استراتژی بازاریابی استیو شغل (نبوغ خالص است)

ساخت وبلاگ

حرکت نسل بشر به جلو. این یک مأموریت اپل از زمان تأسیس است.

وقتی صحبت از بازاریابی می شود ، بسیار کمی وجود دارد که اختراع می شود. درست همانطور که میک جاگر از سنگها به طرز چشمگیری خلاصه شده است ، "آینده ای در موسیقی راک و رول وجود ندارد ؛ این همه گذشته فقط بازیافت شده است."

نبوغ بازاریابی استیو جابز در دیدن درخشش نایک ، یک شرکت کفش ، در نشان دادن ورزشکاران ستاره دهه 80 مانند مایکل جردن ، جان مک کنرو و لستر هیز و سیلی زدن آرم نایک در کنار آنها بود. نایک می دانست که روانشناسی به دست خواهد گرفت و آن را به دست گرفت.

افتخار ورزشکاران بزرگ. که در سر جابز گیر کرده است.

این هسته اصلی و جوهر تبلیغات تبلیغاتی "Think Here" بود.

جابز همین کار را کرد ، اما به جای ورزشکاران ستاره ، او محصولات سکسی ایجاد کرد و از روانشناسی برای ساختن "برند نخبه" استفاده کرد. او فقط 5 ٪ از سهم بازار را می دانست. اپل بسیار موفق خواهد بود.

جایی که شرکت ها اشتباه می کنند ، هنگامی که آنها سعی می کنند مخاطبان خود را متقاعد کنند که آنها محصول مناسبی برای آنها هستند. مشاغل به عنوان نمونه به صنعت لبنیات اشاره می کند. چگونه آنها به مدت 20 سال تلاش کردند تا کشور را متقاعد کنند که شیر برای آنها مفید است."این دروغ است ، اما آنها سعی کردند."

اما بعد آنها با "شیر گرفت؟" بیرون آمدندکمپین ، و مربوط به محصول نبود ؛این در مورد عدم وجود محصول بود ، اما آنها دقیقاً مانند نایک از ستاره ها استفاده می کردند ، اما با سبیل های شیر و فروش شیر پرشور شد.

بازگشت به نایک ، آیا تا به حال یک تجارت نایک دیده اید که در آن بحث کرده اند که چرا محصول آنها از Reebok بهتر است؟آیا تا به حال تحلیل مفصلی از فناوری کفش آنها دیده اید و چگونه به شما کمک می کند سریعتر اجرا کنید یا بهتر بازی کنید؟البته که نه. در عوض ، آگهی نایک از ورزشکاران عالی و دستاوردهای عالی ورزشی افتخار می کند. اینجاست که مشاغل احساس می کردند که متخصصان تبلیغات اشتباه کرده اند.

هنگامی که جابز به اپل بازگشت ، این شرکت حتی با بودجه تبلیغاتی بزرگ در حال آشفتگی بود. جابز "ارزش اصلی" این شرکت را سلب کرد ، این امر به مردم کمک می کند تا با جعبه ای که اپل ساخته است ، کارهای خود را بهتر انجام دهند ، به افرادی که از محصولات اپل استفاده می کنند ، اشتیاق به بهتر شدن جهان دارند.

هسته اصلی آن و آنچه مشاغل کاملاً معتقدند ، افرادی هستند که به اندازه کافی دیوانه هستند که فکر می کنند می توانند جهان را تغییر دهند ، اغلب کسانی هستند که انجام می دهند.

این یک لحظه مهم در بازگشت جابز به اپل و اولین کمپین بازاریابی برند با وی در زین بود. او یک کمپین را پیش بینی کرد که جلوه ای ماندگار را به همراه داشته باشد. در حالی که در حالی که او از بین رفته بود ، خیلی چیزها در اپل تغییر کرد ، او می خواست به ریشه ها و ارزش های اصلی اپل برگردد. اما ارزش ها و ارزش های اصلی ، این چیزها نباید تغییر کنند. این نه کلمه صحنه را برای چیزی که جهان کاملاً آماده نشده بود ، تنظیم کرد ، زیرا اپل قصد داشت یک بازگشت حماسی را انجام دهد.

اما هرگز فراموش نکنید که به فراتر از بازاریابی نگاه نکنید زیرا اپل و نایک ، در حالی که "ارزشهای اصلی" آنها ممکن است بسیار متفاوت باشد ، از نظر داخلی ، آنها یکسان هستند: با کار ارزان در خارج از کشور پول زیادی کسب کنید. از این گذشته ، این دنیای بسیار پیچیده و دنیای بسیار پر سر و صدا است که ما در آن زندگی می کنیم.

در سال 1997 ، مشاغل به هزاران کارمند وی پرداخت و گفت: "برای من ، بازاریابی در مورد ارزش ها است. این یک دنیای بسیار پیچیده است ؛ این یک دنیای بسیار پر سر و صدا است. درباره ما. هیچ شرکتی نیست. بنابراین ما باید در مورد آنچه می خواهیم آنها درباره ما بدانند کاملاً واضح باشیم. "

یکی از مشاغل جدید استراتژی بازاریابی که در پردیس پالو آلتو حفر شده بود ، "محصولات بازار ، رویاهای بازار را بازاریابی نکنید."این یک تغییر اساسی در برند اپل بود. هنگامی که نوبت به راه اندازی مشاغل کمپین رسید که مجبور شد با تصاویر پیکاسو و انیشتین به همراه بسیاری دیگر از "تغییر دهنده های جهان" در ذهنش چرخانده شود - مشاغل می دانستند که آنها اغلب نقل می شوند ، مخالف ، دوست داشتند و متنفر بودند ، اما او همچنین می دانستتنها کاری که مردم نتوانستند انجام دهند این بود که آنها را نادیده بگیرند ، زیرا آنها تغییر دهنده بازی و تغییر دهنده جهان بودند. او حتی جسارت داشت که از این ذهن های درخشان به عنوان "دیوانه ها" یاد کند و به کمال کار می کرد.

قبل از زندگی با کمپین "فکر متفاوت" ، جابز درمورد اینکه از کدام نسخه استفاده می شود پاره شد. یکی با مشاغل انجام صدا و سیما ، یا دیگری با ریچارد دریفوس. هر دو به شبکه فرستاده شدند و تصمیم در ساعت آخر گرفته شد. نسخه Dreyfus ، که بدیهی است انتخاب صحیح بود ، انتخاب شد. دید جابز نبوغ است ، اما قدرت صدای او نیست. این یک رهبر واقعی طول می کشد تا تشخیص دهد که شما همیشه بهترین چیزی را ندارید که بهترین باشد.

How to Market Like Steve Jobs

اطلاعات بیشتر در مورد استیو جابز

استیو جابز برای شروع اپل چه فروش کرد؟

در سال 1975 ، استیو جابز و استیو وزنیاک با هم پیوستند و از گاراژ والدین شغل کار کردند. آنها برای شروع اپل به 1. 350 دلار سرمایه نیاز داشتند ، بنابراین جابز تصمیم گرفت Microbus VW خود را بفروشد و وزنیاک با ماشین حساب HP خود جدا شود.

آیا مایکل فاسبندر کار خوبی را برای به تصویر کشیدن استیو جابز انجام داد؟

بازاریابی استیو جابز - مردی در ماشین

استیو جابز - مردی که متفاوت فکر می کرد

چگونه استیو جابز جهان را تغییر داد

استراتژی های بازاریابی اپل تحت مشاغل

جابز چگونه جان اسکالی را متقاعد کرد که مدیرعامل اپل شود؟- «استیو کلاسیک» بود. در آن زمان اسکالی رئیس پپسی کولا بود و با موقعیت خود راحت بود و پپسی در فروش عملکرد خوبی داشته است. جابز اسکالی را می خواست، بنابراین او فقط به دنبال گلو رفت: "آیا می خواهی بقیه عمرت را با فروش آب شکر طعم دار بگذرانی، یا ترجیح می دهی دنیا را با من عوض کنی؟"اسکالی با دیدن آن در آن نور هیچ راهی وجود نداشت که بتواند جابز را رد کند.

اپل قبلاً هرگز کاری به این بزرگی انجام نداده بود. هنگامی که شخصی به استیو جابز گفت که ایده آیفون مهمتر از مک است، استیو فقط گفت: "می دانم."جابز از کجا می دانست؟ساده. هر جا می رفت دو چیز مسلم بود. 1) همه تلفن همراه داشتند. 2) همه از آن شاکی بودند. او می دانست که اپل می تواند چیزی بهتر بسازد. این تنها محصولی بود که اپل را به ارتفاعاتی که حتی جابز هم نمی توانست تصورش را بکند می برد.

در زمانی که آیفون به عنوان یک محصول احتمالی مورد بحث قرار می گرفت، آی پاد مسئول حدود نیمی از درآمد اپل بود. در جلسه تیم iPod، یکی از نگرانی ها برای از دست دادن احتمالی سهم بازار و درآمد در آینده این است که "چه می شود اگر تلفن های همراه نیز می توانستند MP3 پخش کنند". این زمانی بود که آنها می دانستند که آیفون باید یک پخش کننده یکپارچه iPod نیز داشته باشد. مشکل این بود که «رابط تلفن» با «چرخ» آی پاد کار کند که بسیار محبوب بود و ظاهر دستگاه را نداشت و مانند تلفن چرخشی کار نمی کرد، که حکم اعدام برای اختراع بود.

درعوض، جابز به تیم طراحی پیشنهاد کرد که فناوری ای را که روی محصول جدید اپل کار می کردند (تبلتی که تبدیل به آی پد می شود) استفاده کنند و آن را کوچک کنند تا تجربه ای چندلمسی از جمله صفحه کلید داشته باشند. از آنجایی که محبوب ترین دستگاه Blackberry با صفحه کلید سخت اش بود، اپل مسیر نرمی را طی کرد و شامل اسکرول کردن و معروف ترین "جهش باند لاستیکی" بود که نشان می داد شما در انتهای صفحه هستید. اپل معتقد بود این حرکت این تجربه را به خواندن یک کتاب تشبیه می کند و کاربر را بدون از دست دادن حس نوستالژی یک کتاب واقعی یا رسانه دیگر درگیر می کند.

با جمع شدن این پروژه ، جابز می ترسید تیم ها سهواً اطلاعات را در خارج از دیوارهای مجتمع اپل درباره آیفون (با نام پروژه Purple) نشت کنند و مطبوعات این اعلامیه را خراب می کنند. مشاغل می خواستند جهان را خیره کنند و تنها راه انجام این کار ، نگه داشتن عموم در تاریکی بود. بنابراین مشاغل پوسترهایی را در سراسر دفتر در مورد "مبارزه با باشگاه" قرار داده و پوسترها را برای خواندن اصلاح کرده اند ، "اولین قانون پروژه بنفش ، در مورد پروژه بنفش صحبت نمی کند."

بارها نوشته شده بود که کارمندان اپل تحت ساعت جابز مانند اعضای یک جامعه مذهبی ، تقریباً شبیه فرقه بودند ، با مشاغل به عنوان گورو پرستش خود و مشتریان اپل پیروان وفادار دیدگاه وی بودند که شغل ها جهان را تغییر می دهند.

در 7 ژانویه 2007 ، وقتی جابز برای اعلامیه صحنه شد ، راز در دیوارهای اپل باقی ماند.

و از استخدام اسکوللی ، خط "آیا می خواهید زندگی خود را صرف فروش آب شکر کنید."به گفته کارمندان سابق ، با کمال تعجب ، هرگز پیر نشد.

قسمت تاریک استیو جابز

از زمانی که او یک زن مسن را به دلیل "مهارت" خود در ساخت اسموتی در Whole Foods به گفتن یک کارمند برتر Xerox ، "هر کاری که تا به حال انجام داده اید گه می کند ،" استیو جابز برای "خوب استیو شناخته نشده است.، "به عنوان" استیو بد "و ویژگی های شخصیتی اغلب غیرقابل پیش بینی او بخش عمده ای از مطبوعات را دریافت کردند.

استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سعید شیخ‌زاده بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1402 ساعت: 20:30