در تولیپ تریدینگ با مسئولیت محدود علیه انجمن بیت کوین برای بیت کوین SV (BSV) و دیگران [2022] EWHC 667 (Ch) دادگاه عالی محدوده قانون عرفی و سایر وظایف را در زمینه شبکه های دارایی دیجیتال بازبینی کرد. این پرونده به ادعایی علیه 16 توسعه دهنده نرم افزار ("مدافعان") مربوط می شد که ادعا می کرد آنها نسبت به صاحبان دارایی های ارز دیجیتال در شبکه های خود وظیفه امانتداری و/یا ظالمانه دارند. یکی از این سرمایه گذاران - Tulip Trading Limited ("TTL")، متحمل ضررهای ادعایی در نتیجه حذف کلیدهای رمزگذاری شده برای استفاده از دارایی های دیجیتال به ارزش 4. 5 میلیارد دلار در پی حمله سایبری ادعایی علیه TTL شد. TTL مدعی شد که متهمان باید در بازپس گیری کنترل و استفاده از دارایی های خود به آن کمک کنند.
TTL، یک شرکت ثبت شده در سیشل، شرکت هلدینگ دکتر کریگ رایت است - فردی که با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو مرتبط است. ساتوشی ناکاموتو نویسنده بیان شده کتاب سفید بیت کوین و "مخترع" بیت کوین است. TTL ادعا کرد که متهمان وظیفه دارند تا او را قادر سازند تا کلیدهای رمزگذاری دزدیده شده را بازیابی کند که ظاهراً زمانی که دکتر رایت قربانی یک حمله سایبری در فوریه 2020 شده بود، از رایانه او حذف شده است.
TTL ادعا کرد که متهمان، به عنوان توسعه دهندگان اصلی که نرم افزار را در رابطه با چهار شبکه دارایی دیجیتال مربوطه ("شبکه ها"، همانطور که در زیر مشخص شده است، کنترل می کنند)، به TTL امانتداری و/یا وظیفه ظالمانه بدهکار هستند که باید آنها را مجبور به کمک به TTL در بازیابی کند. کنترل و استفاده از دارایی های دیجیتال آن. TTL ادعا کرد که از نظر فنی دشوار نخواهد بود که یک وصله نرم افزاری را جمع آوری کند تا به TTL اجازه دهد کنترل دارایی ها را دوباره به دست آورد.
شبکه ها شامل:
- شبکه بیت کوین ساتوشی ویژن ("شبکه BSV") - متهم اول ("انجمن بیت کوین")؛
- شبکه اصلی بیت کوین ("شبکه BTC") - متهمان دوم تا سیزدهم ("توسعه دهندگان BTC")؛
- شبکه بیت کوین کش ("شبکه BCH") - چهاردهمین متهم؛و
- شبکه ABC بیت کوین کش ("شبکه BCH ABC") - متهمان پانزدهم و شانزدهم.
قابل ذکر است که هیچ یک از متهمان در حوزه قضایی انگلستان و ولز قرار نداشتند. بنابراین، حکم، به جای محاکمه کامل، مربوط به درخواست متهمان دوم تا دوازدهم، پانزدهم و شانزدهم (با هم، «متقاضیان») بود که صلاحیت دادگاه را به چالش می کشید. متهم اول صلاحیت دادگاه را پذیرفته بود و متهمان سیزدهم و چهاردهم طرف درخواست نبودند.
داوری
به منظور کسب اجازه برای ارائه دادرسی خارج از حوزه قضایی، TTL باید دادگاه را متقاعد می کرد که ادعای آن دارای معیارهای زیر است: 1) یک موضوع جدی برای رسیدگی وجود داشت. 2) یک مورد قابل بحث خوب وجود داشت که ادعا در یک یا چند دروازه قضایی قرار داشت. و 3) در تمام شرایط انگلستان محل مناسبی بود و دادگاه باید از اختیار خود برای اجازه دادن به خدمات خارج از حوزه قضایی استفاده می کرد.
در مورد این که آیا یک موضوع جدی برای محاکمه وجود دارد یا خیر، ادعای TTL باید استاندارد زیر را برآورده می کرد: «ادعا باید بیش از صرفا قابل بحث باشد. در حالی که دادگاه نباید یک محاکمه کوچک انجام دهد، باید شواهد موجود و همچنین شواهدی را که به طور معقولی می توان انتظار داشت در دادگاه در دسترس باشد، در نظر بگیرد. اما ممکن است یک نکته قانونی وجود داشته باشد که دادگاه باید بر اساس آن «گزنه را بگیرد».
در حکم خود، دادگاه تصمیم گرفت که این ادعا در اولین مانع شکست خورد، زیرا هیچ موضوع جدی برای رسیدگی وجود ندارد. از میان هفت موضوع مورد مناقشه در مورد ماهیت پرونده در دادگاه، خانم جاستیس فالک وجود هر گونه وظایف امانتداری و ظلم آمیز در این شرایط را دو مورد کلیدی دانست و بیشترین توجه را به آن ها معطوف کرد (فقط با توجه به «دروازه های قضایی»و مسائل مربوط به «تالار گفتمان مناسب» که از حوصله این مقاله خارج است). سایر مسائل اساسی شامل ایجاد مالکیت دارایی های رمزنگاری «دزدیده شده» و مشخص کردن اینکه آیا حمله سایبری ادعایی رخ داده است یا خیر.
امانتداری
دادگاه به این نتیجه رسید که به طور واقع بینانه قابل بحث نیست که حقایق مورد ادعا نشان دهنده رابطه امانتداری باشد، زیرا هیچ شرایطی وجود نداشت که باعث ایجاد رابطه اعتماد و اطمینان با تعهد فراگیر وفاداری بین هر یک از متقاضیان و TTL شود.
تحمیل یک وظیفه وفاداری به این معنی است که متقاضیان در این پرونده به TTL تعهد می کردند "وفاداری غیرقانونی" ، اما این امر غیرممکن خواهد بود زیرا این تنها سود TTL خواهد بود. ایجاد این سابقه حتی ممکن است منجر به ضرر برای هر کاربر دیگر در یک شبکه معین شود.
با این حال ، خانم عدالت فالک در تلاش های آینده برای ایجاد وظیفه وفاداری در شرایط مختلف ، درهای را باز کرد و اظهار داشت که "... در یک سطح کلی می توانم ببینم که هر دارایی دیجیتال در شبکه ها انتظارات خاصی خواهد داشت ، برایمثال در مورد امنیت شبکه و کلیدهای خصوصی ، اثربخشی فرآیندهای "اثبات کار" و در واقع ناشناس بودن ".
وظیفه قانون مشترک
در رابطه با وظیفه عادی قانون مراقبت (یا وظیفه شکنجه گر) ، TTL برای اثبات اینكه رابطه ویژه ای بین آنها و متقاضیان وجود داشته است ، لازم بود كه این رابطه خاص (یا وظیفه) نقض شود وقتی كه دومی نتوانست در بهبودی كمك كند. دارایی های دیجیتالبا این حال ، دادگاه رد كرد كه هرگونه وظیفه ای وجود داشته است و اظهار داشت كه هیچ دلیل قانونی برای اجرای یك برنامه افزایشی در آزمون موجود برای انجام وظیفه مراقبت وجود ندارد ، و (به ویژه با توجه به ماهیت نامحدود آن) واقعاً نمی توان استدلال كرد كه عادلانه است، عادلانه و منطقی برای تحمیل چنین وظیفه ای به متقاضیان.
علاوه بر این ، ضرر و زیان ادعا شده توسط TTL ناشی از ضرر اقتصادی خالص و در صورت عدم وجود هرگونه رابطه ویژه بین طرفین است ، هیچ قانون مشترک یا وظیفه شکنجه گر مراقبت نمی تواند وجود داشته باشد. با این حال ، خانم عدالت فالک اظهارنظرهایی را بیان کرد که "ممکن است بحث برانگیز باشد که توسعه دهندگان مسئولیت برخی از مسئولیت ها را بر عهده بگیرند تا اطمینان حاصل کنند که آنها مراقبت های منطقی را انجام نمی دهند تا به منافع کاربران آسیب نرسانند" با انجام اقدامات مخرب فعال به خطر انداختن امنیت شبکه. حتی بیشتر ، وی پیشنهاد کرد که توسعه دهندگان ممکن است وظیفه دارند اشکالات یا نقص های دیگر در شبکه خود را برطرف کنند. از آنجا که چنین ادعاهایی در این مورد وجود نداشت ، خانم دادگستری فالک این موارد را بیشتر در نظر نگرفت.
تفسیر
در حالی که این پرونده نخستین نوع خود بود که نقش ها و وظایف بالقوه توسعه دهندگان نرم افزار Cryptocurrency را در نظر گرفت ، ما پیشنهاد می کنیم خوانندگان باید بر اساس داوری از نتیجه گیری گسترده خودداری کنند. دادگاه به طور مستقیم بر وجود عمومی وظایف وفاداری یا وظایف حقوقی مشترک در یک شبکه دارایی دیجیتال حکم نکرد ، بلکه صرفاً مجدداً "نوار بالا" را که برای تعیین وجود برخی از وظایف وفاداری و/یا شکنجه گر وجود دارد ، مجدداً تکرار کرد.
موضوع ارزهای دیجیتال بدون شک جذاب است و برخی ممکن است این تصمیم را به عنوان "نقطه عطف" در تبرئه بالقوه توسعه دهندگان نرم افزارهای رمزنگاری از انجام وظیفه تلقی کنند. با این حال، ما معتقدیم که این تجزیه و تحلیل بیش از حد به نتیجه خواهد رسید، زیرا این پرونده یک جلسه استماع بین المللی بود و نتیجه به جای هرگونه تفسیر مجدد از قانون، به حقایق خاص تبدیل شد. دادگاه این تصور را رد کرد که توسعه دهندگان نرم افزار و/یا کنترل کننده های نرم افزار ابزارهای بلاک چین می توانند وظیفه محافظت از کاربران شبکه را با اجازه دادن به آنها برای برقراری مجدد دسترسی به دارایی های دیجیتال در صورت گم شدن کلیدهای خصوصی شان، داشته باشند.
با این وجود، دیوان اظهارنظرهای قابل توجهی را ارائه کرد (یعنی مشاهدات گذرا) که ممکن است نشان دهد که یافته های آن در شرایط دیگر متفاوت بوده است. اینها ممکن است تشویقی برای مدعیان بالقوه ای باشد که می خواهند توسعه دهندگان را به دلیل نقص هایی مانند تهدیدهای امنیتی مخرب یا سهل انگارانه برای شبکه هایشان، نقض ناشناس بودن یا عملیات "اثبات کار" دنبال کنند.
رای کامل دادگاه عالی را می توانید در اینجا ببینید.
مقالات بیشتر درباره پیشنهادات مشاوره حقوقی ارزهای دیجیتال و NFT ما، مجموعه تیم فناوری و رسانه ما را در مورد مسائل مربوط به بلاک چین و ارزهای دیجیتال بررسی کنید.
منابع
1 به بند 4 حکم 2 رجوع کنید به بند 37 حکم 3 رجوع کنید به بند 61 حکم 4 رجوع کنید به بند 109 حکم
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 خرداد
1402 ساعت: 18:55