
ما یک ایمیل DIGEST DAILY MYFT را برای شما ارسال خواهیم کرد که آخرین اخبار بازار را هر روز صبح جمع می کند.
نویسنده یک نیکوکار ، سرمایه گذار و اقتصاددان است
سرمایه گذار با ارزش افسانه ای بنیامین گراهام یک بار توصیه کرد: "عادت به ارتباط آنچه به آنچه ارائه می شود پرداخت می شود ، یک ویژگی ارزشمند در سرمایه گذاری است."
در میان رکورد های اخیر در اقدامات ارزیابی بازار سهام متعدد ، سرمایه گذاران با یک فرصت نادر و احتمالاً یک بار در نسل برای تفکر انتقادی که گراهام تشویق می کند ، روبرو هستند.
بازارهای مالی و اقتصادها تنظیماتی هستند که اعتقادات افراد باعث ایجاد رفتارها می شود ، به طور جمعی نتایج را تولید می کند که به نوبه خود به اعتقادات اطلاع می دهد. در کوتاه مدت ، ممکن است بی ربط باشد که آیا این سیستم های اعتقادی به خوبی تأسیس شده اند. در طولانی مدت ، سوال اختیاری نیست.
از جمله قویترین عناصر سیستم اعتقادی که به ارزیابی رکورد و بدهی معاملات می پردازد ، این تصور است که نقدینگی بانک مرکزی توانایی پشتیبانی از ارزیابی های بالا را به طور نامحدود دارد. سالها مداخله بانک های مرکزی را به عنوان ابزاری برای حدس و گمان های تقویت کننده خود معرفی کرده است. عباراتی مانند "پشتیبانی FED" اکنون به عنوان استراتژی های کامل سرمایه گذاری کافی است.
نمونه ای از این اعتماد به نفس ، ادعای تقریباً جهانی است که ثبت ارزش ها در بازارهای سهام با نرخ بهره پایین توجیه می شود. اما منظور از "توجیه" چیست؟
بدیهی است که هرچه قیمت امروز برای برخی از جریان های نقدی آینده بپردازد ، بازده بلند مدت که انتظار می رود کمتر باشد. ارزیابی بازار سهام بالا باعث کاهش بازده بازار سهام در آینده می شود. نرخ بهره کم رکورد ممکن است ارزش سهام رکورد بالا را "توجیه" کند ، اما فقط به همان روشی که چشمان شما را با چوب "توجیه" می کند و انگشت شست شما را با چکش می کوبد.
اوضاع بدتر است اگر ، مانند دهه های اخیر ، نرخ بهره افسرده با رشد زیر متوسط در درآمد ناخالص داخلی و درآمدهای شرکت همراه باشد. ارزیابی ارزیابی ها و سپس صرفاً توهین به آسیب را اضافه می کند.
ممکن است بررسی انتقادی این عقیده که "نقدینگی" بانک مرکزی یک مکانیسم مطمئن برای حمایت از ارزیابی بازار است ، مفید باشد. خریدهای دارایی بانک مرکزی با از بین بردن اوراق بهادار با بهره از دست های خصوصی و جایگزینی آنها با پول پایه با بهره صفر (ذخایر بانکی و ارز) کار می کند. مانند سهام سهام ، گواهی اوراق قرضه یا هر امنیت دیگری ، پس از ایجاد پول پایه ، باید در هر لحظه توسط شخصی نگهداری شود تا زمانی که توسط یک بانک مرکزی بازنشسته شود.

دارایی های بانک مرکزی با تقویت ناراحتی سرمایه گذاران که باید در کل این پول پایه را در اختیار داشته باشند ، "از بازار سهام" حمایت می کند. لحظه ای که سعی می کند این نقدینگی را "در" بازار سهام قرار دهد ، بلافاصله از طریق دست فروشنده "بیرون" می شود. این نقدینگی "در حاشیه نشسته" نیست. هیچ حاشیه ای وجود ندارد. پول پایه تا زمانی که بازنشسته نشود ، نمی تواند شکل دیگری نگیرد.
ناراحتی از نقدینگی کم بهره مطمئناً می تواند حدس و گمان های جستجو را در سایر دارایی ها تقویت کند ، اما تنها تا زمانی که سرمایه گذاران انتظار دارند بازده بیشتری در این گزینه ها داشته باشند. گمانه زنی های بازده باعث ایجاد حباب در اوراق بهادار وام و قیمت مسکن که در بحران مالی جهانی به پایان رسید ، باعث شد تا کاهش مداوم فدرال رزرو ، متوقف شود که بحران پس از اتمام ریسک ، بحران را متوقف کرد. آرامش استانداردهای حسابداری بانکی در مورد ارزش دارایی در مارس 2009 این کار را انجام داد. در ارزیابی های رکورد ، بازارها دوباره به تمایل روانی سرمایه گذاران برای رد احتمال ضرر بازار متکی هستند.
به نظر می رسد که بانکداران مرکزی کاملاً مایل به نادیده گرفتن از ارزیابی های سوداگرانه در پیگیری "وظیفه دوگانه" خود در مورد تورم و بیکاری هستند. این پایبندی ممکن است بهانه شود اگر سیاست پولی فعالان اثرات بزرگ و قابل اعتماد مرتبه اول بر این متغیرهای اقتصادی داشته باشد و فقط اثرات مرتبه دوم بر بی ثباتی مالی به جای برعکس.
این نگرانی ها ممکن است با مشاهده اینکه ، در سالهای اخیر ، ارزیابی ها اهمیتی نداشته است. بدیهی است ، اگر ارزش بیش از حد به تنهایی برای پایین آمدن بازارها کافی باشد ، هرگز نمی توانست به ارزیابی های شدید مشاهده شده در سال 1929 ، 2000 و امروز برسد. مشکل این است که اکنون سرمایه گذاران به بازارها نیاز دارند تا از یک فلات دائمی بالا لذت ببرند. در غیر این صورت ، ارزیابی ها عمیقاً اهمیت خواهند داشت.
در سال 1934 ، گراهام و دیوید داد ، خطاهایی را که در اواخر سال 1929 نقش داشته است ، توصیف کردند و فروپاشی ناشی از آن. آنها مشاهده كردند كه سرمایه گذاران توجه خود را به نفع روندهای غالب كنار كرده اند ، در حالی كه "پاداش های ارائه شده توسط آینده به طرز غیرقابل تحمل جذاب بوده است". علاوه بر این ، موفقیت عقب مانده از مالکیت سهام منفعل ، سرمایه گذاران را ترغیب کرده بود که قیمت را به عنوان یک نظر سرمایه گذاری نادیده بگیرند.
گراهام و دود ابراز تاسف کردند: "صرف نظر از قیمت ، فقط خرید سهام" خوب "لازم بود ، و سپس اجازه می داد طبیعت او را به سمت بالا طی کند. نتایج چنین دکترین نمی تواند غم انگیز باشد. "
غیرقانونی - بازارها ، امور مالی و عقاید قوی

رابرت آرمسترانگ مهمترین روند بازار را از بین می برد و در مورد چگونگی پاسخ بهترین ذهن وال استریت به آنها بحث می کند. برای دریافت خبرنامه ارسال شده هر روز هفته به صندوق ورودی خود در اینجا ثبت نام کنید
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 12:01