هنگامی که سایر شرکت کنندگان اطلاعات را کشف کردند یا شروع به واکنش به ردپاهای داستان تجارت فعال کردند ، استراتژی آهسته و آسان خودکشی می شود.
هزینه فرصت با افزایش قیمت قبل از اتمام سفارش افزایش می یابد. یک معامله گر بی تجربه ممکن است متوجه نشود که این دست تا زمان تکمیل سفارش با قیمت جذاب غیرممکن می شود.
معامله گر از طریق تجربه می داند که وی باید از حاشیه اطلاعات در برابر معامله گران یک طرف یا پیشروان که ممکن است از طریق بازار ساز هشدار داده شوند ، محافظت کند. بنابراین اطلاعات فقط هنگامی که متناسب با هدف معامله گر باشد ، برای سازنده بازار آشکار می شود. هنگامی که معامله گر آماده است تا از نقدینگی برای استخدام فراخوانی کند ، محدودیت های سازنده بازار از بین می رود.
این رفتار ماسک ، جایی که قصد تجارت واقعی نشان داده نشده است ، تأخیر ایجاد می کند: عرضه و تقاضا پنهان است زیرا آشکار کردن اطلاعات در چشم کنجکاو بی خطر نیست. از دیدگاه بازار ، قیمت ها با سرعت تعیین شده در ابتدا توسط بازرگانان اطلاعات حرکت می کنند ، سپس اغلب توسط معامله گران درون زای داخل جعبه شتاب می گیرند. آیا به نظر می رسد مانند یک پیاده روی تصادفی است؟
اقتصاددانان این موضوع را معضل زندانی می نامند. اگر همه معامله گران اهداف خود را فاش کنند ، بهترین نتیجه برای همه حاصل می شود ، اگرچه هر معامله گر بهتر است دست خود را فاش نکند. نتیجه یک بازار زیر بهینه است که هزینه های جستجوی بیش از حد را ایجاد می کند.
جیمز فرشته دانشگاهی از دانشگاه جرج تاون خاطرنشان کرده است که هزینه معاملات صفر ، در حالی که برای هر تجارت فردی سودمند است ، اما برای عملکرد بازار بهینه نیست. هزینه های معامله ای از انجام بازار و تأمین نقدینگی به عنوان مزیت اطلاعاتی به واسطه ها در هنگام جستجوی نقدینگی پشتیبانی می کند.
سازنده بازار در یافتن این تعادل ضروری است. سازنده بازار می داند چه اتفاقی افتاده است ، چه کسی علاقه نشان داده شده است ، چه کسی ممکن است مایل به تجارت باشد-و چه کسی ممکن است برای تأمین نقدینگی برای استخدام باشد. سازنده بازار لزوماً به ارزشمندترین اطلاعات در مورد وال استریت محرمانه است: نشانه های مربوط به علاقه تجارت نشده. ماندن در بالا آسان نیست. مانند آن یا نه ، سازندگان بازار از طریق احساس نبض بازار ، لبه خود را به دست می آورند.
برخی از معامله گران و تنظیم کننده ها از محیط تجارت الکترونیکی حمایت می کنند که در آن سازندگان بازار غیر ضروری هستند. در این محیط ، اولین مزیت ECN رایانه سازی تلاش های دستی است. نیروی کار گران قیمت با قدرت محاسبات ارزان قیمت و اتصال الکترونیکی گسترده جایگزین می شود.
کشف خودکار قیمت می تواند یکی دیگر از مزایای ECN باشد. یکی از کارکردهای سنتی سازنده بازار ، یافتن نقطه قیمت است که بیشترین بهره تجارت را برآورده می کند. این کار به سادگی در یک شبکه عبور و به طور دقیق تر در سیستم های Defunct Optimark و AZX انجام می شود. با این وجود ، تجارت تحت تأثیر قیمت های ایجاد شده در بازار اولیه است.
بدون بالاست نقل قول های بازار مرکزی ، قیمت های ECN به سرعت ارتباط با واقعیت را از دست می دهند.
معامله گران عاشق توانایی ECN در حفظ ناشناس بودن در حالی که برخی از نقش اطلاعات-مرکزی را انجام می دهند. مکانیسم های تجاری جایگزین ، مانند کارگزاران بازار سوم و همچنین Instinet و Liquidnet ، اشتیاق اولیه را ایجاد می کنند و در برخی موارد سهم قابل توجهی در بازار را با ارائه تولید کننده بازار از این روند خارج می کنند.
برخی از ECN ها سعی کرده اند شرکای تجاری کمتر مطلوب را حذف کنند. اینستینت در ابتدا منحصراً برای تجارت موسسه به مؤسسه طراحی شده بود. اما تا زمانی که مشتری خود را به موسسات محدود کند ، نتوانست سود کسب کند. این محبوبیت و سودآوری فقط در شرایطی که به کارگزاران اجازه تعامل داده شد ، به دست آورد. مزیت "قطع واسطه" نتوانست بر هزینه های جستجوی اضافه شده ناشی از عدم توانایی در یافتن شرکای تجاری در خارج از باشگاه اختصاصی غلبه کند.
Liquidnet ، یک سیستم جوانتر ، محدودیت های مشابهی را دارد ، اما به نظر می رسد تاکنون از ناامیدی هایی که Instinet در سالهای اولیه خود تجربه کرده است ، جلوگیری می کند.
ECN ها در کاهش هزینه های جستجو و دسترسی به نقدینگی طبیعی مؤثر هستند. به نظر نمی رسد که آنها در تعیین قیمت ها ، کارآیی به عنوان یک اطلاعات-مرکزی یا ارزیابی ریسک ، مهارت داشته باشند.
به طور مستقیم یا غیرمستقیم ، ECN ها قیمت ها را با بازگرداندن بازار متمرکز تعیین می کنند. برای یافتن قیمت بسیار بیشتر از مشاهده کتاب سفارش محدود یا جریان سفارش اخیر وجود دارد. از طریق تجربه و شبکه ای از مخاطبین ، سازنده بازار حس آنچه را که ممکن است در گوشه و کنار باشد ایجاد می کند. این فراتر از فناوری فعلی ما برای ایجاد یک الگوریتم رایانه ای است که این جریان شدید و در عین حال ظریف از اطلاعات را دریافت ، پردازش و وزن می کند.
اما کسی باید قیمت را تعیین کند: به نظر می رسد که سازنده بازار قیمت را می داند. با این حال ، این درست نیست. سازنده بازار قیمت قابل قبول تعیین می کند ، قرار گرفتن در معرض خود را پایین نگه می دارد و در صورت اشتباه بودن ، اصلاحات سریع را انجام می دهد. این تنظیم خوب ، قرار گرفتن در معرض بازار ساز را تحت کنترل نگه می دارد. یک سازنده بازار به عنوان یک تسهیل کننده بسیار آگاه و بسیار چابک درآمد کسب می کند ، نه به عنوان یک سرمایه گذار.
در بازارهای امروز جریان قیمت ها و نقل قول ها با هزینه کم به طور گسترده ای در دسترس است. نبرد در حال افزایش است که آیا مبادله می تواند حقوق مالکیت را در مورد ایجاد فرآیند کشف قیمت مطالبه کند. کشف قیمت محصول اصلی مبادله است ، اگرچه ارزش اقتصادی آن به ندرت قیمت گذاری می کند. ECN ها و مبادلات ثانویه که در فرآیند کشف قیمت بازار غالب سوار می شوند می توانند بدون نیاز به هزینه های کار در عرصه معامله ، خدمات معامله ای را با کیفیت مشابه ارائه دهند.
به عنوان اطلاعات-مرکزی ، سازنده بازار در دسترسی به اقشار پایین نقدینگی ماهر است. علیرغم پیشرفت بازارهای خودکار ، فرایند مستقیماً نقدینگی که در جستجوی قیمت است ، در جایی که همیشه بوده است - در دست سازنده بازار باقی مانده است.
در شرایط بدون اخبار ، نقش اطلاعات-مرکزی بی اهمیت است و ECN ها عملکرد خوبی دارند. وقتی عرضه و تقاضا از تعادل خارج شود ، همه چیز جالب تر می شود. معامله گر نهادی که نمی تواند منتظر بماند ، در صورت عدم وجود خریدار در ECN برای سهام که می خواهد بفروشد ، باید نقدینگی را از بین ببرد. ECN نمی تواند با سفارشات غیر تطبیقی به غیر از نشستن روی آنها یا رد و ارسال آنها به مبدأ انجام دهد.
فرض کنید ECN برای ارسال پیام به علاقه تجاری اخیر برنامه ریزی شده است. بدون اختیار انسانی در این فرآیند ، به سرعت بدتر می شود و به یک اسپم تبدیل می شود. شاید روزی این کار انجام شود ، اما اکنون این فناوری در دسترس نیست.
فروش امنیتی خطر مالکیت را به خریدار منتقل می کند. هنگامی که سهام به یک ارائه دهنده نقدینگی برای اجاره فروخته می شود ، به طور فعال برای فروش باقی می ماند تا اینکه بتواند موقعیت را معکوس کند. برای بازیگران استخدام ، مانند سازندگان بازار ، سرمایه گذار نیستند.
مانند دریچه گاز مرده بر روی یک لوکوموتیو ، درک انسان از ریسک یک فرماندار ضروری برای جلوگیری از قطار فراری است. به عنوان مثال ، در اوراق بهادار سرمایه گذاری برنارد L. مادوف ، رایانه تا زمانی که به مرزهای از پیش تعیین شده برسد ، بازارها را می سازد. حتی اگر پردازش روتین توسط رایانه انجام شود ، مرزها توسط واسطه های انسانی تنظیم می شوند.
در واقع ، بازار الکترونیکی برای موقعیت های قابل پیش بینی طراحی شده است. هنگامی که پیش بینی نشده اتفاق می افتد ، آنها هیچ شهود و تجربه ای برای بازگشت به آن ندارند.
جوزف شوپتر ، اقتصاددان برجسته اتریشی ، هنگامی که اثرات نوآوری را توصیف کرد ، از نابودی خلاق صحبت کرد. همین پدیده ها در بازارهای اوراق بهادار مشهود است و همه را وادار می کند ضمن کاهش هزینه ها ، مزایای منحصر به فرد خود را بسازند. کاهش هزینه ها ایده های سرمایه گذاری بیشتری را عملی می کند و این باعث افزایش نقدینگی می شود.
رایانه به زودی از کارکردهای سنتی سازنده بازار انسانی جلوگیری نمی کند. نقش اطلاعات-مرکزی ضروری است ، نقشی که نیاز به دانش ، مهارت و ادامه روابط قابل توجه و قابلیت های ارزیابی ریسک دارد. اکنون برنامه ریزی آنها به رایانه غیرممکن است.
بله ، هزینه غیرمستقیم وجود دارد: برای یافتن نقدینگی مورد نیاز ، معامله گران بزرگ نهادی باید یک مزیت اطلاعاتی را به واسطه ها بدهند. انصاف و یکپارچگی مستلزم استفاده از اطلاعات برای آسیب رساندن به مبدأ نیست. یکپارچگی سیستم در پرونده نهادی به یک رابطه مداوم متکی است ، رابطه با پیامدهای مهم پولی در معرض خطر است.
وین واگنر رئیس گروه پلکسوس ، مشاور اعدام تجارت مستقر در لس آنجلس است.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : 30
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 10:38