
موضوع تجارت بین المللی ، نظرات اقتصاددانان تمایل به متفاوت بودن با نظرات عموم مردم دارند. سه تفاوت اصلی وجود دارد. اول ، بسیاری از غیر اقتصاددانان معتقدند که تجارت با سایر اعضای ملت یا گروه قومی شخص نسبت به افراد خارج از کشور سودمندتر است. اقتصاددانان همه اشکال تجارت را به همان اندازه سودمند می دانند. دوم ، بسیاری از غیر متخصصان معتقدند که صادرات بهتر از واردات برای اقتصاد است. اقتصاددانان بر این باورند که همه تجارت برای اقتصاد خوب است. سوم ، بسیاری از غیر متخصصان معتقدند که تعادل تجارت یک کشور با "رقابت" نرخ دستمزد ، تعرفه ها و سایر عوامل اداره می شود. اقتصاددانان بر این باورند که توازن تجارت توسط عوامل بسیاری از جمله موارد فوق ، بلکه شامل تفاوت در پس انداز و سرمایه گذاری ملی نیز اداره می شود.
به نظر می رسد که دیدگاه های غیر اقتصادی تجارت از یک ریشه مشترک ناشی می شود: تمایل به انسان برای تأکید بر رقابت های قبیله ای. برای اکثر مردم ، مشاهده تجارت به عنوان یک رقابت به همان اندازه غریزی است که برای تیم ملی خود در بسکتبال المپیک ریشه دارد.
برای اقتصاددانان ، بسکتبال المپیک قیاس مناسبی برای تجارت بین المللی نیست. درعوض ، ما تجارت بین المللی را شبیه به تکنیک تولید می دانیم. افتتاح تجارت معادل اتخاذ یک فناوری کارآمدتر است. تجارت بین المللی با تخصیص منابع برای افزایش میزان تولید شده برای یک سطح خاص تلاش ، بهره وری را افزایش می دهد. لیبرال های کلاسیک ، مانند ریچارد کبدن ، معتقد بودند که تجارت آزاد می تواند با جایگزینی روابط تجاری بین افراد برای روابط رقابتی بین کشورها ، صلح جهانی را به وجود آورد. 1
تاریخ نظریه تجارت
دیوید ریکاردو یکی از اولین تئوری های تجارت بین المللی را در سال 1817 توسعه و منتشر کرد. "او نوشت ،" انگلیس ، ممکن است چنان شرایط باشد که تولید پارچه ممکن است به مدت یک سال به 100 مرد نیاز داشته باشد. و اگر او سعی در تهیه شراب داشت ، ممکن است در همان زمان به زایمان 120 مرد نیاز داشته باشد ...
برای تولید شراب در پرتغال ، ممکن است فقط به مدت یک سال به کار 80 مرد نیاز داشته باشد و برای تولید پارچه در همان کشور ، ممکن است در همان زمان به کار 90 مرد نیاز داشته باشد. بنابراین صادر کردن شراب در ازای پارچه برای او سودمند خواهد بود. این مبادله حتی ممکن است اتفاق بیفتد ، با وجود این که کالایی که توسط پرتغال وارد می شود می تواند در آنجا با کار کمتری نسبت به انگلیس تولید شود. 2
اگر یک نقاش برای نقاشی یک خانه بیست ساعت طول بکشد و یک جراح می تواند در پانزده ساعت کار را انجام دهد ، هنوز هم برای جراح معقول است که این نقاش را استخدام کند. جراح می تواند در چند ساعت جراحی برای پرداخت هزینه کل کار نقاشی در خانه درآمد کافی کسب کند. ما می گوییم که مزیت مقایسه ای جراح در انجام عمل جراحی است ، در حالی که مزیت مقایسه ای نقاش در نقاشی خانه ها است. نظریه مزیت تطبیقی ریکاردو توضیح می دهد که چرا یک جراح یک نقاش خانه را استخدام می کند و چرا یک وکیل یک دبیر استخدام خواهد کرد.
فرصتی برای تجارت با نقاش ، جراح را قادر می سازد با انجام چند ساعت جراحی ، خانه خود را نقاشی کند. به همین ترتیب ، تجارت بین المللی یک کشور را قادر می سازد با تخصص در تولید شراب و تجارت پارچه ، پارچه ای را ارزان تر به دست آورد ، نه اینکه هر دو کالا را برای خود تولید کند.
چه چیزی الگوی تخصص و تجارت را تعیین می کند؟در دهه 1920 ، الی هكسچر و برتیل اولین یك نظریه را به نام الگوی متناسب فاكتور ارائه دادند. ایده این است که کشوری با نسبت زیاد کار به سرمایه تمایل به صادرات کالاهایی دارد که دارای نیروی کار هستند و برعکس.
نظریه های ریکاردو و هکسر-اوهلین تمایل دارند الگوهای روشنی از تخصص در تجارت را پیش بینی کنند. یک کشور بر روی یک نوع صنعت برای صادرات و نوع دیگری از صنعت برای واردات تمرکز خواهد کرد. در حقیقت ، انواع صنایعی که یک کشور در آن صادر می کند و انواع واردات آن به طرز چشمگیری متفاوت نیست. این واقعیت منجر به تأکید بر تئوری دیگر تجارت ، که توسط پل کروگمن و دیگران تهیه شده است. ایده این است که الگوهای تخصصی تقریباً به طور تصادفی توسعه می یابند و این الگوهای به دلیل بازخورد مثبت ادامه می یابد. این به عنوان الگوی افزایش بازده تجارت بین المللی شناخته می شود."افزایش بازده" به این معنی است که هرچه چیزی بیشتر تولید کنید ، در تولید آن کارآمدتر خواهید بود.
به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، دیترویت به یک مرکز تولید اتومبیل تبدیل شد. هنگامی که اولین خودروساز بزرگ واقع در دیترویت ، طبیعی بود که سایر شرکت های خودرو در آنجا شروع به کار کنند زیرا پیدا کردن کارمندان با مهارت های مناسب آسان تر بود. به همین ترتیب ، افراد با مهارت تولید فیلم برای اولین بار در هالیوود قرار داشتند. تلاش برای ساخت یک کارخانه اتومبیل در هالیوود یا استودیوی فیلم در دیترویت غیر اقتصادی شد. بنابراین ، دیترویت صادر کننده خودرو شد و هالیوود به صادر کننده فیلم تبدیل شد. همان مدل کارآیی ، عرصه بین المللی را توضیح می دهد - چرا ، به عنوان مثال ، سوئیس در ساعت ها و ژاپنی ها در پخش کننده های موسیقی قابل حمل تخصص دارد.
سود حاصل از تجارت
همه تئوری های اقتصادی تجارت بین المللی نشان می دهد که این کارآیی را افزایش می دهد. در همین راستا ، تجارت بین المللی مانند یک فناوری جدید است. این امر به ظرفیت تولیدی همه کشورهایی که تجارت می کنند می افزاید. برخی از کارآیی به دلیل مزیت مقایسه ای ، مانند نظریه های ریکاردو و هکسر-اوهلین است. علاوه بر این ، برخی از کارآیی ها از استفاده از افزایش بازده ناشی می شود.
تجارت مبتنی بر مزیت مقایسه ای باید بیش از کشورهای بزرگ به نفع کشورهای کوچک باشد. دلیل این امر این است که مزایای مزیت مقایسه ای متناسب با تفاوت بین قیمت های نسبی در بازارهای جهانی و قیمت های نسبی است که در بازارهای خانه بدون تجارت حاکم است. اگر این تفاوت بزرگ باشد ، یک کشور از تجارت مزیت زیادی کسب می کند. اگر این تفاوت کوچک باشد ، فقط یک مزیت کوچک از تجارت وجود دارد. کشورهای کوچک بیشتر از کشورهای بزرگ احتمال دارند دریابند که قیمت های نسبی در بازار جهانی با آنچه در بازارهای خانگی آنها حاکم است تفاوت چشمگیری دارد.
یکی دیگر از مزایای تجارت این است که باعث پویایی و نوآوری در یک اقتصاد می شود. در دهه های اخیر به پیشرفت در کیفیت و بهره وری در ایالات متحده ، بخشی از آن به فشار رقابت از ژاپن و جاهای دیگر اعتبار داده شده است.
اقتصادی که برای تجارت بسته است ، مسیری است که در آن صنایع ناکارآمد و بنگاه های عقب مانده به خوبی محافظت می شوند. در حقیقت ، مطالعات حاکی از آن است که موانع تجارت یکی از دلایل اصلی توسعه ناچیز است. کشورهایی که بیشترین تجارت را برای تجارت دارند ، فقیرترین جهان هستند. کشورهایی که موانع تجاری را کاهش داده و سهم واردات و صادرات در اقتصاد خود را افزایش داده اند ، در بین کشورهای سریعترین رشد قرار دارند.
براساس یک مطالعه بانک جهانی ، بیست و چهار کشور در حال توسعه که در دهه 1980 و 1990 در اقتصاد جهانی ادغام شدند ، رشد درآمد بالاتری ، امید به زندگی طولانی تر و تحصیل بهتر داشتند. درآمد سرانه در این کشورها ، که دارای نیمی از جمعیت جهان است ، در دهه 1990 به طور متوسط 5 درصد رشد داشته است در مقایسه با تنها 2 درصد در کشورهای ثروتمند. چین ، هند ، مجارستان و مکزیک از جمله کشورهایی هستند که سیاست هایی را اتخاذ کرده اند که به مردم خود اجازه می دهد از بازارهای جهانی استفاده کنند. در نتیجه ، آنها به شدت میزان تولید ناخالص داخلی خود را که از طریق تجارت به حساب می آید افزایش دادند. دستمزد واقعی در این کشورها افزایش یافت و تعداد افراد فقیر کاهش یافت.
این مطالعه همچنین نشان می دهد که دو میلیارد نفر-به ویژه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا ، خاورمیانه و اتحاد جماهیر شوروی سابق-در کشورهایی هستند که از آن عقب مانده اند. ادغام این کشورها در اقتصاد جهانی افزایش نیافته است و نسبت تجارت آنها به تولید ناخالص داخلی رکود یا سقوط کرده است. اقتصاد آنها به طور کلی منقبض شده است ، فقر افزایش یافته است و سطح تحصیلات با سرعت کمتری نسبت به کشورهای جهانی شده افزایش یافته است. 3
در گزارش دیگر ذکر شده است که صادرات به علاوه واردات به عنوان سهم تولید در بین ثروتمندترین کشورها بین سالهای 1990 تا 2001 از 32. 3 درصد به 37. 9 درصد افزایش یافته است. علاوه بر این ، در بین کشورهای در حال توسعه ، این سهم از 33. 8 درصد به 48. 9 درصد در طی آن دوره افزایش یافته است. موفقیت هند و چین به تازگی و ژاپن ، تایوان ، کره جنوبی و سایر کشورها در دهه 1970 و 1980 ، بخش عمده ای از تجارت است. 4
کشورهای OECD ، که در کنار هم بیش از 25 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند ، بیشتر تجارت جهانی را تشکیل می دهند. کشورهای فقیر کمتر از 300 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند که کمتر از یک دهم تولید جهانی است و بنابراین تنها بخش کوچکی از تجارت جهانی را به خود اختصاص می دهد.
برابری قدرت خرید
اگر کالاها کاملاً قابل معامله در مرزها باشند ، بدون هیچ موانع تجاری یا هزینه معاملات ، هیچ دلیلی برای متفاوت بودن قیمت ها وجود نخواهد داشت. این امر باعث می شود ایده خرید برابری قدرت ، نظریه تعدیل نرخ ارز مبتنی بر قانون یک قیمت.
اگر همان کالای یک صد دلار در ایالات متحده و صد یورو در اروپا به فروش می رسد ، طبق قانون یک قیمت ، نرخ ارز بین دلار و یورو باید یکی باشد. تئوری خرید برابری قدرت این است که این رابطه یک سبد کلی بازار کالاها و خدمات را در اختیار دارد.
آزمایش های تجربی تمایل دارند که فقط تمایل ضعیفی برای نرخ ارز نشان دهند که TRO در جهت خرید برابری قدرت حرکت می کند. این بدان معنی است که تجارت مرزی تقریباً بدون اصطکاک نیست. عدم موفقیت برابری قدرت خرید ، به جز شاید در دراز مدت ، نشان می دهد که هزینه های حمل و نقل ، هزینه های ترجمه زبان و سایر عوامل ادغام بازارهای جهانی را محدود می کند.
جریان سرمایه و تعادل تجارت
در سال 2000 ، صادرات ایالات متحده 1. 1 تریلیون دلار و واردات ایالات متحده نزدیک به 1. 5 تریلیون دلار بود. بیش از واردات بیش از صادرات کسری حساب جاری نامیده می شود. چه چیزی باعث این کسری شد؟اقتصاددانان مدرن بر این باورند که مازاد تجارت و جریان سرمایه متقابل تعیین می شود. هنگامی که پس انداز داخلی یک کشور (پس انداز شخصی به علاوه درآمد حفظ شده شرکت ها) از مصارف داخلی پس انداز (تأمین اعتبار سرمایه گذاری خصوصی و کسری بودجه دولت خود) فراتر می رود ، آنگاه آن ملت مازاد تجارت را اداره می کند و برعکس.
تصور کنید که تمام تجارت بین المللی در قالب بارگذاری کالاها و خدمات صورت گرفته است. اگر می خواستید یک ماشین ژاپنی بخرید ، باید در عوض چیزی با ارزش معادل ارائه دهید. در این حالت ، تجارت کالاها و خدمات باید تعادل برقرار کند و هیچ کسری تجارت وجود نخواهد داشت.
برای به دست آوردن یک ماشین ژاپنی بدون تجارت کالا و خدمات ، ژاپنی ها در ازای اتومبیل باید دارایی های مالی را بپذیرند. این دارایی ها می توانند دلار ، سهام شرکت های آمریکایی ، اوراق بهادار شرکت یا سایر ابزارهای بدهی خصوصی یا بدهی دولت ایالات متحده باشند. کشوری که دارایی های خارجی را جمع می کند ، لزوماً مازاد تجارت را اداره می کند. کشوری که در حال فروش دارایی به بیگانگان است ، لزوماً کسری تجاری را اداره می کند. هنگامی که پس انداز داخلی آن بیشتر از مصارف داخلی خود از پس انداز باشد ، یک کشور دارایی را جمع می کند. هنگامی که پس انداز ملی آن برای مصارف داخلی خود از پس انداز کافی نیست ، یک کشور دارایی می فروشد.
به طور معمول ، انتظار می رود کشورهای ثروتمند پس انداز بیش از حد و سرمایه گذاری در کشورهای فقیر سرمایه داشته باشند. از این منظر ، این یک ناهنجاری است که ایالات متحده وارد کننده سرمایه است و چین صادر کننده سرمایه است. با این حال ، ایالات متحده کشوری نسبتاً جذاب است که در آن سرمایه گذاری می کند ، و سیاست های آمریکایی تمایل به تشویق مصرف به جای صرفه جویی دارد.
نتیجه
نظریه اقتصادی نشان می دهد که تجارت بین المللی استاندارد زندگی را بالا می برد. مقایسه بین عملکرد اقتصادهای باز و بسته تأیید می کند که مزایای تجارت در عمل قابل توجه است.
درباره نویسنده
آرنولد کلینگ نویسنده اقتصاد یادگیری ، مقدمه ای غیرحضایی برای اقتصاد است. وی قبل از تأسیس Homefair.com در سال 1994 ، اقتصاددان در فدرال رزرو و در فردی مک بود. وب سایت شخصی وی http://aoldkling.com است.
بیشتر خواندن
در مورد اختلافات بین اقتصاددانان و غیر اقتصاددانان در تجارت بین المللی ، به برایان کپلان ، "صحبت مستقیم در مورد سواد اقتصادی" مراجعه کنید. آنلاین در: http://www. mercatus.org/publications/pubid. 3320/pub_detail.asp.
در مورد تاریخ نظریه تجارت ، به استیون سورانوویچ ، نظریه تجارت بین المللی و تحلیل سیاست مراجعه کنید. آنلاین در: http://inteationalecon.com/v1. 0/toc.html.
در جریان سرمایه و توازن تجارت ، به آرنولد کلینگ ، "تعادل پس انداز" مراجعه کنید. آنلاین در: http://www. techcentralstation.com/111803c.html. چاپ شده در اقتصاد یادگیری. آنلاین در: http://aoldkling.com/econ/book/contents.html.
برای رابطه بین تجارت و مشاغل ، به "اظهارات معاون رئیس راجر دبلیو فرگوسن ، جونیور در کنفرانس تجارت و آینده کارگران آمریکایی ، واشنگتن ، D. C مراجعه کنید."آنلاین در: http://www. federalreserve. gov/boarddocs/speeches/2004/20041007/default. htm.
برای تأثیر جهانی سازی و تجارت بر استاندارد زندگی در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته ، به ارزیابی جهانی سازی بانک جهانی مراجعه کنید. آنلاین در: http://www1. worldbank.org/economicpolicy/globalization/document/assessingglobalizationp1. pdf.
برای این استدلال که توسعه نیافته منعکس کننده موانع تجاری و نظارتی است ، به استفان ال. پدر و مادر و ادوارد سی. پرسکات مراجعه کنید. موانع ثروت. کمبریج: MIT Press ، 2000.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 خرداد
1402 ساعت: 14:28