اهرم

ساخت وبلاگ

1. یک دستگاه ساده متشکل از یک نوار سفت و سخت که در یک نقطه ثابت محور است و برای انتقال نیرو استفاده می شود ، همانطور که در بالا بردن یا حرکت یک وزن در یک انتها با فشار دادن به طرف دیگر.

2. حرکت (به عنوان مثال خود) به روشی که شبیه به استفاده از اهرم است: "[او] خود را از پنجره بیرون کشید تا به کمر خود" (استفان کینگ).

[انگلیسی میانه ، از فرانسوی قدیمی ، از اهرم ، تا بالا ، از لاتین Levāre ، از Levis ، Light ؛به ریشه های هند و اروپایی مراجعه کنید.]

فرهنگ لغت آمریكا میراث آمریكایی زبان انگلیسی ، چاپ پنجم. کپی رایت © 2016 توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.

اهرم

1. (مهندسی مکانیک) یک نوار سفت و سخت که در مورد یک فولکروم محوری است ، که برای انتقال نیرو به یک بار و معمولاً برای ارائه یک مزیت مکانیکی استفاده می شود

فرهنگ لغت انگلیسی کالینز - کامل و غیرقابل توصیف ، نسخه دوازدهم 2014 © Publishers 1991 ، 1994 ، 1998 ، 2000 ، 2003 ، 2006 ، 2007 ، 2009 ، 2011 ، 2014

lev • er

1. یک نوار سفت و سخت که در حدود یک نقطه محور است و از آن برای جابجایی یک شیء در نقطه دوم توسط نیرویی که در یک سوم استفاده می شود استفاده می شود.

[1250-1300 ؛اهرم انگلیسی میانه ، لوور برای *اهرم

فرهنگ لغت کالج Random House Keerman Webster ، © 2010 K Dictionaries Ltd.copyright 2005 ، 1997 ، 1991 توسط Random House ، Inc. کلیه حقوق محفوظ است.

لات

یک دستگاه ساده متشکل از یک نوار که روی یک پشتیبانی ثابت ، Fulcrum قرار دارد و برای انتقال نیرو استفاده می شود. به عنوان مثال ، یک اهرم با کفپوش که بین دو انتها قرار گرفته است می تواند وزن سنگین را در یک انتها افزایش دهد یا حرکت کند زیرا نوار به طرف دیگر پایین می آید. بیشتر در Fulcrum ببینید.

فرهنگ لغت علوم دانشجویی میراث آمریکایی ، چاپ دوم. کپی رایت © 2014 توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.

اهرم

مشارکت گذشته: Gerund Levered: Levering

 

امری ضروری
اهرم
اهرم
حاضر
من اهرم
شما اهرم
او/او/اهرم
ما اهرم می کنیم
شما اهرم
آنها اهرم
از پیش
من
شما
او/او/آن اهرم شد
ما اهرم کردیم
شما
آنها اهرم کردند
حال استمراری
من در حال اهرم هستم
شما در حال اهرم هستید
او/او در حال اهرم است
ما در حال اهرم هستیم
شما در حال اهرم هستید
آنها در حال اهرم هستند
ماضی نقلی
من اهرم کردم
شما اهرم کرده اید
او/او/
ما اهرم کرده ایم
شما اهرم کرده اید
آنها اهرم کرده اند
گذشته استمراری
من داشتم
شما در حال اهرم بودید
او/او در حال اهرم بود
ما در حال اهرم بودیم
شما در حال اهرم بودید
آنها در حال اهرم بودند
گذشته کامل
من اهرم کرده بودم
شما اهرم کرده بودید
او/او/او اهرم کرده بود
ما اهرم کرده بودیم
شما اهرم کرده بودید
آنها اهرم کرده بودند
آینده
من اهرم خواهم کرد
شما اهرم خواهید کرد
او/او/آن اهرم خواهد شد
ما اهرم خواهیم کرد
شما اهرم خواهید کرد
آنها اهرم خواهند کرد
آینده عالی
من اهرم خواهم کرد
شما اهرم کرده اید
او/او/او را اهرم کرده است
ما اهرم خواهیم کرد
شما اهرم کرده اید
آنها اهرم خواهند کرد
مداوم آینده
من اهرم خواهم کرد
شما اهرم خواهید کرد
او/او در حال اهرم خواهد بود
ما اهرم خواهیم کرد
شما اهرم خواهید کرد
آنها اهرم خواهند کرد
حال کامل استمراری
من در حال اهرم بوده ام
شما اهرم کرده اید
او/او در حال اهرم بوده است
ما در حال اهرم هستیم
شما اهرم کرده اید
آنها در حال اعزام هستند
آینده کامل آینده
من اهرم خواهم کرد
شما اهرم خواهید کرد
او/او/آن را اهرم خواهد کرد
ما اهرم خواهیم کرد
شما اهرم خواهید کرد
آنها اهرم خواهند شد
گذشته کامل استمراری
من به آن اهرم کرده بودم
شما اهرم کرده بودید
او/او در حال اعزام بود
ما در حال اهرم بودیم
شما اهرم کرده بودید
آنها در حال اعزام بودند
مشروط
من اهرم می کنم
شما اهرم می کنید
او/او/آن اهرم می کند
ما اهرم می کنیم
شما اهرم می کنید
آنها اهرم می کردند
مشروط گذشته
من اهرم می کردم
شما می توانستید
او/او/او را اهرم می کرد
ما اهرم می کردیم
شما می توانستید
آنها اهرم می کردند

اهرم

یک نوار سفت و سخت در حدود یک نقطه ثابت (fulcrum) برای پشتیبانی یا جابجایی بار چرخانده است. یک شکل ساده از ماشین.

فرهنگ لغت کلمات ناآشنا توسط گروه نمودار کپی رایت © 2008 توسط Diagram Visual Information Limited

نوار - یک قطعه سفت و سخت از فلز یا چوب ؛معمولاً به عنوان بست یا انسداد یا سلاح استفاده می شود."میله هایی در پنجره ها برای جلوگیری از فرار وجود داشت"

Ripping Bar - یک اهرم فولادی با یک انتها در یک اسکنه پاره شده و دیگری یک غده با یک پنجه برای کشیدن ناخن ها

Rocker Arm ، Valve Rocker - اهرمی که در مرکز محور است. مخصوصاً برای فشار دادن دریچه در موتور کنترل داخلی استفاده می شود

جرقه اهرم - (در اتومبیل های اولیه) اهرمی که روی ستون فرمان نصب شده و برای تنظیم زمان احتراق استفاده می شود

کنترل چوب ، جوی استیک ، چوب - اهرمی که توسط یک خلبان برای کنترل آیلرون ها و آسانسورهای یک هواپیما استفاده می شود

آهن تایر ، ابزار تایر - ابزار دستی متشکل از یک اهرم که برای مجبور کردن پوشش یک تایر پنوماتیک بر روی چرخ فولادی استفاده می شود

ماشین ساده ، دستگاه - دستگاهی برای غلبه بر مقاومت در یک نقطه با اعمال نیرو در برخی از موارد دیگر

قفل اهرم - قفل که Tumblers آنها اهرم هایی هستند که باید به یک موقعیت معین افزایش یابد تا پیچ بتواند حرکت کند

tumbler - یک انسداد متحرک در قفل که باید قبل از پرتاب پیچ به یک موقعیت معین (مانند یک کلید) تنظیم شود

اهرم

1. جایزه ، حرکت ، زور ، افزایش ، پری (ایالات متحده) ، همسایگان جمی سرانجام در را باز کردند و با یک کلاب باز شد.

کالینز اصطلاحنامه زبان انگلیسی - چاپ 2 کامل و بدون مجوز. 2002 © Publishers HarperCollins 1995 ، 2002

اهرم

فرهنگ لغت اسپانیایی کالینز - چاپ کامل و غیرقابل توصیف هشتم 2005 © ویلیام کالینز پسران و شرکت با مسئولیت محدود 1971 ، 1988 © Publishers HarperCollins 1992 ، 1993 ، 1996 ، 1997 ، 2000 ، 2003 ، 2005

اهرم

(شکل) → Levier M که به عنوان یک اهرم مورد استفاده قرار می گیرد ممکن است به عنوان یک اهرم سیاسی استفاده شود → Les Grèves Peuvent Servir de Levier Politique.

vt to lever sth up → soulever qch au moyen d'un levier او را با یک کلاغ در را باز کرد → elle for la porte avec un pied-de-biche.

اهرم

n → Hebel M ؛(= Crowbar) → Brechstange F ؛(شکل) → Druckmittel NT ؛این باید یک اهرم به ما بدهد (شکل) → Das Köen Wir Als Druckmittel Benutzen

VT → (Hoch) Stemmen ، MIT EINEM HEBEL/EINER BRECHSTANGE (AN) HEBEN ؛او از قسمت دستگاه به جای خود استفاده می کند. او با اهرم جعبه باز می شود → er STEMMTE DIE KISTE AUF ؛او خود را بر روی طاقچه قرار داد. به نظر می رسد که او خود را به موقعیتی از قدرت تبدیل کرده است.

فرهنگ لغت آلمانی کالینز - نسخه هفتم کامل و غیرقابل توصیف 2005

اهرم

اهرم

1. یک نوار چوب ، فلز و غیره برای بلند کردن وزنهای سنگین استفاده می شود. یک کلاغ نوعی اهرم است. برای خاموش کردن درب آن قلع باید از یک سکه به عنوان اهرم استفاده کنید. hefboom araفِ abath ، memُخ л л л лlavanca páka der hebel løftestang μοχλός palanca kang aherm vipuvarsi levier מנ उत उत poluga emelő tuas vogarstöng ؛lyftistöng leva て こ 지렛대 svertas ، svirtis svira tuil ؛

2. یک نوار یا دسته برای دستگاه عملیاتی و غیرهاین اهرمی است که برق را روشن می کند. wisselaar وَسيلَة تَشْغيل ръчка alavanca páčka der Hebel håndtag μοχλός, λεβιές palanca kang دستگیره vipu levier יַדִית הַפעָלָה हत्था poluga fogantyú, kar tuas stöng, handfang leva レバー (기계를 조작하는) 레버 svirtis vadības svira tuil hendel spak, stang dźwignia لاس ګير مثال د deRVAQUE ALAVANCA MANETă руотт.

با یا با اهرم حرکت کنید. او با یک سکه درب را خاموش کرد. aflig yَbrْْ ran َ َ ، ، ، ، ، ، ُح с с с с л л levantar (vy) páč hebeln vippe κκκρνϐementμε μοχλό ساکار/کویتار کان و نه Palanca Hoobama Ba Baym T> Ree Enden Dedan Soulo Qqch. en se sar d'un levier לְ ، בְּמָנर का पा पाग करना ، लीवर से उठाना ، हिलाना काम लेना polugi polugom emelővel (meg) Emel Mencongkel lyfta með Vogarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafarafaraspostare con una leva てこで動かす 지레로 움직이다 pakelti, pajudinti (su svirtimi, sverto principu) celt ar sviru menuil wrikken jekke, vippe podważyć په جبل يا اهرم باندى خوځول levantar a ridica printr‑un sistem de pârghii поднимать, передвигать с помощью ычыча re podvážiť uporabiti vzvod podići polugom bända ، baxa งัด kaldıraç ile oynatmak (用 某 物 作為 作為 槓桿 槓桿 槓桿 作為 作為 作為 作為 作為 作為 作為 作為 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物 物)

1. قدرت به دست آمده با استفاده از اهرم. hefboomkrag قُوَّة الرافِعَه механична сила poder síla páky die Hebelkraft vægtstangskraft η δύναμη που ασκείται με τη χρήση μοχλού acción de palanca kangi tõstejõud قدرت اهرم vipuvoima force כּוֹחַ מָנוֹף उत्तोलक पर लगाया जाने वाला बल snaga poluge emelőerő pengungkitan vogarafl leva てこの作用 지레의 작용 sverto/ svirties keliamoji galia sviras []darbība/celtspēja daya tuil hefboomkracht vektstangkraft siła dźwigni, wpływ د جبل پياوړتيا poder forţă (a pârghiei) усилие рычага sila páky moč vzvoda rad poluge hävstångskraft แรงที่ได้เพิ่มขึ้นจากการงัด kaldıraç gücü 槓桿作用 дія важеля بیرم سعید

2. قدرتی که می تواند برای تأثیرگذاری بر اقدامات یا تصمیمات شخصی استفاده شود. عموم مردم با نمایندگان خود در مجلس سنا از اهرم برخوردار هستند. invloed نُفوذ влияние influência vliv der Einfluß indflydelse ισχύς, επιρροή influencias mõjuvõim قدرت نفوذ vaikutusvalta influence כוח प्रभाव moć, utjecaj befolyás pengaruh influenza, autorità 影響力 (목적 수행의) 수단, 힘, 행동력, 효력 įtaka, poveikio galia iespaids (mērķa sasniegšanai) pageruh invloed ، macht iflytelse ، makt wpływy de پaratiya ق ق сre сря дџџџ енссacksіііііџџџВолиние vplyv vpliv uticaj makt ، inflytande แรง ผลักดัน ผลักดัน nüfuz ، güç 影響力 в в в вwle قwt یa یtdara کarahahahہ ảnh hưởng 影响力 影响力 影响力 , 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力 影响力

اهرم

→ عبدعدره اصطلاحی páka stang hebel μοχλός palanca vipu levier poluga leva leva lava leva ́ m hefboom صحبت می کند dźwigna qu <.)

استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1402 ساعت: 22:08