ما در مورد مفاهیم دوگانه که "پول گنگ" را تشدید می کند ، ناهنجاری های شناخته شده بازده سهام را تشدید می کند و "پول هوشمند" این ناهنجاری ها را کاهش می دهد. ما می دانیم که جریان کل به صندوق های متقابل (پول گنگ) به نظر می رسد که سوءاستفاده های مقطعی را تشدید می کند ، به ویژه برای ناهنجاری های رشد ، تعهدی و حرکت. در مقابل ، به نظر می رسد جریان صندوق پرچین (پول هوشمند) باعث کاهش سوءاستفاده می شود. نتایج ما نشان می دهد که جریانهای کل به صندوق های متقابل می توانند اثرات تخصیص منفی واقعی در بورس سهام داشته باشند و جریان کل برای حمایت از صندوق ها به تصحیح سوءاستفاده های مقطعی کمک می کند.
معرفی
در مطبوعات مردمی و آکادمی ، حرکات قیمت بازار مالی اغلب با اشاره به اصطلاحات "پول گنگ" و "پول هوشمند" توجیه می شود. 1 فشار قیمت از پول گنگ به طور کلی پیش بینی می شود که قیمت ها از اصول خارج شود (لو ، 2012) ، در حالی که داوری توسط پول هوشمند باعث می شود قیمت ها به ارزش های اساسی همگرا شوند (Frazzini and Lamont ، 2008). مستندات گسترده ای از ناهنجاری های بازار سهام وجود دارد (مک لین و پونتیف ، 2013 ، استامباگ و همکاران ، 2012 ، استامباگ و همکاران ، 2015) ، و نشان می دهد که قیمت ها می توانند برای دوره های زمانی از اصول خارج شوند و تداوم چنین ناهنجاری ها این را نشان می دهدپول هوشمند کاملاً قادر به پاک کردن آنها نیست. حتی اگر این مفاهیم در اندیشه مالی غالب باشند ، هنوز هیچ مستندات مستقیمی از نقش پول گنگ و هوشمند در ایجاد یا اصلاح ناهنجاری ها وجود ندارد. در این مقاله ، شواهدی ارائه می دهیم که نشان می دهد پول گنگ ناهنجاری های بازار سهام را تشدید می کند و پول هوشمند آنها را ضعیف می کند. ما از جریان صندوق های متقابل به عنوان یک پروکسی برای پول گنگ استفاده می کنیم (لو ، 2012) و صندوق پرچین به عنوان یک پروکسی برای پول هوشمند جریان می یابد (جاگاناتان ، مالاخوف و نویکوف ، 2010).
جریان به وجوه متقابل نشان داده شده است که تحریف در تخصیص سرمایه در بین سهام ایجاد می کند. به نظر می رسد سرمایه گذاران خرده فروشی از چند طریق به این تحریفات کمک می کنند. Sirri and Tufano (1998) نشان می دهد که سرمایه گذاران خرده فروشی با هدایت پول به صندوق های متقابل با عملکرد اخیر قوی ، "عملکرد" را تعقیب می کنند ، در حالی که نتوانسته اند سرمایه را از بودجه با عملکرد ضعیف اخیر بازپرداخت کنند. Frazzini و Lamont (2008) نشان می دهند که سرمایه گذاران خرده فروشی تمایل دارند پول گنگ را به صندوق های متقابل که دارای سهام بیش از حد هستند هدایت کنند. هنگامی که مدیران صندوق های متقابل جریان جدیدی را از سرمایه گذاران خرده فروشی دریافت می کنند ، معمولاً موقعیت های موجود در دارایی های موجود را افزایش می دهند. در نتیجه ، در مقطع وجوه متقابل ، جریان خالص پول با بازده معاصر بالاتر و معکوس بازگشت متعاقب آن همراه است (Coval and Stafford ، 2007).
لو (2012) نشان می دهد که صندوق های متقابل با عملکرد بالا تمایل به جذب جریان نسبتاً بالاتر دارند ، که پس از آن توسط مدیران صندوق به منابع موجود در سهام خود سرمایه گذاری می شود. به طور مشابه ، وجوه متقابل با عملکرد ضعیف تمایل به انحلال منابع موجود برای برآورده کردن بازخریدها دارد. فشار قیمت از خریدهای برندگان اخیر (یا انحلال بازنده های اخیر) باعث ادامه بازگشت می شود. ترکیبی از تعقیب عملکرد توسط سرمایه گذاران و گرایش مدیران صندوق های متقابل برای سرمایه گذاری در دارایی های موجود منجر به یک رابطه مثبت معاصر بین جریان صندوق های سطح سهام و بازده سهام فردی می شود. به نوبه خود ، این رابطه امکان درک ناهنجاری مشهور حرکت را فراهم می کند: تمایل برندگان گذشته به بهتر از بازنده های گذشته.
روی هم رفته ، این مطالعات حاکی از آن است که جریانهای پول به صندوق های متقابل می توانند تأثیر تخصیص واقعی در سطح بازار سهام کل داشته باشند زیرا آنها نوع اشتباه فشار قیمت را بر روی سهام که قبلاً نادرست هستند اعمال می کنند-نوع که سوءاستفاده های مقطعی را تشدید می کند. این می تواند پایداری را در طول زمان پیش بینی مقطعی در بازده سهام ، علی رغم استراتژی های قابل توجه معاملات داوری که توسط صندوق های پرچین کمی گرا در طی دو دهه گذشته انجام می شود ، توضیح دهد. با انگیزه مشاهدات فوق ، ما رابطه بین زمانی بین دو سری زمانی را بررسی می کنیم: جریان صندوق های متقابل جمع و یک اندازه گیری کل از سوءاستفاده های مقطعی ماهانه که شامل چندین ناهنجاری معروف به سهام است. علاوه بر این ، برای درک کانال که از طریق آن جریانهای صندوق تأثیر می گذارند ، ما رابطه بین جریان و بازگشت به هر ناهنجاری جداگانه را بررسی می کنیم.
ما به عنوان یک پروکسی برای سوءاستفاده از کل ، متریک پیشنهادی Stambaugh و همکاران ، 2012 ، Stambaugh و همکاران ، 2015 استفاده می کنیم. ما هر ماه سهام را که به احتمال زیاد بر اساس 11 ویژگی شناخته شده یا کم ارزش هستند ، شناسایی می کنیممقطع بازده سهام را پیش بینی کنید. سپس بازده استراتژی پرچین را که سهام کم ارزش است و سهام بیش از حد با ارزش کوتاه است محاسبه می کنیم. این بازگشت یک متریک متغیر زمانی از سطح کل سوءاستفاده های مقطعی است. 2 این استراتژی باید بازده مثبتی ایجاد کند در هنگام تصحیح نادرست کل و قیمت سهام مقطعی به سمت اصول حرکت می کند. در مقابل ، این استراتژی باید بازده منفی ایجاد کند وقتی که قیمت سهام از ارزش های اساسی جدا می شود و سوءاستفاده های مقطعی تشدید می شود.
جریان کل به صندوق های متقابل در نتیجه تغییر احساسات سرمایه گذاران و ترس کل متفاوت است (به عنوان مثال بن-ریفئل و همکاران ، 2012 ، ادینگتون و گلوبوا ، 2011) یا در نتیجه بازده گذشته به استراتژی های خود (AKBAS ، مراجعه کنید.، آرمسترانگ ، سورسکو ، و Subrahmanyam ، آینده). ما از این تنوع بین المللی برای ارزیابی تأثیر جریان صندوق در متریک نادرست مقطعی کل ، خود متغیر زمان استفاده می کنیم. اگر جریانهای کل به صندوق های متقابل به تشدید سوءاستفاده های مقطعی کمک کنند ، انتظار داریم که یک رابطه منفی معاصر بین این دو سری زمانی را مشاهده کنیم.
نتایج ما از این فرضیه پشتیبانی می کند. ما می دانیم که سوءاستفاده های مقطعی با جریان صندوق های متقابل افزایش می یابد ، همانطور که توسط یک رابطه منفی بین جریان ها و بازگشت به متریک نادرست استامباگ یو یوان مشهود است. در آزمایشات بعدی متوجه می شویم که جریان صندوق های متقابل بر بازده پای بلند تأثیر نمی گذارد. در مقابل ، جریان صندوق های متقابل با فشار قابل توجهی در قیمت در بازده مؤلفه پا کوتاه همراه است. از آنجا که احتمالاً سهام در پای کوتاه بیش از حد ارزیابی می شود (با ساخت و ساز) ، نتیجه می گیریم که جریان صندوق های متقابل باعث افزایش سوءاستفاده مقطعی می شود زیرا آنها به طور نامتناسب در سهام هایی که قبلاً بیش از حد ارزیابی شده اند ، سرمایه گذاری می شوند.
اگر صندوق های متقابل به طور نامتناسب سهام هایی را که قبلاً بیش از حد ارزیابی شده اند خریداری می کنند ، و اگر فشار قیمت حاصل از آن باعث افزایش ارزش بیش از حد این سهام شود ، انتظار داریم که سهام پس از دوره های صندوق های متقابل بالا ، یک معکوس قیمت را تجربه کند ، زیرا قیمت ها به سمت بازار کارآمد تبدیل می شوند. معیار. این امر می تواند بازده مثبت آینده را به استراتژی HEDGE LON G-SHORT (که این سهام بیش از حد با ارزش باقی مانده است) به همراه داشته باشد. نتایج ما از این پیش بینی نیز پشتیبانی می کند. علاوه بر این ، ما نشان می دهیم که این رابطه یک بار دیگر منحصراً از سهام بیش از حد (یا پای کوتاه استراتژی پرچین) ناشی می شود.
در مرحله بعد می پرسیم که آیا پول هوشمندی در بازار وجود دارد یا خیر. ما پول هوشمند را به عنوان جریان های کل صندوق تعریف می کنیم که موقعیت های خرید در سهام کم ارزش شده یا موقعیت های کوتاه در سهام های دارای ارزش بیش از حد، برعکس کاری که صندوق های سرمایه گذاری انجام می دهند، می گیرند. توصیف پول هوشمند فقط برای سرمایه گذاران صندوق های تامینی اعمال نمی شود، بلکه می تواند برای مدیران صندوق های تامینی نیز اعمال شود، که در آن مشوق های جبران بهتر، همراه با توانایی گرفتن موقعیت های کوتاه، می تواند منجر به تصمیمات سرمایه گذاری هوشمندتر شود. قیمت گذاری نادرست مقطعی که توسط جریان های صندوق های مشترک تشدید می شود، باید فرصتی را برای سرمایه گذاران پیچیده تر برای ورود به بازار و اتخاذ موضع مخالف ایجاد کند. همانطور که توسط Jagaathan، Malakhov و Novikov (2010) و توسط Kokkonen و Suominen (2014) پیشنهاد شده است، صندوق های تامینی یکی از این گروه از سرمایه گذاران پیچیده هستند، و ما انتظار داریم که اثر جریان های صندوق پوشش ریسک کل بر قیمت گذاری نادرست باشد. جریان های صندوقما دریافتیم که اثر جریان های صندوق های تامینی بر قیمت گذاری نادرست به طور قابل توجهی مثبت است. این نشان می دهد که جریان های صندوق تامینی نوع مناسبی از فشار قیمت را بر سهام های با قیمت نادرست اعمال می کنند - نوعی که همگرایی قیمت را به سمت ارزش بنیادی می آورد و قیمت گذاری نادرست مقطعی را اصلاح می کند. این نتیجه گیری با فقدان رابطه پیش بینی کننده بین جریان های صندوق پوشش ریسک و بازده های آتی معیار قیمت گذاری اشتباه تأیید می شود. هنگامی که جریان های صندوق های تامینی قیمت گذاری نادرست را اصلاح کرد، قیمت ها اصلاح می شوند.
با بررسی اجزای بلند و کوتاه به طور جداگانه، مشاهده می کنیم که اثر اصلاحی صندوق های تامینی عمدتاً ناشی از ارزش گذاری بیش از حد سهام است. به این معنا که به نظر می رسد مجموع جریان های صندوق تامینی زمانی مؤثرتر هستند که در سهام های دارای ارزش بیش از حد به جای موقعیت های خرید در سهام کم ارزش شده، موقعیت های کوتاه را بگیرند. این نتیجه نه تنها با نتایج قبلی ما که در مورد صندوق های سرمایه گذاری مشترک به دست آمده بود، و همچنین با ادبیات طولانی مدت در مورد فروش کوتاه، که نشان می دهد معاملات کوتاه مدت عموماً آگاه تر هستند، سازگار است (بومر، جونز، و ژانگ، 2008)..
بنابراین، مقاله ما نشان می دهد که در مجموع، جریان های صندوق تامینی به عنوان سرمایه آربیتراژ عمل می کنند که قیمت گذاری نادرست مقطعی را اصلاح می کند. در مقابل، به نظر می رسد جریان های کل صندوق های سرمایه گذاری مشترک مانع عملکرد آربیتراژ شده و قیمت گذاری نادرست مقطعی را تشدید می کند. 3
تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که ناهنجاری های مربوط به رشد ، حرکت و تعهدی کانال های اصلی هستند که از طریق آن صندوق های متقابل جریان می دهند ، سوءاستفاده های مقطعی را تشدید می کند. در مقابل ، به نظر نمی رسد که جریان صندوق های متقابل بر قیمت گذاری مقطعی ناهنجاری های مربوط به سرمایه گذاری های واقعی تأثیر می گذارد. در مورد صندوق های پرچین ، ما شواهد کمی پیدا می کنیم که سرمایه گذاران صندوق های تامین شده تقاضا برای ویژگی های سهام مرتبط با ناهنجاری های فردی را نشان می دهند ، با وجود این جریانها که تأثیر اصلاحی قابل توجهی در متریک نادرست گران قیمت دارند. این عدم تقارن می تواند سطح سر و صدای بالاتر در داده های جریان صندوق های تامینی را منعکس کند یا این تصور که صندوق های تامینی تجارت را بر روی سیگنال های پیچیده تر از سوءاستفاده تجارت می کند. تجزیه و تحلیل اضافی از این حدس پشتیبانی می کند. ما ناهنجاری ها را به دو گروه ترکیب می کنیم: آنهایی که بر اساس سرمایه گذاری واقعی و مواردی که بر اساس تعهدی ، رشد و حرکت است. ما می دانیم که جریان صندوق های متقابل جریان های نادرست و صندوق های پرچین را تشدید می کند و تمایل به تصحیح سوءاستفاده در بین گروه دوم دارد. در مقابل ، هیچ نوع جریان مربوط به ناهنجاری هایی نیست که مبتنی بر سرمایه گذاری های واقعی است. ما همچنین نشان می دهیم که جریان صندوق های پرچین به شدت با یک نمونه کارها کامپوزیت مبتنی بر ناهنجاری هایی که در اوایل دوره نمونه ما شناخته شده بودند ، ارتباط دارد و نشان می دهد که مدیران صندوق های پرچین تمایل به تجارت با ناهنجاری هایی دارند که از آنها آگاه هستند.
مقاله ما پیامدهای مربوط به ادبیات کارآیی بازار را دارد. یک معمای قابل توجه در ادبیات ، تداوم قابلیت پیش بینی بازده مقطعی با وجود تعداد زیادی از استراتژی های صندوق پرچین است که با ناهنجاری های مختلف مستند در ادبیات دانشگاهی تجارت می کنند. از آنجا که این ناهنجاری ها در بین بازرگانان پیشرفته به دانش رایج تبدیل شد ، ما انتظار داشتیم که آنها از بین بروند. ادبیات محدودیت به Arbitrage یک توضیح در مورد اینکه چرا ناهنجاری ها به طور کامل از بین نرفت ، ارائه می دهد (به عنوان مثال ، شلیفر و ویشنی ، 1997).
ما توضیحی در مورد شیوع ناهنجاری هایی که مکمل موردی است که توسط محدودیت به Arbitrage ارائه می شود ، پیشنهاد می کنیم. 4 تأثیری که می یابیم در اوایل توالی وقایع اتفاق می افتد که منجر به سوءاستفاده مقطعی می شود. ما حدس می زنیم که سوءاستفاده های مقطعی به خودی خود توسط پول سرمایه گذار خرده فروشی که از طریق صنعت صندوق های متقابل وارد بازار می شوند و با تمایل مدیران صندوق های متقابل به سرمایه گذاری این جریان های جدید در سهام موجود در سهام موجود است ، دامن زده است (Coval and Stafford ، 2007 ،Wermers ، 2003). به عبارت دیگر ، مقاله ما توضیحی در مورد نواقص بازار ارائه می دهد که سوخت های نادرست را ایجاد می کند ، در حالی که ادبیات محدودیت به Arbitrage توضیح می دهد که چرا سوءاستفاده ها به طور لحظه ای در بازاری از بین نمی روند که حداقل برخی از معامله گران پیچیده هستند.
بنابراین تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که با وجود پیش بینی بازده مقطعی که اکنون دانش مشترک در بین سرمایه گذاران پیشرفته است ، استراتژی های معقول که به دنبال بهره برداری از این پیش بینی هستند ، باید تا زمانی که پول گنگ از طریق صنعت صندوق های متقابل وارد بورس شود ، همچنان به کسب آلفای مثبت ادامه دهد. نتیجه کل این پول گنگ ایجاد بازاری برای پول هوشمند ، یعنی صندوق های تامینی است که در آن سرمایه گذاران می توانند با تجارت صرفاً در برابر فشار قیمت ناشی از این جریان های گنگ ، آلفا کسب کنند.
مقاله ما مربوط به کار در مورد تأثیر قیمت جریان صندوق در سطح کل است. وارتر (1995) ، ادواردز و ژانگ (1998) ، فانت (1999) و ادلن و وارنر (2001) یک رابطه مثبت معاصر قابل توجه بین جریان صندوق های متقابل کل و بازده بازار سهام را مستند می کنند ، اما آنها استدلال می کنند که این رابطه ناشی از یک رابطه استاثر اطلاعات ، نه اثر فشار قیمت. با استفاده از جریانهای مبادله خالص به پروکسی برای احساسات سرمایه گذار ، Ben-Rephael ، Kandel و Wohl (2012) نشان می دهد که بازده بورس سهام در ابتدا افزایش می یابد وقتی سرمایه گذاران پول را از صندوق های اوراق بهادار به صندوق های سهام منتقل می کنند اما در طی 10 ماه بعد کاملاً معکوس می شوند ، که نشان می دهدفشارهای موقت قیمت. یافته های ما هر دو فرضیه را در زمینه های مختلف تأیید می کند. داده های ما به جای فرضیه اطلاعات برای مورد وجوه متقابل ، فرضیه فشار قیمت را پشتیبانی می کنند. در مقابل ، فرضیه اطلاعات توسط نتایج صندوق پرچین ما تأیید می شود.
ما همچنین به ادبیات مربوط به تأثیر پول گنگ نشان داده شده توسط Frazzini و Lamont (2008) و توسط Lou (2012) کمک می کنیم. ما وجود یک اثر پول گنگ را در سطح کل نشان می دهیم: به نظر می رسد که پول جدید که به صندوق های متقابل وارد می شود ، حداقل تا حدودی از سرمایه گذاران گنگ شرح داده شده در مقاله Frazzini و Lamont است. ما همچنین روش Frazzini و Lamont را تکمیل می کنیم. نتیجه گیری در مقاله آنها مبتنی بر رابطه منفی بین جریانهای خاص صندوق و عملکرد بعدی دارایی های سهام خاص صندوق است. در مقابل ، نتیجه گیری ما مبتنی بر رابطه بین جریان صندوق های کل و یک اندازه گیری برونزا و تجمع از سوءاستفاده های مقطعی است. از این رو نتایج ما با شناسایی اثر پول گنگ در سطح کل ، با استفاده از یک روش متفاوت ، نتیجه گیری پول گنگ و لامونت را تأیید می کند و هم تقویت می کند.
سرانجام ، ما به نتایج لو (2012) اضافه می کنیم. در حالی که در مقاله های صندوق های متقابل مقاله به دلیل قوانین سرمایه گذاری سفت و سخت توسط مدیران صندوق باعث حرکت می شوند ، مقاله ما نشان می دهد که جریان صندوق های متقابل همچنین می تواند سوءاستفاده های مقطعی را با استفاده از یک اندازه گیری گسترده تر از سوءاستفاده ها تشدید کند. 5 پیامد مشترکی که هم برای مقاله لو و هم در مورد ما وجود دارد این است که هر دو نگرانی در مورد نتیجه گیری قبلی در ادبیات ایجاد می کنیم که پول هوشمند در بخش صندوق های متقابل وجود دارد. به عنوان مثال ، گروبر (1996) ، ژنگ (1999) و كسوانی و استولین (2008) اثر پولی هوشمندانه را در صندوق های متقابل می یابند ، به موجب آن پول خرده فروشی تمایل به گردش به وجوهی دارد كه در سه ماهه بعدی به خوبی انجام می شود. نتایج لو (2012) نشان می دهد که اثر پول هوشمند نشان داده شده توسط گروبر (و مقالات بعدی) با فشار قیمت مکانیکی ناشی از مدیران صندوق هدایت می شود ׳ تمایل به سرمایه گذاری جریان های جدید به دارایی های موجود ، نه با توانایی مدیران برای شناسایی کم ارزشسهاملو برای حمایت از نتیجه گیری خود ، لو نشان می دهد که عملکرد برتر و یک چهارم از افق های طولانی تر معکوس می کند. مقاله ما با پیشنهاد اینکه پول هوشمند وجود دارد ، لو (2012) را تکمیل می کند ، اما در بخش صندوق های متقابل نیست. ما شواهدی از پول هوشمند در بخش صندوق پرچین پیدا می کنیم.
قطعه قطعه
داده ها و ساخت و ساز متغیر
برای آزمایش فرضیه خود ، ما به اقدامات مربوط به سوءاستفاده های مقطعی کل ، جریان صندوق های متقابل کل و جریان صندوق های تامینی کل نیاز داریم. ما این اقدامات را در این بخش به همراه چندین متغیر کنترل که در تست های تجربی خود استفاده می کنیم ، توصیف می کنیم.
آمار توصیفی
در جدول 1 آمار توصیفی از متغیرهای کلیدی ارائه شده است. پانل A آمار یک متغیره را برای نمونه ما ارائه می دهد. Long بازده به نمونه کارها را با استفاده از سهام که به نظر می رسد کم ارزش تلقی می شوند ، نشان می دهد ، و کوتاه نشان دهنده بازده به نمونه کارها با استفاده از سهام است که به نظر می رسد بیش از حد ارزشمند است. در طول دوره نمونه ما ، میانگین بازده بیش از حد ماهانه در نمونه کارها طولانی مدت +138 امتیاز پایه است ، و
تأثیر جریان بر ناهنجاری های فردی
اکنون به آزمایشات فرضیه اصلی خود می پردازیم. ما با بررسی رابطه معاصر بین جریانهای صندوق و بازده های طولانی مدت به دست آمده با هر ناهنجاری جداگانه شروع می کنیم. این به ما امکان می دهد کانال هایی را که از طریق آن جریان صندوق تأثیر می گذارد ، بر سوءاستفاده های کل تأثیر بگذارد و تعیین کنیم که کدام ویژگی های سهام توسط مدیران صندوق متقابل و صندوق های تامینی جذاب است.
ما 11 متغیر وابسته ایجاد می کنیم ، هر کدام مربوط به بازده طولانی مدت یک نمونه کارها است که بر اساس آن است
تأثیر جریان بر سوءاستفاده
با تجزیه و تحلیل تأثیر جریان بر روی هر ناهنجاری جداگانه ، اکنون تمرکز خود را به یک معیار کل از سوءاستفاده که مبتنی بر همه 11 ناهنجاری است ، تغییر می دهیم. به دنبال استامباگ و همکاران ، 2012 ، استامباگ و همکاران ، 2015 ، ما ناهنجاری ها را در یک متریک سوءاستفاده واحد ترکیب می کنیم و بر اساس این متریک یک نمونه کارها طولانی و طولانی را تشکیل می دهیم. Stambaugh ، Yu و Yuan (آینده) استدلال می کنند که با تجمع ناهنجاری ها به این روش ، یک اندازه گیری دقیق تر از سوءاستفاده ها بدست می آید. دقت بالاتر از
استحکام و شواهد تأیید کننده
ما تعدادی آزمایش را برای ارزیابی استحکام رابطه بین جریان صندوق و سوءاستفاده های کل انجام می دهیم. و از آنجا که فرضیه اصلی ما ، آن جریان صندوق های متقابل تمایل به تشدید سوءاستفاده در حالی که جریان صندوق های پرچین تمایل به اصلاح آن دارد ، تعدادی از پیامدهای اضافی را که نمی توان مستقیماً با رویکرد رگرسیون معاصر آزمایش کرد ، انجام می دهد ، ما همچنین تعدادی از آزمایشات تأیید کننده را انجام می دهیماعتبار داخلی مطالعه ما را بررسی کنید. برای سادگی در معرض نمایش ، ما ارائه می دهیم
خلاصه و نتیجه گیری
با استفاده از جریان صندوق های متقابل و پرچین به عنوان پراکسی برای پول های هوشمند و گنگ ، به ترتیب ، ما تأثیر آنها را بر ناهنجاری های بازده سهام مقطعی نشان می دهیم. در سطح کل ، به نظر می رسد جریان صندوق های متقابل باعث افزایش سوءاستفاده در بخش مقطع سهام می شود. به طور کلی ، جریان صندوق های متقابل ماهانه با افزایش همزمان قیمت سهام که در ابتدای ماه بیش از حد ارزش گذاری شده اند همراه است و باعث می شود این سهام تا پایان ماه بیش از حد ارزش بیشتری پیدا کند.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 12:09