/cdn.vox-cdn.com/uploads/chorus_image/image/50717327/599455176.0.jpg)
زاک بیوچامپ خبرنگار ارشد VOX است ، جایی که او ایدئولوژی و چالش های دموکراسی را در خانه و خارج از کشور پوشش می دهد. او قبل از آمدن به VOX در سال 2014 ، وی ایده های TP را ویرایش کرد ، بخشی از Think Progress که به ایده های شکل گیری دنیای سیاسی ما اختصاص داده شده است.
وال استریت ژورنال چهارشنبه شامل آنچه به نظر می رسد مانند یک مکاشفه بسیار لعنتی است. داستان ، توسط جی سلیمان و کارول لی ، فاش می کند که ایالات متحده بی سر و صدا 1. 3 میلیارد دلار پول نقد خارجی ایران پرداخت کرده است. به نظر می رسد مانند رسوایی ، درست است؟
جمهوریخواهان مطمئناً چنین فکر می کنند. رئیس کمیته امور خارجه مجلس ، اد رویس لایحه ای را با هدف مسدود کردن پرداخت های مشابه در آینده ارائه داده است و اظهار داشت که این پرداخت بخشی از باج برای چندین آمریکایی بازداشت شده در ایران است. رویس در بیانیه ای گفت: "دولت اوباما بر سر یک باج پولی عظیم به ایران اعتراض کرد و حامی پیشرو در جهان از ترور و قرار دادن جان بیشتر در معرض خطر بود."
همچنین می توانید انتظار داشته باشید که دونالد ترامپ حملات خود را به توافق نامه ایران دولت در یک جلسه تلویزیونی تالار تلویزیونی چهارشنبه شب اختصاص داده شده به امنیت ملی تجدید کند. در اوایل این هفته ، ترامپ به روش معمول نادیده گرفته خود ، هشدار داد که این پیمان "قصد دارد اسرائیل را نابود کند - مگر اینکه من انتخاب شوم."
اما داستان وال استریت ژورنال در واقع در حال توصیف پرداختی است که رئیس جمهور اوباما در ژانویه اعلام کرد. خبر در اینجا این است که پرداخت قبلاً تحویل داده شده بود - یعنی این داستانی در مورد جزئیات زمان بندی و نحوه تحویل پول نقد است.
و همانطور که سلیمان و لی می نویسند ، پرداخت نتیجه توافق توافق شده برای یک پرونده 35 ساله در دادگاه بین المللی بود. همانطور که رویس می گوید ، این کار با هرگونه پرداخت "باج" با ایران هیچ کاری نداشت.
هنگامی که این واقعیت ها را درک کردید ، خواهید فهمید که این در واقع داستانی در مورد پرداخت رسوایی دولت اوباما به ایران نیست. این یک داستان در مورد نحوه بحث واشنگتن در مورد ایران است که اساساً شکسته است.
داستان واقعی 1. 3 میلیارد دلار
:no_upscale()/cdn.vox-cdn.com/uploads/chorus_asset/file/3556184/79890411.0.jpg)
یک زن ایرانی طرفدار انقلاب در تهران در سال 1979. (کوه کاظمی/گتی تصاویر)
از نظر بسیار ساده ، این پرداخت اولین قسط بازپرداخت برای سلاح های ایالات متحده است که ایران خریداری کرده است اما آمریکا هرگز تحویل نداده است. این کار در سال 1979 ، سال انقلاب ایران آغاز می شود.
در نوامبر 1979 ، گروهی وفادار به رژیم انقلابی 52 آمریکایی را در سفارت ایالات متحده در تهران گروگان گرفتند. در پاسخ ، ایالات متحده روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد و دارایی های ایران را در آمریکا یخ زد.
از نظر مهم ، ایالات متحده تحویل هواپیماهای جنگنده ای را که دولت قبل از تجدید نظر ایران قبلاً 400 میلیون دلار برای آن پرداخت کرده بود ، متوقف کرد. به طور معمول ایالات متحده اگر قصد تحویل هواپیماها را نداشت ، پول را پس می داد ، زیرا کشورها فقط توافق های رسمی مانند آن را نمی شکنند. اما دولت آمریكا قبلاً دارایی های ایرانی را در ایالات متحده به عنوان مجازات برای گروگان گیری-و این شامل 400 میلیون دلار بود.
بحران گروگان سرانجام در سال 1981 ، در کنفرانسی در الجزایر حل شد. اما توافق نامه الجزایر همه مسئله برجسته را برطرف نکرد - از جمله وضعیت قانونی 400 میلیون دلار.
در عوض ، این توافق نامه دادگاه بین المللی مستقر در لاهه را برای مقابله با هرگونه ادعای حقوقی که دولت های ایران و ایالات متحده علیه یکدیگر داشتند ، یا اینکه شهروندان فردی هر کشور علیه کشور دیگر داشتند ، تشکیل داد.
این دادگاه ، به نام دولت های ایران - نایت ادعای دادگاه ، به عنوان نوعی داوری الزام آور عمل می کند. برای رسیدگی به پرونده ها ، احزاب درگیر می توانند در مورد تسویه حساب از دادگاه مذاکره کنند یا آن را به هیئت تشکیل دهند که از سه قاضی منصوب شده در ایالات متحده ، سه قاضی منصوب ایرانی و سه قاضی خنثی می روند. سپس پانل پرونده را می شنود و یک حکم الزام آور صادر می کند.
این روند ، همانطور که ممکن است حدس بزنید ، بسیار آهسته بود. با شروع دومین دوره ریاست جمهوری اوباما ، دادگاه هنوز در مورد موضوع 400 میلیون دلار به حكم نرسیده بود. مدتی پس از آن ، گزارش متی لی و برادلی کلاپپر ، خبرگزاری آسوشیتدپرس ، ظاهراً دولت آمریكا نتیجه گرفت كه این پرونده را از دست می دهد - و از دست می دهد - و از دست می دهد: ایران به دنبال 10 میلیارد دلار به دلار امروز بود.
لی و کلاپر می نویسند: "مقامات آمریکایی هر زمان که حکم ادعای ایران را از دیوان انتظار داشتند ، انتظار داشتند و از این حکم می ترسیدند که پرداخت های بهره را بسیار بیشتر کند."
بنابراین دولت اوباما تصمیم گرفت تا از دادگاه خارج شود و مذاکرات با ایران را در مورد شرایط تسویه حساب باز کند. این کار را در همان زمان مذاکره در مورد توافق هسته ای و بازگشت چهار شهروند آمریکایی که اخیراً توسط ایران بازداشت شده بودند ، انجام داد.
با این حال ، افرادی که در توافق هسته ای کار می کنند و آزادی زندانی با تیمی که در پرونده دادگاه پیرامون پول سلاح کار می کرد متفاوت بود - برخی از گروه دوم سالها با دادگاه ادعاها درگیر بودند.
تا ژانویه سال 2016 ، کشورها معامله ای را انجام داده بودند - ایالات متحده 1. 7 میلیارد دلار به ایران پرداخت می کرد ، که در بالای دارایی های یخ زده در اصل حدود 300 میلیون دلار بهره می برد (حسابداری از تورم).
این تسویه حساب در همان روز در ماه ژانویه اعلام شد زیرا ایران اولین دور از تحریم ها را از توافق ایران دریافت کرد.
این قرارداد به صورت اقساطی پرداخت شده است که 400 میلیون دلار در همان روز آزادی زندانیان آمریکایی (17 ژانویه) به ایران تحویل داده شد. براساس گزارش سلیمان و لی چهارشنبه ، 1. 3 میلیارد دلار بعدی در طی 19 روز آینده پرداخت شد.
دلیل این کار در اقساط این است که قانون ایالات متحده مانع از دادن دلار به ایران می شود ، بنابراین دولت مجبور شد ارز خارجی را با هم جمع کند. جمع کردن مقادیر زیادی پول نقد خارجی حتی برای دولت ایالات متحده نیز سخت است-از این رو برنامه اقساط کوتاه مدت.
خب! حالا شما مالک آن هستید. پرداخت 1. 3 میلیارد دلاری ، که به نظر می رسد واقعاً سایه دار است ، در واقع پایان یک پرونده حقوقی بین المللی خسته کننده و چند ساله کاملاً بی ارتباط با مسائل هسته ای و زندانیان داغ بود.
چرا کسی فکر می کند این رسوایی است؟
:no_upscale()/cdn.vox-cdn.com/uploads/chorus_asset/file/3872424/GettyImages-471374324.0.0.jpg)
جان کری و وزیر امور خارجه ایران محمد جاواد زاریف.(استخر/گتی تصاویر)
تقریباً بلافاصله پس از اعلام قرارداد 1. 7 میلیارد دلاری ، منتقدین شروع به اظهار نظر کردند که همه آنطور که به نظر می رسید نبود. زمان تسویه حساب پرداخت سلاح های دهه چند ساله و انتشار گروگان نشان می دهد که این فقط حل و فصل یک مسئله قانونی نبوده است-این یک پرداخت باج بود.
سلیمان ، خبرنگار ژورنال ، خبرنگار ژورنال ، "معامله ای که 1. 7 میلیارد دلار بودجه ایالات متحده را به ایران ارسال کرده است ، در کنار آزاد کردن پنج آمریکایی از زندان های ایران ، به عنوان یک نقطه فلش جدید در میان ادعای تهران ظاهر شده است که این معامله به پرداخت باج است."، در آن زمان نوشت.
اما هیچ مدرک مستقیمی برای پشتیبان گیری از این نظریه وجود نداشت. حدس و گمان در مورد زمان فقط همین بود - حدس و گمان.
علاوه بر این ، منطق اساسی آن معنی ندارد. اگر دولت اوباما درست بود ، ایران قصد داشت این پول را پس بگیرد ، بدون توجه به روند داوری - احتمالاً بیشتر. چرا در ازای پول ، گروگان های بالقوه با ارزش را در ازای پول در غیر این صورت می گرفت؟ایران باید گنگ ترین گروگان گروگان جهان باشد.
چندین قطعه اخیر وال استریت ژورنال ، هم توسط سلیمان و هم لی ، سعی در روشن شدن آنچه در واقع اتفاق افتاده است. واقعیت اصلی کشف شده توسط سلیمان و لی این است که ایالات متحده از تحویل 400 میلیون دلاری اول پرداخت شده تحت این توافق نامه امتناع ورزید تا اینکه مطمئن شد که ایران پایان معامله خود را در مورد معامله زندانی تأیید کرده است.
سلیمان و لی می نویسند: "مقامات آمریكا اجازه نمی دهند كه ایرانیان پول را کنترل كنند تا اینكه هواپیمای نیروی هوایی سوئیس حامل سه آمریکایی آزاد شده در 17 ژانویه از تهران عزیمت كند.""هنگامی که این اتفاق افتاد ، یک هواپیمای باری ایرانی اجازه داده شد تا آن روز خانه نقدی را از فرودگاه ژنو بیاورند."
در ماه آگوست ، سخنگوی وزارت امور خارجه یافته های اصلی سلیمان و لی را در رکورد تأیید کرد. پیش از این ، دولت هرگونه ارتباط بین آزادی زندانی و حل و فصل قرارداد اسلحه را رد کرده بود.
Klapper AP گزارش داد: "جان کربی ، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: ایالات متحده از تحویل پول نقد به عنوان اهرم خودداری کرد تا اینکه ایران به آمریکایی ها اجازه دهد کشور را ترک کنند."
با این حال ، این اطلاعات به شواهد باج نمی دهد. به یاد داشته باشید ، ایالات متحده قبلاً موافقت کرده بود که به عنوان بخشی از تسویه حساب به ایران بپردازد. تنها سوال زمان بندی بود.
اتفاقی که افتاد این است که ایالات متحده تصمیم گرفت تا پرداختی را که قبلاً قول داده بود به تعویق بیندازد تا اینکه مطمئن شد ایران از معامله آزادی زندانی حمایت می کند. ایران در ازای زندانیان هیچ پول اضافی دریافت نمی کرد (در واقع در ازای زندانیان زندانیان را گرفت). دولت آمریكا فقط تصمیم گرفت كه لزوماً نمی تواند به ایران اعتماد كند ، بنابراین پس از آن در تسویه حساب اسلحه بازداشت شد تا اینكه مطمئن شود ایران در معامله زندانی همکاری می كند.
به عبارت دیگر ، برای 400 میلیون دلار که در واقع به عنوان "باج" شمرده شده است ، ایالات متحده باید در ازای آزادی زندانیان خود ، 400 میلیون دلار به طور خاص به ایران بپردازد. اما این چیزی نیست که در اینجا اتفاق افتاده است. فقط زمان پرداخت به نسخه مرتبط بود.
داستان چهارشنبه ، در مورد 1. 3 میلیارد دلار باقیمانده ، حتی Sillier است. تمام قطعه های سلیمان و لی کشف می کنند که این تسویه حساب قبلاً پرداخت شده بود - هیچ مدرک جدیدی پیدا نمی کند که آن را به مبادله زندانی پیوند دهد تا پرونده دادگاه. و با این حال نویسندگان با کمال تعجب دلالت می کنند که این بخشی از بحث و جدال پیرامون سابق است: "افشاگری های [1. 3 میلیارد دلاری] در حالی است که کنگره از یک محوطه تابستانی با جمهوریخواهان باز می گردد و به دنبال اتهاماتی مبنی بر اینکه کاخ سفید باج می دهد به تهران پرداخت می کند."
علاوه بر این، مذاکره کنندگان ایرانی در مورد تبادل اسرا همان مذاکره کنندگان درگیر در حل و فصل معامله تسلیحات نبودند. بنابراین، آنها نمی توانستند از تیم آمریکایی مذاکره کننده برای حل و فصل توافق تسلیحاتی مطالباتی داشته باشند، به این معنی که آنها نمی توانستند برای آزادی گروگان ها، یعنی تعریف باج، مذاکره کنند.
مت دوس، رئیس بنیاد صلح خاورمیانه می نویسد: «[این برعکس] باج است. اوباما ایران را مجبور کرد تا با [کسری] پولی که می توانست به دست آورد قانع شود و زندانیان را نیز بازگرداند.
فکر می کنم می توان استدلال کرد که زمان بندی نوعی باج بود. با پرداخت مبلغ 400 میلیون دلار در همان روز آزادی زندانی، مقامات ایرانی می توانند ادعا کنند که این پول را به عنوان بخشی از معامله باج گرفته اند و بنابراین ایالات متحده را ضعیف جلوه می دهند.
در واقع، این کاری است که برخی از مقامات ایرانی انجام داده اند. سولومون و لی می نویسند: «گزارش های مطبوعات ایران به نقل از مقامات ارشد دفاعی ایران این پول نقد را به عنوان باج توصیف کرده اند.
با این حال، کاملاً قابل پیش بینی است که مقامات ایرانی این قسمت را به عنوان یک پرداخت گروگان ها در نظر بگیرند. انجام این کار باعث می شود که آنها برای مخاطب داخلی خود قوی به نظر برسند و آمریکا ضعیف به نظر برسد. ما نباید چرخش ایرانی را به صورت اسمی در نظر بگیریم - به خصوص وقتی که با شواهد مستقل در تناقض باشد.
در واقع، ایرانی ها می توانستند بدون توجه به زمان تحویل پول نقد، ادعاهای بزرگی در مورد پرداخت داشته باشند. اگر دولت اوباما 6 ماه بعد بیش از 400 میلیون دلار پول نقد کرده بود، همان مقامات دفاعی ایران می توانستند دروغ بگویند و بگویند که این بخشی از قرارداد آزادی زندانیان است.
فقط به این دلیل که پول نقد در همان روز تحویل داده شده است، این دروغ به طور قابل توجهی معتبرتر نیست. همچنین رسانه ها و سیاستمداران آمریکایی نباید با تلقی تبلیغات ایرانی به عنوان مدرک واقعی، به تأیید دروغ ایرانیان کمک کنند.
بنابراین، نتیجه نهایی این است که هیچ یک از گزارش های مربوط به این موضوع شواهد واقعی مبنی بر موافقت ایالات متحده با دادن پولی به ایران که در غیر این صورت به عنوان بخشی از قرارداد آزادی گروگان ها به دست نمی آورد، کشف نکرده است. اینجا دود است، اما آتش نیست.
این نشان می دهد که چگونه بحث ایران ما شکسته شده است
:no_upscale()/cdn.vox-cdn.com/uploads/chorus_asset/file/3911298/GettyImages-481612948.0.jpg)
تظاهرات ضد معامله در میدان تایمز.(کنا بتانکور/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ)
اینجا یک مشکل بزرگتر وجود دارد. از آنجا که این واقعاً مربوط به یک سری پرداخت های نقدی به ایران نیست - بلکه در مورد روشی است که ما در مورد روابط ایران و آمریکا صحبت می کنیم.
این روزها هر بحثی در واشنگتن در مورد ایران واقعاً بحثی است درباره توافق هسته ای ایران.
در اصل ، یکی از اردوگاه ها می گوید که ایالات متحده باید از تسویه حساب استقبال کند که تنش ها را با ایران در مورد این مسئله خاص خنثی می کند ، در حالی که دیگری ایران را یک بازیگر اساساً خصمانه می داند که نمی تواند - و نباید - با آن به خطر بیفتد.
این اردوگاه دوم این معامله را گامی بزرگ به سوی ایالات متحده می داند که ایران را به طور گسترده تر در خاورمیانه قرار می دهد ، که به اعتقاد آنها فاجعه ای از نسبت های حماسی خواهد بود. بنابراین ، آنها بی امان برای تضعیف قرارداد هسته ای - با حمایت بیشتر حزب جمهوری خواه ، کمپین می کنند.
Indira Lakshmanan داستانی آشکار در Politico در مورد "برنامه برای خنثی کردن قرارداد هسته ای ایران" با جلوگیری از بازگرداندن ایران از اقتصاد جهانی و "صورت فلکی گروه های فشار ، تحلیلگران ، لابی ها و قانونگذاران" که در تلاش برای ساختن کار سخت هستند ، دارد. این اتفاق می افتد
با این حال ، مشکل این است که معامله هسته ای در واقع بسیار خوب کار می کند.
وقتی با متخصصان فنی صحبت می کنید ، آنها به شما می گویند که ایران از شرایط معامله پیروی می کند. ایرانیان تعداد سانتریفیوژها را کاهش داده اند ، انبار اورانیوم غنی شده خود را محدود کرده اند و کارهای دیگری انجام داده اند که ساخت بمب هسته ای را برای آنها سخت تر کرده است.
جفری لوئیس ، مدیر برنامه منع گسترش سلاح سازی آسیای شرقی در انستیتوی مطالعات بین المللی میدبوری در مونتری ، در مورد سالگرد این قرارداد در ماه ژوئیه به من گفت: "فکر می کنم خیلی خوب از بین رفته است.""[آژانس بین المللی انرژی اتمی] به طور مرتب از رعایت ایران گزارش می دهد ، و ایران در حال انجام این معامله است."
این یک مشکل اساسی برای تیم ضد تجارت ایجاد می کند. آنها به شواهدی نیاز دارند که نشان می دهد این معامله کار نمی کند و باید از بین برود ، اما حقایق مربوط به مقررات اصلی معامله از این امر پشتیبانی نمی کند. نتیجه یک آبشارهای بی پایان چرخش است. هر اطلاعات جدید در مورد ایران یا توافق هسته ای به اثبات مبنی بر اینکه ایران شر است یا نمی توان به آن اعتماد کرد.
از زمان این معامله ، داستانهای بد صدای بدی برای ساختن روایتی از یک قرارداد هسته ای شکسته و دولت اوباما که به ایران می پردازد ، به طرز وحشیانه ای چرخیده است. چند مثال:
- یک داستان AP که گفته می شود ایران نشان می دهد "خود را به خود جلب می کند" ، Parchin ، یک مجتمع نظامی ، معلوم شد که هنگام بازرسی هسته ای ، روش عملیاتی استاندارد را توصیف می کند.
- گزارشی از اطلاعات آلمان که حاکی از آن است که ایران در حال خرید مواد هسته ای است ، به عنوان شواهدی مبنی بر اینکه به ایران اعتماد نمی شود ، مطرح شد. معلوم می شود که این گزارش فقط سال 2015 را پوشش می دهد - قبل از اجرای قرارداد هسته ای.
- ادعاهای مبنی بر اینکه ایران با انباشت بیش از حد آب سنگین ، این معامله را شکسته است ، این واقعیت را نادیده گرفت که یک کلاه سخت واقعی روی آب سنگین در معامله ایران وجود ندارد و ایران خیلی سریع آب سنگین اضافی خود را از بین برد.
این داستانها کاملاً فنی هستند: برای درک حقیقت ، باید در مورد نحوه کار بازرسی های هسته ای یا شرایط معامله هسته ای ، مقدار عادلانه ای بدانید. بدون این دانش ، می توان الگویی از سوء رفتار ایران و نقض شرایط معامله را مشاهده کرد - که دقیقاً همان داستان است که منتقدین در تلاشند تا بگویند.
این مشاجره اخیر در مورد پرداخت ادعا شده "گروگان" متناسب با این الگوی است. حقیقت وضعیت بسیار فنی و کسل کننده است. هیچ کس به یک روند 35 ساله دادرسی بین المللی اهمیت نمی دهد.
و نگاهی به سطح سطح به حقایق-ایالات متحده پرداخت 400 میلیون دلار پول مخفی را تا زمانی که ایران زندانیان آمریکایی را آزاد کرد ، بازداشت کرد و سپس طی چند روز آینده بیش از 1. 3 میلیارد دلار دیگر ارسال کرد-روایت دولت اوباما را تأیید می کند که امتیازات پوچ را دریافت می کندبه ایران
با این حال ، هنگامی که حقایق خسته کننده با چرخش هیجان انگیز روبرو می شوند ، چرخش هیجان انگیز اغلب برنده می شود. بنابراین شما مارک دوبوویتز ، مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی ها و یکی از رهبران تلاش برای اژدر این معامله را دریافت کرده اید و ادعا می کنید که کل 1. 7 میلیارد دلار پرداخت بزرگ باج است.
اگر شما این بحث را از نزدیک دنبال نکردید ، نمی دانید چرا او اشتباه کرده است. نتیجه می گیرید که ایالات متحده "بار دیگر" امتیازات شرم آور را به ایران داده است - نکته ای که جمهوریخواهان ، منتقدان معامله می کنند و مخالفان اوباما فقط از تقویت آنها بسیار خوشحال هستند.
من سعی نمی کنم بگویم ایرانی ها بره های کوچک بی گناه هستند. ایران مطمئناً یک بازیگر بسیار بد است-در حال گسترش خشونت فرقه ای در عراق (و جاهای دیگر) ، تأمین بودجه گروه های تروریستی ضد اسرائیل و اختصاص منابع نظامی فوق العاده ای برای پیشبرد رژیم قاتل بشار اسد در سوریه است. توافق هسته ای ایران را به نیرویی برای ثبات تبدیل نکرده است ، همانطور که برخی از طرفداران معامله در دولت اوباما امیدوار بودند ، و احتمالاً اینگونه نخواهد بود.
این مشکلات واقعی و جدی سیاست خارجی برای ایالات متحده است. اما هنگامی که بحث ایران ما به گمراه کننده بازرسی هسته ای Minutiae یا اینکه دولت اوباما با مواردی مانند پرداخت ادعای گروگان ، "در حال" Kowtow "است ، تمرکز می کنیم ، ما در مورد چگونگی رسیدگی به سیاست های بد ایران صحبت نمی کنیم.
درعوض ، ما در حال بحث و گفتگو در مورد یک درام بی پایان داستانهای گمراه کننده هستیم که فقط برای تضعیف قرارداد هسته ای و ایمان به قدرت مذاکره دولت اوباما طراحی شده اند. رسوایی باج Faux تنها آخرین داستان در این الگوی است.
این یک روش مفید برای صحبت در مورد سیاست ایران آمریکا نیست و باید متوقف شود.
میلیون ها نفر برای آموزش خود ، خانواده و دوستانشان در مورد آنچه در دنیای اطراف خود اتفاق می افتد ، به Vox مراجعه می کنند و در مورد چیزهایی که باعث کنجکاوی آنها می شود ، می آموزند. کمک های مالی از خوانندگان ما بخش مهمی در حمایت از کار با منابع ماست و به ما کمک می کند تا روزنامه نگاری خود را برای همه آزاد نگه داریم. لطفاً امروز یک بار در VOX سهم داشته باشید. در عوض ، ما در حال بحث و گفتگو در مورد درام بی پایان داستانهای گمراه کننده هستیم که فقط برای تضعیف قرارداد هسته ای و ایمان به قدرت مذاکره دولت اوباما طراحی شده اند. رسوایی باج Faux تنها آخرین داستان در این الگوی است.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 خرداد
1402 ساعت: 16:54