دربی بسیار پیش بینی شده تهران بین Esteghlal و Persepolis روز پنجشنبه در ورزشگاه آزاد بازی شد و در یک تساوی 1-1 به پایان رسید. اهمیت این دربی به دلیل رقابت شدید بین دو تیم در صدر جدول لیگ بود و به هواداران اجازه ورود به آزادی و انتخاب بازیکنان برای تیم ملی را می داد.
علیرغم محدودیت تعداد هواداران مجاز به ورزشگاه ، تأثیر آن بر جو و بازیکنان این دو تیم کاملاً قابل توجه بود زیرا این مسابقه یک مسابقه هیجان انگیز از کلمه Go بود. تخمین زده می شود که در حال حاضر 20،000 هوادار به طور مساوی بین هواداران این دو تیم تقسیم شده اند در حالی که هزاران نفر در خارج از آزادی و پیرامون منتظر بودند.
سرعت بازی سریع و خشمگین بود که هواداران را هیجان زده می کرد ، اما تاکتیک های بسیار کمی و حرکات زیبا در بازی وجود داشت. از ابتدا ، این بازی با اعتراضات مداوم بازیکنان و نیمکت هر بار که داور سوت می زد برای یک خطا ، خراب شد!

با وجود اهمیت آن ، در مورد طرف مثبت این بازی چیزهای کمی برای نوشتن وجود دارد. خطاهای در عبور ، پایان دادن به ضعف ، مقابله با وحشی ، فقدان اصول فوتبال در این بازی کاملاً واضح بود. حتی اجازه حساسیت به مسابقه ، خطاهای بی شماری از دانش آموزان مدرسه با آنچه قرار بود یک مسابقه بین دو تیم برتر کشور باشد ، رخ داده است. پایان دادن به جلوی دروازه واقعاً شرم آور و طنز بود. به طور کلی ، این مسابقه تبلیغ خوبی برای فوتبال ایران نبود که تیم ملی آن به تازگی برای جام جهانی فیفا صلاحیت داشته باشد.
با این حال ، بزرگترین انتقاد باید به سمت دو مربی Persepolis و Esteghlal اخراج شود. Golmohammadi و Majidi. دو هم تیمی سابق ملی از همان دوران ، بدون داشتن زمینه محکم به مربیگری رسیده اند. هر دوی آنها در مدیریت فوتبال چیزهای زیادی برای یادگیری دارند اما در مدیریت و رفتار عصبانیت بسیار مهمتر هستند.
از ابتدای مسابقه ، نیمکت هر دو تیم ، کاتالیزور در ایجاد بازی با اعتراضات و تخلفات مداوم آنها بود. فقدان رفتارها ، فریاد زدن ، رفتار تهدیدآمیز و تلاش گلموممی برای حمله جسمی به داور شبیه به صحنه ای از فیلم گانگستری بود نه یک زمین فوتبال.
Golmohammadi برکنار شد اما از یک داور ضعیف که می توانست خیلی زود عمل کند خیلی دیر شده بود و به راحتی می توانست چند کارت از رنگ های مختلف را در اوایل بازی اهدا کند.
رفتار Golmohammadi در یک مربی حرفه ای نبود و از دست دادن کنترل او در مقابل دوربین که توسط میلیون ها نفر در سطح جهان مشاهده می شد ، باید این باشگاه را به این باشگاه نشان دهد که این مرد از نظر عاطفی مناسب نیست تا بتواند یک باشگاه بزرگ را در رویدادهای بزرگ هدایت کند. با این حال ، ماجیدی در یک قایق مشابه قرار دارد ، اما او به دلیل اینکه قادر به کنترل خلق و خوی خود پس از هشدار شدید از داور است ، به غرفه ها فرستاده شد.
ضعف FFIRI در برابر تیم های برتر در ایران به خوبی ثبت شده است. Persepolis و Esteghlal برای فدراسیون ضعیف بسیار زیاد هستند. کمیته انضباطی در هنگام درگیر شدن Persepolis یا Esteghlal ، از اعطای جریمه های سنگین بی میلی ابلاغ شده است. هر حكم نهایی همیشه در نهایت به تجدید نظر و كاهش یا رد كاهش می یابد.
تحقیر و شرم.
بحث و گفتگو ، اقدامات انضباطی ، تحریم ها هرگز از صحنه های فوتبال ایران دور نیست ، اگرچه خوشبختانه در چند سال گذشته ، پیشرفت های چشمگیری با خبرهای کمتر منفی و اقدامات مجازاتی علیه ایرانیان مشاهده شده است.
فوتبال ایران در ریشه های خود یک سیستم دو حزبی است که بر اساس دو تیم پرسپولیس و استگلال ساخته شده است. اگرچه تعیین این رقم دقیق غیرممکن است ، اما برآورد بیش از 90 ٪ هواداران در ایران از یکی از دو تیم تهانی پشتیبانی می کنند. احتمالاً پرسپولیس طرفداران بیشتری نسبت به جمعیت بسیاری از کشورهای آسیایی AFC دارد.
کل سیستم نیز به سمت رفاه دو باشگاه نمادین در نظر گرفته شده است. از روزنامه نگاران ، رسانه ها ، رادیو و تلویزیون تمام راه را به Majlis. بعضی اوقات امور این دو باشگاه موضوعات بحث در مجمع است که گویی هیچ مشکلی دیگر برای بحث وجود ندارد.
هاله ای که توسط این دو باشگاه ایجاد شده است ، همچنین منجر به فساد ، لابی و نپتیسم به شکلی بزرگ شده است و در نتیجه تأثیر معیشت بسیاری و باعث درد و پریشانی دیگران می شود. اگر نتوانستیم به آن اشاره کنیم ، صاحبان این دو باشگاه جز دولت جمهوری اسلامی نیستند!
تصور کنید که منچسترسیتی و منچستریونایتد متعلق به همان شرکت هستند. برای شروع ، این یک تضاد عظیم منافع است ، در برابر روح رقابت پاک و چیزی که در هیچ کجای جهان متمدن قابل قبول نیست. سوالی که بسیاری از آنها می پرسند ، این است که دولت در این مورد چه کار می کند و دو باشگاه فوتبال را اداره می کند؟
در مورد ایران ، ساده است. تبلیغات سیاسی و اطمینان از این که برادر بزرگ به نیروی عظیم جوانان توجه می کند. دولت ها دارای باشگاه های فوتبال نیستند و اداره نمی کنند ، مشاغل بسیار مهم تری برای مراقبت از آنها وجود دارد ، با این حال ، موفقیت ، برنده شدن در غنائم و عناوین باعث می شود ساختار عجیب و مالکیت باشگاه ها با یک شوت طولانی کاهش یابد. واقعیت در غیر این صورت است زیرا این رژیم در اداره دو تیم فوتبال با بدبختی ناکام بوده است. آنها نه تنها هیچ عناوین لیگ قهرمانان را به دست نیاوردند ، بلکه هم در آستانه ورشکستگی قرار دارند و به دلیل نقض قراردادها با کارمندان ، تأمین کنندگان و شرکای خود ، میلیون ها دلار در دادگاه شکایت می شوند.

برای بیش از 40 سال ، هیچ یک از باشگاه های ایرانی تنها با کنترل جمهوری اسلامی جایزه قاره ای آرزو را به دست نیاوردند. این یک نشانه باورنکردنی از شکست برای یک ملت افتخار است.
اگر این به اندازه کافی بد نباشد ، تحقیر هر دو پرسپولیس و Esteghlal به دلیل تعداد بیشماری از بی نظمی ها از هر شرم و شرم آور که فوتبال ایران در چهار دهه گذشته مورد توجه قرار گرفته است ، از لیگ قهرمانان آسیا بیرون می آیند. این یک فاجعه مطلق است که احساس و غرور مردم و کشور را لمس می کند. و فقط یک و یک مقصر وجود دارد. رژیم جمهوری اسلامی از روزهای خاتمی قول داده است که باشگاه ها را به بخش های خصوصی واگذار کند و برای ده ها سال نتوانست این کار را انجام دهد.
این نتیجه است .... عصبانیت و انزجار که توسط ایرانیان و هواداران فوتبال ایران در خارج از کشور احساس می شود ، فراتر از ورزش است ، این توهین است که می تواند برای رژیم بسیار پر هزینه باشد.
کار افتخاری که برای جمهوری اسلامی انجام می شود این است که بپذیرید که برای اجرای تیم های فوتبال و درگیر شدن در نزاع های آنها ، تیم ها را به سمت عموم تحویل داده و از استفاده از این باشگاه ها به عنوان ابزارهای تبلیغاتی خودداری می کند.
ما در بسیاری از موارد مورد انتقاد AFC قرار گرفته ایم ، اما این بار کنفدراسیون فوتبال آسیا فوتبال ایران را به نفع خود انجام داده است که فقط مخاطبان باهوش و بالغ تر از آن قدردانی می کنند.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 خرداد
1402 ساعت: 18:04