هفتاد و پنج مطمئناً یک نقطه عطف است ، اما من در مورد سن از مادربزرگ هوانگ چیزهای زیادی آموخته ام. زندگی در فاصله رانندگی مادربزرگ مادری من در چند سال اول وقتم در کالیفرنیای جنوبی ، نعمت بود. نه فقط Crashpad در توکیو کوچک ، برای کسی که از ایروین به لس آنجلس سوار شده بود برای همه چیز نه مدرسه. نه حتی پارکینگ رایگان ، دروازه دار و رزرو شده در واحد بازنشستگی خود در مرکز و دوم ، که به این معنی است که ، بله ، من شب های جمعه و شنبه را در دهه سی ام در خواب در طبقه مادربزرگم گذراندم. البته داستانها وجود داشت. اکنون فکر می کنم ، تا هشتاد درصد از من در آن سالها به سادگی به مردمی می گفتم که با این ریز و درشت ، سرسخت ، عقیده ، غیرقابل تصور و در نهایت ، مادری دوست داشتنی یک انسان اتفاق می افتد. حتی اگر این اتفاقات دیگر عنصر اساسی محیط فعلی من نباشد ، داستانها وجود دارد.
یک روز ، در اولین ساعت آهسته بیدار شدن ، بین خواب و اولین دود او ، در مورد تولد او (هالووین) صحبت کردیم که اکنون در چشم بود. من این مناسبت را گرفتم تا از او بپرسم که چند سال داشت. من هرگز با اطمینان از سالها نمی دانم ، چه با الک من از یک خاطره و دست و پا چلفتی با شماره ها. او گفت ، من هشتاد و هشت خواهم بود ، اما این بدان معنی است که می دانید ، نود سالها. وی در ادامه توضیح داد که در چین یکی به عنوان یک ساله در جهان به دنیا می آید ، زیرا آنها زمان حاملگی را در سن خود حساب می کنند. آیا این هشتاد و نه سال چینی نخواهد بود؟من پرسیدم. وی اظهار داشت که هشتاد و نه یک عدد بی نظیر است ، خیلی نزدیک به نود ، که این بدان معنی بود که نود نیست. من نود خواهم شداین تعداد بسیار اشباع شده با زیبایی و هارمونی است که مقاومت غیر قابل مقاومت را نشان می دهد.
من اعتراف خواهم کرد که من در تعیین این که هر یک از این اظهارات و تصمیمات برای مادربزرگ هوانگ یا بخشی از یک محیط فرهنگی بزرگتر احمقانه بوده ام ، کوشا نبوده ام. در هر صورت ، آنچه در مورد حکایات خنده دار است این است که چگونه مادربزرگ بی پروا شاید پیمان اساسی اجتماعی ، زمان بندی زمان ، برای خرافات و فانتزی شخصی را شکست.(باید توجه داشته باشم که وقتی هفته گذشته از مادرم پرسیدم مادربزرگ چند ساله بود که درگذشت ، من شوکه شدم ، اما تعجب نکردم ، وقتی که او گفت که حمله قلبی او - اول او - او را به او کشت "با متاسفانه دو هفته قبل از نود شدن."شوکه شد ، زیرا آن بخش از روایت مرا از بین برد ؛ تعجب آور نیست ، زیرا مادربزرگ همیشه اصرار داشت که درست باشد.) اما ، با گذشت یک سال از یک نشانگر برای یک سال جدید ، با یک هفته دیگر در افق ، ناگفته نماندنشانگرهای زمان در نهایت به طور خودسرانه برقرار می شوند. به این سوال "پس ، زمان چیست؟"یک مرد خردمند یک بار گفت ، "اگر کسی از من سؤال کند ، من می دانم ؛اگر می خواهم برای کسی که می پرسد برای او توضیح دهم ، نمی دانم. "زمان ما مانند طبیعت رفتار می کنیم ، اما ، در واقعیت ، زمان همانطور که می دانیم این یک پدیده اجتماعی است. ما به ناچار شکست می خوریم وقتی سعی می کنیم نشانگرهای وقت خود را طبیعی کنیم. هر تقویم تا کنون تصور می شود ، خواه به خورشید ، ماه و یا هر حس طبیعی دیگر که می گذرد ، به زمان متقابل نیاز داشته باشد ، زمانی که ما مرتباً در یک تقویم قرار می دهیم تا با چرخه طبیعی خود یک حساب ناچیز از سال را به وجود بیاوریم.، مانند ، برای ما ، 29 فوریه. بنابراین ، زمان به ویژه در یادآوری ما که شکاف غیرقابل تحمل بین طبیعت و جامعه بشری وجود دارد ، به ویژه قدرتمند است ، زیرا در بخش زیادی از آن به دلیل گذر زمان بسیار طبیعی است. فردا من چهل ساله می شوم ، و در آن زمان ، همه-که از آن گنجانده شده است-می دانند که زندگی من تا آن زمان نیمی از آن خواهد بود ، خواه من در چهل و یک یا صد و یک بمیرم و می توانم مطابق آن عمل کنم.
من هرگز به سادگی برای آثار هنری جشن نگرفته ام. بنابراین ، وقتی جشن هفتاد و پنجم یک ژورنال را جشن می گیریم ، چه چیزی را جشن می گیریم؟. سال آینده مهمانی مخصوصاً بزرگ ما را پرتاب کنید.) خوب ، جواب ساده ای وجود دارد که قدیمی است. به طور خاص ، ما در سنی هستیم که غیرقابل انکار هستیم که T. S. الیوت آن را یک موسسه می نامد. الیوت در نامه ای در سال 1950 به ویرایشگر شعر کارل شاپیرو ، اظهار داشت که یک ویژگی تعیین کننده یک مجله کوچک یک طول عمر است که از تصدی ویرایشگر موسس تجاوز نمی کند. فراتر از آن ، یک نشریه به یک نهاد تبدیل می شود. با آمدن از مردی که "سنت و استعداد فردی" را نوشت ، این احساس ممکن است یک محکومیت جزئی باشد ، به خصوص که الیوت به معیار خود به عنوان نمونه ای از یک مجله کوچک اشاره می کند.
خوب ، ترغیب من برای فکر کردن در برابر الیوت ، خیلی طول نمی کشد ، اما اجازه دهید من با و مخالفم. همانطور که در مورد مقاله فوق الذکر ، ادبیات در اینجا ، همانطور که الیوت آن را تعریف می کند ، محصول چیزی جز نام های فردی نیست. آنچه برای دسته های الیوت اساسی است این است که خوانندگان یک مجله کوچک به یک نام نویسنده متصل می شوند ، که در این مورد ویراستار است.(یکی دیگر از چهار معیار این است که یک مجله کوچک توسط یک ویرایشگر اداره می شود ، که در مواجهه با درک متعارف از نشریات مبتنی بر جنبش ، مانند دادا پرواز می کند ؛ این نیز با توجه به جمعی مختلف و در درجه اول ما ، ما را برآورده نمی کنیم. حالت های ویراستاری.) یکی از راه های فکر کردن در مورد وضعیت ما به عنوان "موسسه" این است که خواننده بررسی جورجیا ، به درستی ، باید از هر نام ویراستاری مشخص نشده باشد. اعطا می شود ، من می توانم خوانندگان را جلب کنم و آنها را در اینجا نگه دارم (یا آنها را بیرون بکشید) ، فعلاً. و ، بله ، حضور هر ویرایشگر معین ناچیز نیست. همانطور که ماریانا مور آن را در مقاله ای در مورد تصدی خود به عنوان سردبیر شماره گیری قرار می دهد: "همانطور که در بخش های رشد در بخش مقطع یک درخت ، سابقه ای متفاوت از تجربه ، اصلاحات سرمقاله پی در پی یک مجله را به جای ادغام ارائه می دهد."اما خوانندگان ما با نام من ، یک مورد تا حدودی مشترک نمی ایستند. بنابراین پویایی بین خواننده و ژورنال کمتر از ملودیک ، کمتر از استاتیک ، کمتر از آن است ، نه به اندازه صدای همزمان وقتی خواننده و ویراستار در هر لحظه دستگیر می شوند ، بلکه موسیقی است که به عنوان خواننده ها و ویراستاران فردی می گیرد. همپوشانی ، شروع و رها کردن ، یکی همیشه دیگری را تا آخر تعقیب می کند.
در این شماره می توانید ببینید که چگونه مکالمه ادبی مکالمه را آغاز می کند ، برجسته ترین در نوشته های جولی ایروموانیا و ویرجینیا جکسون در مورد Claudia Rankine's Just Us: یک گفتگوی آمریکایی. همچنین می توانید یک ویژگی کوچک را پیدا کنید که مقدمه ای برای دوتایی از شاعران زن ژاپنی ، توشیکو هیراتا و هیرومی ایتو را فراهم می کند ، که دوستی و کارهای مربوطه از اواخر قرن بیستم ادبیات ژاپنی را تغییر داده است. T کوپر ، امیلی پرز و پاتریک فیلیپس با کار نیکی والشلاگر ، دبرا نیستروم و C. M. Lindley یک خوشه دیگر در مورد دختر بودن به ما می دهند.
از اطراف دفتر:
• جایزه شعر Loraine Williams تا 1 مه برای ارسال ها باز است. امسال ، قاضی شاعر برنده جایزه کتاب ملی آرتور سز است.
• فصل بهار کتابهای نقد و بررسی جورجیا رسماً در اینجا است! هنگ کنگ پروژه Bauhinia بدون ما ، ستاره های آن گلدمن در عصر اتمی ، آب هیستریک هانا بیکر Saltmarsh و آتش الهی دیوید وو برای خرید در دسترس هستند. آنها را مستقیماً از وب سایت ما برای خدمات به مشتری GR و حمل و نقل رایگان خریداری کنید.
• فراموش نکنید که پلتفرم آنلاین ما GR2 را برای محتوای اصلی بررسی کنید ، از جمله اخیر Memoriam برای باری لوپز ، صوتی و تصویری برای برنده جایزه شعر Loraine Williams 2020 و فینالیست ها و ویژگی های فیلم Dorinda Dallmeyer در مورد ویلیام بارتام ،طبیعت گرای مشهور قرن هجدهم در جنوب شرقی آمریکا. شما همچنین نمی خواهید مکالمات خود را با ماد کیسی و آن با آن گلدمن از دست دهید. بررسی های GR2 شامل Fray Choi در مورد برنده اخیر جایزه T. S. Eliot ، Bhanu Kapil How To Wash A Heart است. گری کرلی در هوای خون آلیس Friman ؛و بحث داربی والتر در مورد پایان ماه اکتبر لارنس رایت ، که بررسی می کند این همه گیر در مورد اهمیت ادبیات برای درک بیماری به ما آموخته است.

جرالد ماا نویسنده ، مترجم و سردبیر مستقر در آتن ، GA است. شعر و ترجمه های وی در جاهایی مانند شعر ، بررسی شعر آمریکایی ظاهر شده است و پنجره را باز می کند: شعر معاصر از چین (مس کانیون ، 2011). مقاله های او در مکان هایی مانند انتقاد ، مطالعات در رمانتیسم ، حس احترام: مقاله در مورد شعر و نژاد (دانشگاه جورجیا ، 2015) و مجله کوچک در آمریکای معاصر (دانشگاه شیکاگو ، 2015) ظاهر شده است. کار از تمرین وی در زمینه نوشتن فعال در لس آنجلس ، نیویورک و سوئد انجام شده و نصب شده است. در سال 2010 ، وی بررسی ادبیات آسیایی آمریکا را با لارنس مین بوی دیویس تأسیس کرد ، جایی که به عنوان سردبیر تا زمان شروع کار خود در بررسی جورجیا در آگوست 2019 خدمت کرد.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 13:39