چگونه یک تجربه نزدیک به مرگ می تواند نحوه زندگی شما را تغییر دهد

ساخت وبلاگ

پیشانی یک مرد و چشمانش که بسته است. در داخل او یک تونل از نور با ذرات ایرآیده شناور ، در پایان یک نور.

Raquel Aparicio برای NPR

رندی شیفر به یاد می آورد که ساعت چهار صبح توسط فریادهای مادرش از خواب بیدار شد.

او در آن زمان 16 ساله بود. سال 1969 بود و خانواده وی در هنگام تعطیلات در نیوجرسی در هتلی اقامت داشتند.

او به سمت فریادها دوید و پدرش را دید که دچار حمله قلبی شده است. او برخی از تمرینات CPR را داشت ، بنابراین او برخی از احیاء دهان به دهان را آغاز کرد. اما کار نمی کرد

او به داخل راهرو فرار کرد و درهایی را که سعی می کرد کسی را بیرون بیاورد و کمک کند ، تکان داد.

شیفر می گوید: "اما هیچ کس این کار را نکرد."

اول

با یک تجربه نزدیک به مرگ تغییر کرده است

پدر شیفر آن شب درگذشت. او ویران شد. بدتر این است که هر بار که به پدرش فکر می کرد ، با احساس گناه و ترس مصرف می شد. او در مورد او در آن طبقه هتل فکر می کرد و سپس به ناچار او در مورد مرگ نهایی خود فکر می کرد.

شیفر می گوید: "من به حملات وحشت می روم.""من واقعاً در سینه ام محکم می شوم و تنها راهی که می توانم آن را کنترل کنم فقط سعی می کنم خودم را حل کنم و بگویم ،" خوب ، آن را از سر خود بیرون بیاورید ، آن را از سر خود بیرون بیاورید. "

برای شیفر ، مرگ یک دیوار سیاه بود ، یک علامت سؤال. یعنی تا زمانی که خودش با آن روبرو شد.

او آنچه را که به عنوان یک تجربه نزدیک به مرگ شناخته می شود-که در سراسر جهان ثبت شده است-داشت و می تواند مردم را به سمت تغییر زندگی خود سوق دهد.

در مقابل مرگ

در مارس 2020 ، شیفر آنچه را که مانند یک آنفولانزای بسیار مداوم بود ، داشت. پزشک وی به او گفته بود که او فقط به استراحت احتیاج دارد اما با گذشت روزها علائم او بدتر شد. او برای Covid-19 آزمایش کرد و مثبت بود.

همه چیز سریع برای شیفر رو به وخامت گذاشت. وی به بیمارستان مجاور منتقل شد ، جایی که در یک کما ناشی از پزشکی قرار گرفت و روی یک دستگاه قلبی قرار گرفت.

رندی شیفر در حالی که پزشکان در تلاش بودند تا راه هایی برای معالجه شدید او از COVID-19 پیدا کنند ، به حالت کما ناشی از پزشکی وارد شد. با حسن نیت ارائه دهنده عنوان پنهان خانواده Schiefer

شرح زیر با حسن نیت از خانواده Schiefer

رندی شیفر در حالی که پزشکان در تلاش بودند تا راه هایی برای معالجه شدید او از COVID-19 پیدا کنند ، به حالت کما ناشی از پزشکی وارد شد.

با حسن نیت از خانواده Schiefer

Tracking the coronavirus around the U.S.: See how your state is doing

عکس ها - اخبار بهداشت

پیگیری کروناویروس در اطراف ایالات متحده: ببینید وضعیت شما چگونه کار می کند

او نزدیک به یک ماه بیهوش بود. اما او پس از یک معالجه پلاسمایی که دخترش لیزا شیفر به آن فشار آورد ، از بین رفت. وی در روز جمعه انتقال خون را دریافت کرد و تا یکشنبه ، پزشکان توانستند دستگاه قلبی را که او را زنده نگه داشته بودند خاموش کنند.

شیفر می گوید: "ریه های من تا آن سه شنبه کاملاً پاک شده بود. کلیه های من دوباره به طور کامل کار کردند و کبد من نیز همین کار را کرد."

بعد از اینکه داروها از بین رفتند و شیفر به طور پیوسته در حال بهبود بود ، دخترش مجاز به نگه داشتن او در اتاق بیمارستان خود بود.

او می گوید: "تنها پس از آنكه من در بستر او اجازه داده شد ، او شروع به برقراری ارتباط با من در مورد آنچه او تجربه كرد ،" او می گوید.

یک تجربه غیر منتظره

تجربیات نزدیک به مرگ ممکن است هنگامی رخ دهد که شخصی با یک وضعیت تهدید کننده زندگی مانند ایست قلبی روبرو شود یا تحت بیهوشی عمیق قرار بگیرد.

برخی از افراد احساس ترک بدن و مشاهده محیط اطراف خود را گزارش کرده اند. برای Schiefer ، سفر او با آنچه شبیه بدنه هواپیما بود ، آغاز شد.

شیفر می گوید لحظه ای در حالی بود که او در حالت اغما بود وقتی که آگاهی خود را بیداری می کند. او در حال مسافرت از طریق نوعی تونل بود و جریان نور از طریق ویندوز در هواپیما بود.

شیفر می گوید: "نور زیبا ، گرم و دوست داشتنی."

تونل او را با پنجره های قوس دار و شیشه های رنگ آمیزی به اتاق بزرگی آورد. همچنین با همان نور گرم و دوست داشتنی در حال نفوذ بود. سپس شیفر می گوید یک آقا به او نزدیک شد و گفت که او در آنجا تعلق ندارد - که او مجبور به ترک آن شد. او از طریق درهای بلوط غول پیکر به صحنه ای حتی آرام تر رفت.

شیفر می گوید: "من به یاد دارم که درها را طی می کردم و مرا به یک شهر طلایی برد و کاملاً خیره کننده بود."

Are Near Death Experiences Real?

دو طرفه

آیا تجربه های نزدیک به مرگ واقعی هستند؟

وقتی او برای اولین بار شهر را به دخترش لیزا توصیف کرد ، گفت که این مانند پاریس است ، اما زیباتر و بکر تر است. او می گوید چمن های موجود در پارک ها از هر چیزی روی زمین سبز عمیق تر بود.

شیفر می گوید: "و من در ارتفاعات اسکاتلند بوده ام."

اما وقتی شیفر فهمید که نمی داند کجا است یا چگونه می تواند برگردد ، این قدم زدن به هیجان زده شد. احساس گم شدن کرد.

او می گوید: "یادم است که نشسته ام و شروع به وحشت کردم و شروع به گریه کردم."

این احساس گرما او را رها کرد. او می گوید احساس سرما و ترسیده است.

شیفر می گوید: "ناگهان به بالای شانه ام نگاه کردم و این پله بزرگ سفید را دیدم که تا آنجا که می دیدید در آسمان بلند شد."

او شروع به صعود از پله ها ، خزیدن روی دست و زانو کرد ، و سپس می گوید کسی او را با نام صدا کرد ، او را با پیراهن گرفت و او را دور کرد.

شیفر می گوید: "من به یاد می آورم که سیاه و سفید ، به دنیای آرام و تاریک من بازگشت."

دخترش با دقت به داستان شیفر گوش فرا داد ، اما به او اطلاع داد که او اخیراً به هیچ شهرهایی سفر نکرده است. در واقع ، او نزدیک به یک ماه در یک اتاق بیمارستان در کما بود. اما او اصرار داشت که این تجربه واقعی است.

هنگامی که او پیشنهاد کرد که احتمالاً این یک رویا یا توهم از داروهای سنگین است که درست با شیفر نمی نشیند.

شیفر می گوید: "رویاهای من مه آلود بود. و توهمات من احمقانه بود. من 9 خرس پاندا رقصنده را در سقف دیدم.""اما این خیلی واقعی بود. من آنجا بودم. من با محیط زیست خود درگیر شدم و احساس آرامش و عشق و پذیرش کردم. بیش از آنچه قبلاً احساس کرده ام."

یک تغییر قابل توجه

دختر شیفر لیزا تقریباً بلافاصله پس از بازگشت به خانه ، متوجه اختلافات در پدرش شد - مثل زمانی که در آن شب شروع به باز کردن کرد ، تماشا کرد که پدرش در اثر حمله قلبی درگذشت.

او می گوید: "من و مادرم در جزیره آشپزخانه نشستیم و او فقط صحبت کرد.""او در مورد آن به ما می گفت."

نشانه ای که از رندی شیفر پس از برس او با مرگ استقبال کرد. با حسن نیت ارائه دهنده عنوان پنهان خانواده Schiefer

شرح زیر با حسن نیت از خانواده Schiefer

نشانه ای که از رندی شیفر پس از برس او با مرگ استقبال کرد.

با حسن نیت از خانواده Schiefer

در حالی که او در مورد آن شب در نیوجرسی صحبت می کرد ، از دخترش خواست که از یک کمد یک مورد عینک دریافت کند.

لیوان را بیرون آورد و به آنها خیره شد. او کمی حیرت زده به نظر می رسید که به او گفت که آخرین کسی که آنها را از پرونده خود بیرون می برد پدرش بود.

بز و سودا

لحظه ای شدید در همه گیر. فرصتی بود که او منتظر آن بود

او می گوید: "پدر من 16 ساله بود که پدرش درگذشت.""او اکنون تقریباً 70 ساله است. این به شما می گوید که این عینک ها چه مدت در پرونده آنها نشسته اند."

این مثل شیفر نبود. او کسی نبود که جزئیات عاطفی را فاش کند ، به خصوص هنگامی که این امر منجر به مرگ عزیزان شود.

لیزا شیفر می گوید: "پدر پیش از کاوید هرگز در مورد مرگ صحبت نکرد. ما در مورد مرگ صحبت نکردیم. ما در مورد خدا صحبت نکردیم. ما در مورد زندگی پس از مرگ صحبت نکردیم.""ما در مورد هیچ یک از اینها صحبت نکردیم."

این لحظاتی از این دست بود که باعث شد او درباره آنچه پدرش در بیمارستان به اشتراک گذاشته بود ، متفاوت فکر کند. او شروع به دیدن تجربه نزدیک به مرگ خود به عنوان آنچه برای او بود-چیزی واقعی.

آنچه در مورد تجربیات نزدیک به مرگ می دانیم

تجربیاتی مانند Schiefer غیر معمول نیست.

محققان دریافتند که بین 10 تا 20 ٪ از افرادی که ایست قلبی مستند دارند-یعنی وقتی قلب آنها متوقف می شود-یک تجربه نزدیک به مرگ را گزارش می کنند ، می گوید: دکتر بروس گریسون ، استاد برجسته روانپزشکی و علوم عصبی در دانشگاهاز ویرجینیا

گریسون حدود 50 سال است که در حال مطالعه حساب های دست اول مانند Schiefer است و به دنبال الگوهای است.

گریسون توضیح می دهد: "بهترین تعریفی که ما داریم این است که این یک تجربه عمیق است که بسیاری از افراد شامل فرآیندهای فکر پیشرفته هستند.""افکار شما سریعتر و واضح تر از حد معمول است. شما این احساس را دارید که در یک وضعیت بی موقع قرار بگیرید. شما اغلب یک بررسی از کل زندگی خود دارید.

How your brain copes with grief, and why it takes time to heal

عکس ها - اخبار بهداشت

چگونه مغز شما با اندوه مقابله می کند و چرا برای بهبودی زمان لازم است

وی می افزاید: "این شامل احساسات قوی ، مانند احساس آرامش و رفاه ، احساس یگانگی با همه چیز ، تجربه عشق بی قید و شرط ، احساس بودن در خارج از بدن جسمی است."

تعجب آور ترین برای گریسون این است که مردم می توانند چیزهایی را در تجربیات نزدیک به مرگ خود ببینند که بعداً به طور دقیق تأیید می شوند. مانند برخی از ابزارهای مورد استفاده در هنگام جراحی قلب باز یا مکالماتی که هنگام بیهوش شدن اتفاق می افتد ، یا در حین مرده تلفظ می شوند.

اما مهمترین چیز برای گریسون همان چیزی است که پس از یک تجربه نزدیک به مرگ می آید.

"من داستان بعد از داستان افرادی که نتوانستند به همان حرفه برگردند ، افرادی که می گویند افسران پلیس شغلی که نمی توانند پس از یک تجربه نزدیک به مرگ ، از افرادی که در مشاغل رقابتی بودند ، شلیک کنند ،دیگر احساس نمی کردم که پیشروی به هزینه شخص دیگری معنادار باشد. "

گریسون می گوید این افراد غالباً شغل خود را تغییر می دهند ، یا دیگر شیوه زندگی چشمگیر ایجاد می کنند.

این تجربه شیفر بود. همراه با تمایل به بحث در مورد مرگ آزادانه ، او برای صحبت در مورد انواع سؤالات وجودی باز بود. او همچنین شروع به حفر عمیق تر به ایمان مسیحی خانواده خود کرد و به طور مرتب شروع به نماز خواندن کرد. در نتیجه ، او می گوید که او به نسخه بهتری از خودش تبدیل شده است.

شیفر می گوید: "من بسیار بازتر ، بسیار استقبال تر ، بسیار بیشتر از گذشته هستم ، فکر می کنم خیلی دوست دارم به عنوان یک زن و شوهر مانند گذشته دوست داشته باشم."

رندی شیفر پس از نزدیک به یک ماه در یک کما ناشی از پزشکی ، به فیزیوتراپی فشرده احتیاج داشت. با حسن نیت ارائه دهنده عنوان پنهان خانواده Schiefer

شرح زیر با حسن نیت از خانواده Schiefer

رندی شیفر پس از نزدیک به یک ماه در یک کما ناشی از پزشکی ، به فیزیوتراپی فشرده احتیاج داشت.

با حسن نیت از خانواده Schiefer

تنظیم با رندی جدید

قبل از برس خود با مرگ ، لیزا شیفر می گوید پدرش کمی گم شده است. فقط حرکات را پشت سر می گذارید. اما اکنون ، او انرژی جدیدی دارد. او هیجان زده و خوش بین است. و او دوست دارد تجربه نزدیک به مرگ خود را با هر کسی که کنجکاو است به اشتراک بگذارد.

او می خندد: "او عاشق صحبت کردن در مورد آن است ، که برای او خوب است. خوشحالم که او یک سرگرمی دارد."

اما تنظیم برای او آسان نبوده است.

برای یک بار ، هر بار که داستان پدرش را می شنود ، او را به وحشتناک ترین هفته های زندگی خود باز می گرداند - شبهای بی خوابی را صرف نگرانی در مورد اینکه آیا او تماس مخوف را از بیمارستان دریافت کرده است.

او می گوید: "نشستن و گوش دادن به من برای من هیجان انگیز نیست و یادآوری می شود که پدرم تقریباً درگذشت."

و او بسیار سپاسگزار بود که آنها یکی از خوش شانس هایی بودند که اعضای خانواده به خانه آمدند ، اما هنوز یک دوره عزاداری وجود داشت.

او می گوید پدرش همیشه بهترین دوست او بوده است. بنابراین حتی اگر این تحول که او شاهد آن بود چیز خوبی بود ، اما او نسخه از پیش استفاده از او را از دست داد. کسی که کمی کوتاه بود و بعضی اوقات بسته شد.

دختر رندی شیفر لیزا در حالی که از یک مورد تهدید کننده زندگی Covid-19 بهبود یافت ، زمان زیادی را با خود در اتاق بیمارستان خود گذراند. با حسن نیت ارائه دهنده عنوان پنهان خانواده Schiefer

شرح زیر با حسن نیت از خانواده Schiefer

دختر رندی شیفر لیزا در حالی که از یک مورد تهدید کننده زندگی Covid-19 بهبود یافت ، زمان زیادی را با خود در اتاق بیمارستان خود گذراند.

با حسن نیت از خانواده Schiefer

لیزا شیفر می گوید: "خودخواهانه ، من احساس تنهایی کردم.""من بسیار صدمه دیده و ناامید شده ام. فکر می کنم ،" من فقط می خواهم که شما به قبل از Covid برگردید. من می خواهم پدرم را در اینجا داشته باشم ، و می خواهم وانمود کنم که این شش هفته هرگز اتفاق نیفتاده است. "

شیفر بیش از دو سال پیش به خانه آمد و خانواده از آن زمان ریتم جدیدی پیدا کرده اند. دخترش به طور دائم به فلوریدا نقل مکان کرد تا از پدر و مادرش کوتاه باشد.

اما گریسون می گوید که برخی از خانواده ها این کار را از طریق تجربه ای مانند این انجام نمی دهند.

گریسون می گوید: "اغلب آنها نمی توانند تغییرات را بپذیرند.""آنها احساس می کنند که دیگر ارزش های یکسانی ندارند."

صرف نظر از این که آیا یک عزیز می خواهد یک تجربه نزدیک به مرگ را به عنوان "واقعی" تأیید کند ، آنها اغلب نمی توانند تغییرات واقعی را که از آنها ناشی می شود نادیده بگیرند. برخی از این تغییرات باعث شده است که گریسون به تفکرات از پیش تصور شده تجدید نظر کند.

گریسون می گوید: "من در یک خانواده علمی بزرگ شده ام و قبل از شروع مواجهه با آن ، هیچ یک از این موارد را باور نمی کردم.""اما پس از 50 سال مطالعه هزاران مورد ، من نمی توانم انكار كنم كه آنها اتفاق می افتد و آنها عمیقاً بر زندگی مردم تأثیر می گذارند و چیزهایی را به ما ارائه می دهند كه ما توضیحات مادی گرایانه برای آنها نداریم."

گریسون می گوید که عدم اطمینان همیشه با او خوب نمی نشیند ، اما او یاد گرفته است که آن را در آغوش بگیرد.

گریسون می گوید: "این مانند یک دوست قدیمی می شود.""احتمالاً به این دلیل که تجربه کننده نزدیک به مرگ پس از تجربه نزدیک به مرگ به من گفته است که جهان یک مکان دوستانه است. این چیزی نیست که از آن وحشت کنید. و این واقعیت که شما جواب را نمی دانید به معنای این نیست که وجود ندارد. در آنجا چیزی وجود دارد که از ما بیشتر است که کنترل چیزها را کنترل می کند. من نمی توانم بگویم که من اعتقاد دارم که ، اما من مطمئناً این احساس را جذب کرده ام که این یک مکان امن است. "

برای شیفر ، توضیح او ساده است. او دیگر نمی ترسد در مورد مرگ صحبت کند زیرا دیگر از مرگ نمی ترسد.

حملات وحشت که قبلاً او را طاعون می کرد ، متوقف شده است.

و اگر از شیفر سؤال می کنید که چرا دیگر از مرگ نمی ترسد ، او این کار را می کند:

"من آنجا بوده ام. من آنجا بوده ام. من آن را تجربه کرده ام."

استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 9 تير 1402 ساعت: 12:20