بعد از ظهر سه شنبه ساکت ، بانکداران ، کارگزاران و کارفرمایان وال استریت برای تماشای سیتی گروپ نتایج خود را برای سال 2002 اعلام کردند. عمدتاً ، آنها می خواستند ببینند که چگونه شرکتی که توسط دادستان کل ایالت نیویورک ، بازارهای لاسی سرمایه ، افزایش ضرر وام و افزایش ضرر وام هامنفجر شدن عملیات خارجی هنوز هم می تواند 15. 3 میلیارد دلار درآمد کسب کند. مطمئناً ، آنها استدلال كردند ، اگر سیتی گروپ بتواند سال گذشته زنده بماند ، امید به همه افراد دیگر وجود داشت.
در واقع ، خوش بینی ها می توانند در میان ویرانه ها امید پیدا کنند. درآمد Citigroup ، اگرچه توسط وسعت فعالیت های منحصر به فرد این بانک تقویت شده بود ، اما با بقیه صنعت خارج نبود-اگر CSFB را حذف کنید ، یک بانک سرمایه گذاری طولانی مدت و سوئیس ، که SFR3. 4 میلیارد دلار از دست داد (2. 2 میلیارد دلار) سال گذشته. بازگشت به سهام در بزرگترین بنگاه های وال استریت در رقم های دو نفره بالا یا پایین باقی مانده است. دایان گلکسمن ، تحلیلگر UBS Warburg می گوید: این ممکن است بهترین پاسخ به دوران سخت در تاریخ صنعت مالی باشد.
بهتر است ، تحقیقات دادستان کل نیویورک ، الیوت اسپیتزر ، با یک انفجار آغاز شد اما ماه گذشته با یک زمزمه به پایان رسید. سیتی گروپ بیشترین سهم را در تسویه حساب ، 400 میلیون دلار داشت ، اما این صرفه جویی درآمدهای این بانک از معاملات مخابراتی بود که در قلب تحقیق آقای اسپیتزر بودند. خوش بینی های با ذهنیت تاریخی حتی ممکن است موجب شوند که بازار خرس در حال حاضر کمی قدیمی است.
تاب آوری وال استریت با هزینه بانکداران آمده است
با این حال ، حال و هوای بانکهای سرمایه گذاری به دور از جشن نیست. به طور عمده ، این به این دلیل است که مقاومت خیابان به هزینه بانکداران رسیده است. پرداخت نیمی از درآمدهای بانکهای سرمایه گذاری را در بازار گاو نر خیس کنید. هرچه درآمدها کاهش می یابد ، جبران خسارت نیز انجام شد. بسته به شرکت و خط مشاغل ، پاداش هایی که بیشتر دستمزد بانکداران را تشکیل می دهند ، در سال 2001 40-60 ٪ کاهش یافت و سپس با 10-50 ٪ دیگر در سال گذشته.
اگرچه تعدادی از مشاغل در این زمینه قرار گرفته اند ، به ویژه صدور و تجارت اوراق قرضه ، افرادی که بالاترین حاشیه ، ادغام و پیشنهادات عمومی اولیه را دارند ، اما خادم بوده اند. برای اولین بار از سال 1988 ، پول بیشتری از صندوق های متقابل سهام عدالت پس گرفته شد تا واریز شد. به دلیل پایین بودن نرخ بهره ، حتی بازارهای پول شاهد سقوط تقاضا بودند. تعداد کمی از بانکهای سرمایه گذاری به غیر از سرمایه گذاری پول خود (یک تجارت پرخطر) یا وام دادن به آن ، منابع تازه ای از درآمد را پیدا کرده اند (یک تجارت آنقدر غیر جذاب است که هر بانک تجاری در تلاش است تا از آن خارج شود).
در تلاش برای فشار دادن هزینه ها از تقاضای آهسته ، بسیاری از شرکت های سرمایه گذاری در حال بازنویسی محصولات خود ، سیلی زدن به هزینه های بالاتر و امیدوارند که مشتری ها متوجه آن نشوند. مشتریانی که زمانی سهام و اوراق قرضه خریداری کرده اند ، بنابراین فقط یک کمیسیون واحد در هر تجارت پرداخت می کنند ، تشویق می شوند به محصولات بسته بندی شده با هزینه های بالا و مداوم مانند صندوق های اوراق بهادار داخلی و شاید یک لایه دوم هزینه برای مدیریت یک نمونه کارها ، به محصولات بسته بندی شده و با هزینه های زیاد و در حال انجام بپردازند. بودجه
شرکت های سرمایه گذاری همچنین مشتاقانه در حال فروش صندوق های تامینی با هزینه بالا با هزینه های استراتوسفر به سرمایه گذاران با وسایل متوسط هستند. پیش از این ، چنین سرمایه گذاران در هیچ کجا نزدیک به چنین وجوهی مجاز نبودند. آنها با یک صندوق متقابل قدیمی قدیمی به مراتب بهتر عمل می کنند. تمام تلاشهای بازاریابی شرکتهای سرمایه گذاری ممکن است چیزی بیشتر از ظن سرمایه گذاران مبنی بر اینکه این صنعت در تلاش است تا آنها را غرق کند ، انجام دهد.
این سوء ظن ها ممکن است به هر حال به دادخواستهای گران قیمت منجر شود. همانطور که انتظار می رفت ، نتایج Citigroup شامل هزینه 1. 3 میلیارد دلاری برای دادخواست ، بیش از دو سوم آن برای لباس های خصوصی بود. رابرت مورگنتائو ، دادستان ناحیه منهتن ، همچنان درگیری این بانک با انرون را بررسی می کند. طی یک یا دو هفته آینده ، آقای اسپیتزر یادداشت ها ، نامه های الکترونیکی و اسناد مربوط به تسویه حساب ماه گذشته را منتشر می کند. اگر چیزی برای تحقیقات وی وجود داشته باشد ، افشاگری ها باید خجالت تازه ای را برای وال استریت و علوفه احتمالی برای لباس های مدنی فراهم کنند.
ممکن است هنوز هم بدتر از آینده باشد. دادخواست بیشتر ، تاکنون فقط یک چشمک زدن در نگاه کمیسیون اوراق بهادار و بورس و آقای اسپیتزر ممکن است در راه باشد. درست به شکل گذشته ، هیچ اتهامی و اطلاعات ناچیزی وجود ندارد ، زیرا از طریق مطبوعات بیرون آمده است. تحقیقات گسترده در مورد فروش کوتاه توسط صندوق های تامینی-عملی که توسط شرکت های کوتاه مدت از آن متنفر است اما به طور حتم بازار را روغن کاری می کند-گفته می شود که در حال انجام است. به طور خاص ، یک صندوق پرچین برای انتشار گزارش های تحقیقاتی بالقوه گمراه کننده در اینترنت مورد بررسی قرار می گیرد. تحقیقات سوم شامل یک تحلیلگر برادران لمان است که گفته می شود تحقیقات این شرکت را به همسرش منتقل کرده است ، که از آن در کار تجاری خود در یک صندوق پرچین دیگر استفاده کرده است.
بانکهای سرمایه گذاری در مورد آنچه تنظیم کننده ها ممکن است روزی ببینند یا فکر می کنند که کلاسهای کارمندان خود را در آداب و رسوم ایمیل می دهند ، عصبی هستند.
حتی اگر ادعاها صحت داشته باشد آیا جرمی مرتکب شده است؟صندوق های تامینی هیچ وظیفه آشکاری در قبال کسی که گزارش رایگان در اینترنت می خواند ندارد. Lehman ممکن است دلیلی برای ناراحتی در مورد لغو نظرات خود داشته باشد، اما آیا استفاده از تحقیقات آن به تجارت داخلی کمک می کند؟نزدیک ترین سابقه ممکن است پیگرد قانونی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در دهه 1980 باشد که اطلاعات اشتراک گذاری را قبل از انتشار آنها در ستون "شنیده شده در خیابان" روزنامه افشا کرد. مجله قوانین سختگیرانه ای در مورد انتشار اطلاعات داشت و موضع سختی اتخاذ کرد. لیمن می گوید این تحقیقات شامل شرکت نمی شود. شایعه شده است که این تحلیلگر تعلیق شده است.
هیچ کس نمی داند که آقای اسپیتزر تا چه زمانی و تا چه زمانی صنعت مالی را دنبال خواهد کرد. نتیجه هر چه باشد، خسارت وارد شده است. بانک های سرمایه گذاری در مورد آنچه که ممکن است روزی تنظیم کننده ها ببینند یا فکر می کنند می بینند، آنقدر عصبی هستند که به کارکنان خود کلاس هایی در مورد آداب ایمیل می دهند (درس اول: چیزی ننویس). نظرات داخلی به جای ارسال ایمیل، فکس می شوند، بنابراین هیچ ردی از خود باقی نمی گذارند. یکی از مدیران صندوق می گوید که تحلیلگران با تلفن های همراه با او تماس می گیرند، حتی برای بحث درباره اطلاعات عمومی، اگر اصلا جرأت داشته باشند با او تماس بگیرند.
در درازمدت، دلیلی برای این سوال وجود دارد که بانک های سرمایه گذاری در صورتی که روش های انتشار اطلاعات محدود باقی بماند، چه چیزی را می توانند به مشتریان ارائه دهند. بخش های تحقیقاتی، که کانون حل و فصل ماه گذشته بود، در حال حاضر در محاصره هستند و احتمالاً شرایط در ماه های آینده بدتر خواهد شد. تا به حال، تحلیلگران از سه ظرف حقوق دریافت می کرده اند: دلالی خرده فروشی، فروش نهادی و بانکداری سرمایه گذاری، که شاید نیمی از آن ها بوده است. این به برخی از تحلیلگران اجازه داد تا بیش از 1 میلیون دلار در سال و شاید 20 میلیون دلار درآمد داشته باشند. اکنون بسیاری اخراج خواهند شد. کسانی که نیستند حداکثر 500000 دلار درآمد خواهند داشت. بهترین ها احتمالا به شرکت های مدیریت دارایی یا صندوق های تامینی خواهند پیوست. بالاخره کار آنها این است که امیدوار کننده ترین فرصت ها را دنبال کنند. اگر آنها در شغل خود خوب هستند، باید اولین کسانی باشند که بفهمند وال استریت چه زمانی جذابیت خود را از دست داده است.
این مقاله در بخش مالی و اقتصاد نسخه چاپی با عنوان "اما کدام راه بالاست؟"
امور مالی و اقتصاد 25 ژانویه 2003
- اما کدام راه بالا است؟
- پول گنده
- شکست
- بدتر و بدتر
- برداشت ناچیز اروپا
- راه حل اسلواکی
- شلاق زده
- همه برای یکی، یا یکی برای همه
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
9 تير
1402 ساعت: 11:55