تحلیلگر فردی است که عملکرد اصلی آن بررسی عمیق یک موضوع خاص است. تحلیلگران طلا با استفاده از روشهای مختلف ، عوامل مؤثر بر قیمت طلا را مطالعه می کنند و سعی می کنند حرکات آینده را پیش بینی کنند. به طور طبیعی ، بهترین تحلیلگران طلا از سایر موارد دقیق تر هستند.
تعریف
به طور کلی ، تحلیلگران افرادی هستند که بررسی دقیق یک موضوع خاص را انجام می دهند. تحلیلگران طلا وضعیت فعلی را در بازار فلزات گرانبها مطالعه می کنند و سعی در پیش بینی حرکت آینده قیمت ها دارند. از طیف گسترده ای از درایورهای بالقوه قیمت فلزات ، آنها سعی می کنند موارد اصلی را که به احتمال زیاد در یک لحظه معین بر این قیمت ها تأثیر می گذارد ، مشخص کنند.
به این معنا ، تحلیلگران طلا را می توان به عنوان تلاش برای بررسی آینده دانست. بدیهی است که هیچ کس توپ کریستالی ندارد و به همین دلیل است که حتی بهترین تحلیلگران طلا اشتباه می کنند. بسیاری از فرآیندهای پیچیده بر قیمت فلزات گرانبها تأثیر می گذارد و همه این فرایندها به راحتی قابل مشاهده نیستند. برخی فقط می توانند در عقب مشاهده شوند ، که برای سرمایه گذاران خیلی مفید نیست. به همین دلیل است که قیمت فلزات غالباً توسط مردم تصادفی تلقی می شود. با این حال ، حتی اگر تحلیلگران قادر به پیش بینی دقیق حرکت بعدی نباشند ، آنها اغلب می توانند به محتمل ترین سناریوها اشاره کنند. این برای سرمایه گذاران بسیار مهم است.
با توجه به این موضوع ، درک این نکته را آسان می کند که هیچ تحلیلگر نمی تواند همیشه درست باشد. در حقیقت ، شما باید بسیار محتاط باشید وقتی تحلیلگران دارای 100 ٪ اثربخشی هستند. این یک حقیقت ساده است که هیچ کس نمی تواند همیشه درست باشد ، به خصوص در بازارهای مالی. معمولاً اگر یک تحلیلگر بیشتر اوقات ، تقریباً 70-80 ٪ از زمان مناسب باشد ، این یک نتیجه عالی محسوب می شود.
این همچنین بدان معنی است که شما نمی توانید در مورد عملکرد یک تحلیلگر فقط در کوتاه مدت قضاوت کنید. او ممکن است اتفاق بیفتد که در یک خط خوش شانس قرار داشته باشد. برای ارزیابی صحیح صحت یک تحلیلگر خاص ، باید مدتی را صرف تماشای واکنش آنها در موقعیت های مختلف کنید و بعداً پیش بینی های آنها را با تغییرات قیمت واقعی مقایسه کنید. فقط پس از آن می توانید تعیین کنید که آیا آنها واجد شرایط حضور در گروه برتر تحلیلگران هستند ، این بدان معنی است که آنها در 7-8 از 10 مورد درست هستند.
زمینه مشترک در بین تحلیلگران فلزات گرانبها این است که آنها سعی می کنند آینده را پیش بینی کنند اما به روش های مختلفی در مورد آن پیش می روند. برخی به تجزیه و تحلیل فنی ، برخی به عوامل اساسی و برخی دیگر در تجزیه و تحلیل کمی یا شهود متکی هستند. برخی این ابزارها (یا ابزارهای دیگر) را مخلوط می کنند و دیگر فقط به یکی از آنها متکی هستند. پیدا کردن دو تحلیلگر فلزات گرانبها و دو پیش بینی یکسان به طور قابل توجهی دشوار است - انتخاب یک تحلیلگر برای حمایت از تصمیمات سرمایه گذاری شما از این رو مهم است زیرا برخی ممکن است دقیق تر از سایرین باشند.
تحلیلگران طلا در مقابل مروج طلا
سرمایه گذاران ، که قصد دارند از سرمایه گذاری در طلا یا از طریق تجارت طلا سود ببرند ، باید هنگام انتخاب ، بسیار مراقب باشند ، چه تحلیلی را دنبال می کنند. اگر حرفه ای بازار خود باشید ، می توان بین تجزیه و تحلیل واقعی و "تجزیه و تحلیل" تفاوت قائل شد ، اما اگر فقط سرمایه گذاری / تجارت خود را در اوقات فراغت خود (که هیچ کس خیلی زیاد ندارد) یا فقط ماجراجویی سرمایه گذاری خود را شروع می کنید ، قربانی شدن بسیار آسان استاز مروج که خود را تحلیلگر توصیف می کنند.
مروج (به عنوان مثال مروج طلا) همیشه به شما می گویند که یک دارایی خاص (در اینجا: طلا) چقدر عالی است و چگونه باید همیشه بیشتر بخرید ، زیرا به زودی ارزش خود را افزایش می دهد. چرا؟از آنجا که آنها یا در حال فروش پول در فروش تجزیه و تحلیل طلا یا طلا هستند (و مردم می خواهند بخوانند که دارایی مورد نظر خود بالا می رود) یا از تبلیغات درآمد کسب می کنند و برای جذب خوانندگان باید محتوای تکان دهنده ای تولید کنند (دستکاری نقره ، کسی؟)بشرممکن است دلایل دیگری مانند علاقه شخصی یا شغلی در تلاش مربوط به متال های گرانبها وجود داشته باشد-به عنوان مثال ، مدیر عاملان شرکت معدن به طور واقعی مجبورند هر کاری را که استخراج می کنند ارتقا دهند ، زیرا در غیر این صورت به نفع سهامداران نخواهد بود. اما ، فقط به این دلیل که آنها قصد خدمت به سهامداران خود را دارند ، این بدان معنا نیست که آنها به شما خدمت می کنند - سرمایه گذار / معامله گر. به طور خلاصه ، هدف مروج برای آنها این است که با ترویج یک دارایی معین از آنها سود ببرند. علاقه آنها لزوماً با منافع سرمایه گذاران و بازرگانان هماهنگ نیست.
تحلیلگران (به عنوان مثال تحلیلگران طلا) با هدف رشد سرمایه از طریق تصمیمات سرمایه گذاری / تجارت خوب. بعضی اوقات تصمیم صحیح این است که از یک بازار معین دور بمانید و شاید حتی آن را کوتاه کنیم. هدف تحلیلگران این است که سرمایه گذاری و نتایج تجاری عالی برای مشتریان و خودشان داشته باشند. علاقه تحلیلگران و سرمایه گذاران تراز شده است.
هر دو قانع کننده به نظر می رسند و در واقع اغلب اینگونه است که مروج ها قانع کننده تر به نظر می رسند. دلیل این امر این است که آنها به ندرت (اگر همیشه) در مورد دارایی که از آنها دفاع می کنند شک دارند. آنها بدون توجه به آنچه اتفاق می افتد ، همان چیز را به شما می گویند ، بنابراین نیازی به در نظر گرفتن شرایط نیست و می توانند مهارت های قانع کننده خود را تمرین کنند. از طرف دیگر ، تحلیلگران همیشه شک و تردید خواهند داشت که آیا موقعیت آنها توجیه شده است و برای تشخیص هرگونه ناهنجاری یا سیگنالهایی که پیشنهاد بسته شدن موقعیت یا تغییر آن را به حالت مخالف می دهد ، روی انگشتان پا قرار دارند.
مروج ها مانند دوستانی هستند که همیشه به شما می گویند آنچه می خواهید بشنوید و هرگز با شما بحث نخواهند کرد زیرا آنها به سادگی به شما اهمیتی نمی دهند و فقط می خواهند به نفع خودشان در شرکت شما باشند.
تحلیلگران مانند دوستانی هستند که حقیقت را به شما می گویند حتی اگر این خوشایند نباشد ، زیرا آنها در واقع به شما اهمیت می دهند و چه چیزی برای شما بهتر است حتی اگر این به هزینه موقتاً ناخوشایند باشد.
دوست دارید با کدام دوست کنار بیاید؟
به طور طبیعی ، هرکسی که تجزیه و تحلیل طلا را ارائه می دهد و یا شمش طلا را به فروش می رساند ، یک مروج طلا نخواهد بود و همین مسئله به کسانی که در مورد مسئله دستکاری بحث می کنند ، می رود. چند روش آسان وجود دارد که می توان با آنها با چه کسی صحبت کرد. ساده ترین راه این است که بررسی کنید که آیا آنها تا به حال در یک دارایی معین در میان مدت حداقل به مدت چند ماه نزول بوده اند. اگر اینگونه نباشد ، این احتمال وجود دارد که آنها یک مروج باشند ، نه تحلیلگر. چرا؟آسان - تحلیلگران می دانند که برای کسب درآمد باید کم و فروش بالایی بخرید و خرید کم فقط می تواند به معنای خرید پس از کاهش باشد. اگر کسی نیاز به تشخیص نزول های بزرگ را تأیید نکند ، آنها اعتراف می کنند که واقعاً به نتایج شما علاقه ای ندارند ، بلکه در ترویج یک دارایی معین هستند.
وقتی سیگنال نزولی را به آنها ارائه می دهید ، چگونه به آن نزدیک می شوند؟آیا آنها آن را در نظر می گیرند ، در مورد آن بحث می کنند و واقعاً آن را تجزیه و تحلیل می کنند؟یا آیا آنها فقط در مورد دستکاری چیزی می گویند ، تجزیه و تحلیل فنی با وجود صدها بار در هنگام کار و حتی یک توجیه اساسی در مورد استفاده از آن ، برای بازار طلا کار نمی کند. یا شاید آنها وانمود کنند که این سؤال هرگز پرسیده نشده است؟به طور طبیعی ، نوع دوم واکنش نشان می دهد که این یک مروج طلا است ، نه یک تحلیلگر.
سرانجام ، آیا آنها ادعا می کنند که احتمالاً طلا و نقره بر اساس الگوی معکوس سر و شانه که تکمیل نشده است ، افزایش می یابد؟الگوهای ناقص هیچ قدرت پیش بینی کننده ای ندارند و تحلیلگران آن را می دانند. با این حال ، مروج طلا می خواهد فکر کنید که طلا و نقره بدون توجه به اینکه این نتیجه چیزی است که به کار خود ادامه می دهد یا نه ، حرکت می کنند.
دوستان خود را عاقلانه انتخاب کنید.
تحلیلگران در مقابل ابزارهای سرمایه گذاری
ما اشاره کردیم که تحلیلگران همیشه نمی توانند درست باشند. بنابراین ممکن است از خود بپرسید که آیا می توانید تصمیمات خود را به روش های دیگری به جز تکیه بر تحلیلگران بهبود بخشید. در واقع ، شما می توانید با استفاده از ابزارهای مختلف سرمایه گذاری این کار را انجام دهید. این ابزارها تحلیلگران عینیت را گاهی اوقات کم می کنند و می توانند دقیقاً تحولات موجود در بازار را اندازه گیری کنند. با این حال ، باید به یاد داشته باشید که هیچ رقابت واقعی بین تحلیلگران و ابزارهای سرمایه گذاری وجود ندارد. در واقعیت ، شما باید از هر دو روش کمی (ابزار) و روشهای کیفی (نظرات تحلیلگران) استفاده کنید.
در حالی که ابزارها نتایج خاصی را ارائه می دهند ، آنها بیشتر از این که در یک طرح کار نمی کنند. این تحلیلگرانی هستند که می توانند در خارج از صندوق فکر کنند و تصمیم گیری در مورد شکستن این طرح بگیرند ، که به عنوان الگوهای بازار و فرضیات اولیه ممکن است در یک چشمان چشم تغییر کند.
تنوع بین تحلیلگران / مدیران پول
از آنجا که هر دو تحلیلگر و ابزار منبع سیگنال هستند ، می توان بین ابزارها و تحلیلگران متنوع شد ، که احتمالاً منجر به کاهش تنوع نمونه کارها می شود (که معمولاً از آن به عنوان ریسک نمونه کارها یاد می شود). در مورد ابزارهای فردی و تحلیلگران فردی یا مدیران پول نیز همین حرف را می توان گفت. همانطور که ممکن است از گزارش در مورد ساختار نمونه کارها فلزات گرانبها (در بخش اصلی بینش) بدانید ، ما طرفداران متنوع کردن بسیاری از چیزها هستیم - حتی رویکرد. به همین دلیل ما با سرمایه بیمه ، سرمایه گذاری های بلند مدت و گمانه زنی ها به طور جداگانه رفتار می کنیم. در سرمایه سوداگرانه بین منابع سیگنال - خود و شاخص ها - متنوع سازی وجود دارد. با راه اندازی ابزارهای بیشتر ، مزایای متنوع سازی افزایش می یابد. تحلیلگران یا مدیران پولی که از مدیریت فعال استفاده می کنند می توانند به عنوان منبع سیگنال نیز شناخته شوند. تنوع بین آنها همچنین می تواند مفید باشد.
یکی از راه های کاربرد این نوع تنوع ، پیروی از یک تحلیلگر معین به نامه با بخشی از سرمایه شخص و مدیریت قسمت باقیمانده ذهنی است (برای مثال در نظر گرفتن سایر تحلیلگران یا ابزارهای دیگر). در مورد مدیران پول ، ایده این است که بسته به میزان اعتماد به توانایی های یک مدیر خاص) از نصف (یا بیشتر یا کمتر ، استفاده کنید) از سرمایه خود برای سرمایه گذاری در محصول خود و استفاده از قسمت باقیمانده برای سرمایه گذاری به تنهایی استفاده کنید./ بر اساس سیگنال های دیگر.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 16:00