Bathyphase n. زمان وقوع ریتم. توجه: این اصطلاح به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. واحد اندازه گیری: ساعت (ساعت) یا درجه دور (°) در رابطه با یک مرجع مطلق یا دلخواه. Caveat: واحدهای رسمی زمان و زاویه هواپیما در سیستم بین المللی واحدها به ترتیب دوم و رادیان هستند.// cf. آکروفازBiorhythm n. یک ریتم بیولوژیکی. توجه: از این اصطلاح باید به دلیل ارتباط آن با تئوری غیرعلمی Fliess و Swoboda جلوگیری شود.// adj.= بیوریتمی. bistability n. خاصیت نشان دادن ورود به مؤلفه Dawn یا مؤلفه DUSK یک نورپردازی اسکلت.// adj.= bistable.// cf. Photoperiod اسکلت. BMAL1 چرخه را ببینید
طرح دکارتی n. بازنمایی گرافیکی یک سری زمانی در مختصات دکارتی (با زمان در Abscissa و متغیر مربوط در ترتیب). CHI-SQUARE () PRIERNOGRAM n. اجرای پریودگرام Enright که از توزیع مجذور کای برای تعیین اهمیت آماری قدرت طیفی استفاده می کند.// cf. پریودگرام Enright. Chronobiology n. مطالعه علمی ریتم های بیولوژیکی.// adj.= کرونوبیولوژیکی. Chronome n. مجموعه کامل ریتم ها و روندهای زمانی در یک ارگانیسم. کرونوم شامل یک طیف چند فرکانس از ریتم ها ، روندها و ساختارهای باقیمانده ، از جمله متمایز شدن در داخل و در بین متغیرهای فیزیولوژیکی و همچنین تغییر در بلوغ و پیری است.// adj.= زمان سنجی. Chronotherapy n. درمان بیماری بر اساس اصول کرونوبیولوژی. adj= کرونوتراپی.// cf. کرونوبیولوژی. مجدداً مجدداً. در چرخه های تقریباً 24 ساعت رخ می دهد یا عملکرد دارد. توجه 1: برای اکثر محققان ریتم های شبانه روزی ، تعریف شبانه روزی باید نیاز به تولید درون زا را شامل شود (همانطور که با توانایی Freerun در شرایط ثابت تعیین می شود). بر این اساس ، استفاده از اصطلاح شبانه روزی در ارتباط با ریتم های nycthemeral که ماهیت درون زا مشخص نشده است ، فقط در صورت وجود فرض قابل توجیه از آندوژنز قابل قبول است. توجه 2: برخی از محققان این تقاضای اضافی را مبنی بر اینکه یک ریتم شبانه روزی توسط یک Zeitgeber با یک دوره در محدوده شبانه روزی (تقریباً 19 تا 28 ساعت) قابل استفاده باشد ، می دهند.// cf. nycthemeral و روزانه. ساعت شبانه. واحد زمان مربوط به 1/24 از مدت زمان چرخه شبانه روزی. زمان شبانه روزی n. یک استاندارد از زمان مبتنی بر دوره آزاد ریتم (نوسان). توجه: طبق کنوانسیون ، شروع فعالیت ارگانیسم های روزانه زمان شبانه روزی صفر (CT 0) را تعریف می کند. شروع فعالیت ارگانیسم های شبانه ، دوازده زمان شبانه روزی را تعریف می کند (CT 12). واحد اندازه گیری: ساعات شبانه روزی (ساعت) یا درجه دور (درجه). Caveat: واحدهای رسمی زمان و زاویه هواپیما در سیستم بین المللی واحدها به ترتیب دوم و رادیان هستند.// cf. ساعت شبانه روزی و زمان Zeitgeber. Circalunar adj. در چرخه های تقریباً یک چرخه قمری (29. 5 روز) اتفاق می افتد یا عملکرد می کند. Adj Circaual. در چرخه های تقریباً یک سال اتفاق می افتد یا عملکرد می کند. توجه 1: برای اکثر محققان ریتم های بیولوژیکی ، تعریف مد سالانه باید شامل نیاز تولید درون زا باشد (همانطور که با توانایی Freerun در شرایط ثابت تعیین می شود). بر این اساس ، استفاده از اصطلاح circanual در ارتباط با ریتم های سالانه که ماهیت درون زا مشخص نشده است ، فقط در صورت وجود فرض قابل توجیه از آندوژنز قابل قبول است. توجه 2: برخی از محققان این تقاضای اضافی را ایجاد می کنند که یک ریتم دایره ای توسط یک Zeitgeber با یک دوره در محدوده دایره ای (تقریباً 8 تا 16 ماه) قابل دسترسی باشد. Adj Circatidal. در چرخه های تقریباً یک جزر و مد اقیانوس (معمولاً 12 ساعت و 25 دقیقه) در چرخه های تقریباً یک جزر و مد اقیانوس اتفاق می افتد. زمان مدنی n. سیستم استاندارد اندازه گیری زمان بر اساس زمان خورشیدی ، با میانگین روز خورشیدی از نیمه شب آغاز می شود. واحد اندازه گیری: ساعت ، تقویم.// cf. زمان خورشیدی و روز خورشیدی. گرگ و میش مدنی n. زمان روز بین غروب خورشید (یا طلوع آفتاب) و لحظه ای که خورشید 6 درجه زیر افق است. فرقه های دیگر: گرگ و میش دریایی (12 درجه) و گرگ و میش نجومی (18 درجه). CLK ساعت ساعت n را ببینید. 1. یک موجود عملکردی که زمان روز را نشان می دهد یا ثبت می کند ، معمولاً با تقسیم دوره چرخش زمین به فواصل زمانی برابر. 2. ژن که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در حیوانات است. مخفف: CLK. ترموژنز ناشی از سرما n. در پاسخ به قرار گرفتن در معرض سرما ، افزایش میزان تولید گرمای متابولیک ، معمولاً از حیوانات درون گرمی ، افزایش می یابد. توجه: دو شکل ترموژنز ناشی از سرما وجود دارد: لرزیدن (که ناشی از افزایش فعالیت انقباضی عضلات اسکلتی) و ترموژنز غیر لرزان (که ناشی از سایر مکانیسم های ترموژنیک مانند فعال شدن بافت چربی قهوه ای در پستانداران است). واحد اندازه گیری: وات (W). روال ثابت n. یک پروتکل تحقیقاتی در نظر گرفته شده برای عدم استفاده از ریتمیک درون زا فرایندهای فیزیولوژیکی در افراد انسانی. این معمولاً شامل استراحت مداوم در بستر در زیر نورپردازی مداوم با وعده های غذایی مکرر و به همان اندازه است. cosinor n. روشی برای تجزیه و تحلیل ریتم های بیولوژیکی بر اساس اتصالات یک موج کسین به داده های خام. توجه: روش تک کزینور متناسب با یک عملکرد کازین واحد با یک دوره فرضی (پیش بینی شده بر اساس تجربه قبلی) تا سری زمانی است و تخمین های مزور ، دامنه و آکروفاز را ارائه می دهد. روشهای پیچیده تر cosinor از یک عملکرد اساسی و یک یا چند هارمونیک استفاده می کنند. adj crepuscular. بیشتر در غروب ، سحر ، یا در غروب و سحر فعال است. توجه: crepuscular صفت crepuscule اسم است. کرپسکول ماتوتینال به سحر اشاره دارد و کرپوسکول Vespertinal با غروب مطابقت دارد. گفته می شود که یک ارگانیسم که فقط در غروب فعال است ، از نظر عضلانی به نظر می رسد (اگرچه این عبارت به ندرت استفاده می شود).// cf. طلوع و غروب. Crest See Peak Cry را ببینید Cryptochrome
cryptochrome n. یک ژن (یا خانواده ژن) که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در حیوانات است. در گیاهان و بی مهرگان ، محصول ژن cryptochrome به عنوان یک مبدل عکسبرداری در مسیر ورودی عمل می کند. در مهره ها ، این یک جزء اصلی مکانیسم ساعت است. مخفف: گریه. CT به زمان شبانه روزی CYC مراجعه کنید به چرخه چرخه n. 1. یک اتفاق واحد از یک پدیده دوره ای مکرر. 2. توالی دوره ای مکرر از وقایع. توجه: معنی 2 مترادف با ریتم است ، اگرچه طبق سنت ریتم تولید مثل چرخه استروس (یا چرخه قاعدگی) نامیده می شود ، نه ریتم استرومی.// adj.= چرخه ای.// cf. فحاشی و ریتم. 3. ژن که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در حیوانات است. چرخه نام معمولاً به بی مهرگان محدود می شود. در مهره داران از نام های BMAL1 و MOP3 استفاده می شود. مخفف: CYC.
روزانه adj. داشتن مدت یک روز (24 ساعت). توجه: همانطور که در اینجا تعریف شده است ، روزانه مترادف با nycthemeral است. با این حال ، nycthemeral یک اصطلاح دقیق تر است زیرا روزانه ممکن است به معنای "اتفاق هر روز" یا "یک بار در روز" در سایر زمینه ها باشد.// n.= روز// cf. شبانه روزی و nycthemeral. Dawn n. زمان هر روز صبح که در آن نور روز آغاز می شود.// cf. غروب و خزنده. روز ن. 1. فاصله 24 ساعته بین دو طلوع آفتاب پیاپی روی زمین (روز خورشیدی). 2. فاصله زمانی بین طلوع آفتاب و غروب. توجه: معنای دوگانه این اصطلاح ابهام در زبان علمی ایجاد می کند. با این حال ، سنت مانع از بین بردن هر یک از معنی می شود. بنابراین ، برای شناسایی معنای مورد نظر باید از احتیاط استفاده شود. در صورت لزوم ، می توان از اصطلاحاتی مانند "ساعت نور روز" و "فوتوفاز" برای اشاره به معنی 2. // adj استفاده کرد.= روزانه (معنی 1) یا روزانه (معنی 2).// cf. روز قمری ، روز سایدیال و روز خورشیدی. زمان صرفه جویی در نور روز n. در طی آن ساعت ها یک ساعت یا بیشتر از زمان استاندارد تنظیم می شوند تا در پایان روز کاری (از اوایل آوریل تا اواخر اکتبر در نیمکره شمالی) نور روز بیشتری را فراهم کنند. توجه: در ایالات متحده ، از مخفف سه نامه برای نشان دادن زمان صرفه جویی در نور روز با توجه به مناطق زمانی استفاده می شود. به عنوان مثال ، EDT (زمان صرفه جویی در نور شرقی) در مقابل EST (زمان استاندارد شرقی).// cf. منطقه زمانی. dd n. تاریکی ثابت (مداوم).// cf. LD و LL. منطقه مرده n. بخش منحنی پاسخ فاز که در آن محرک پاسخ تهی می کند.// cf. منحنی پاسخ فاز. Delta Phi n. تغییر فاز یک ریتم بیولوژیکی (نوسان). پ. تغییر فاز. desyngronization n. از دست دادن همگام سازی بین ریتم و Zeitgeber آن (desyngronization خارجی) یا بین دو ریتم در یک ارگانیسم (desyngronization داخلی).// v. = desynchronize // adj.= desynchronized. Diapause n. دوره عدم تحرک در بندپایهایی که در طی آن رشد متوقف می شود. دیل به روزنامه های nycthemeral adj. در طول روز رخ می دهد یا فعال است. توجه: در انگلیسی سنتی ، روزانه نیز ممکن است به معنای روزانه باشد. برای جلوگیری از ابهام ، باید از این معنی دوم در فیزیولوژی شبانه روزی جلوگیری شود.// n.= روز.// cf. روزانه و شبانه.
Double Plot n. یک آکوگرام با دو چرخه در هر خط. چرخه دوم روی یک خط همان چرخه اول در خط زیر است.// v. = طرح دوبل.// adj.= دو صفحه ای.// cf. Actogram. Dusk n. زمان هر عصر که در آن نور روز به پایان می رسد.// cf. سپیده دم و خزنده.
ectothermy n. الگوی تنظیم دما ارگانیسم هایی که در آن دمای بدن عمدتاً به تبادل رفتار تحت کنترل از گرما با محیط بستگی دارد.// adj.= خارج رحمی.// n.= ectotherm.// cf. اندوترمیطیف الکترومغناطیسی n. طیف وسیعی از تابش الکترومغناطیسی که شامل افزایش طول موج ، پرتوهای کیهانی ، پرتوهای گاما ، اشعه ایکس ، تابش ماوراء بنفش ، نور مرئی ، تابش مادون قرمز ، مایکروویو و امواج رادیویی است. adj add درون زا. منشأ در یک ارگانیسم.// cf. اگزوژن endothermy n. الگوی تنظیم دما از ارگانیسم هایی که در آن دمای بدن به میزان زیاد و کنترل شده تولید گرمای متابولیک بستگی دارد. توجه: در فیزیولوژی ، اندوترمی به تولید گرما در یک ارگانیسم اشاره دارد. در شیمی ، به جذب گرما از یک منبع خارجی در طی یک واکنش شیمیایی اشاره دارد.// adj.= endothermic.// n.= اندوترم.// cf. اکتوترمیEnright Periodogram n. یک روش ریاضی برای تعیین تناوب در سری زمانی با نقاط داده مساوی فاصله دارد. پریودگرام Enright بر اساس واریانس بخش های مختلف سری زمانی که به طور متوالی با دوره تراز شده است ، است.// cf. پریودگرامEntrain v. برای همگام سازی یک نوسان خود پایدار (یا نوسان ساز). استفاده: Zeitgeber ساعت ارگانیسم را وارد می کند (ساعت "می کشد"). با صدای منفعل ، ارگانیسم توسط Zeitgeber وارد می شود. با این حال ، بسیاری از نویسندگان از فعل در یک انتقال معکوس استفاده کرده اند: ارگانیسم به سمت Zeitgeber (به این معنی که ارگانیسم "وارد قطار می شود" [یا "تسلیم شدن به Dragger")).// n.= Entrainment // adj.= محاصره شده// cf. ورودEntrainment n. هماهنگ سازی یک نوسان خود پایدار (مانند ریتم شبانه روزی) توسط یک نوسان اجباری (Zeitgeber). در شرایط تحمل پایدار ، دوره نوسانات خود پایدار با زمان Zeitgeber مطابقت دارد و بین این دو رابطه فاز پایدار وجود دارد.// v. = Entrain.// cf. ورودیتخمین ن. حالت بی حالی تابستانی ، با کاهش دمای بدن و متابولیسم ، در ارگانیسم هایی که هنگام فعال شدن تنظیم کننده دما هستند.// v. = Estivent.// adj.= تخمین// cf. خواب زمستانی.
استروس adj. مربوط به چرخه تولید مثل غیرقانونی. استفاده: فحلی (ن.) یکی از مراحل چرخه استرو است.// cf. قاعدگیارباب اگزوژن. سرچشمه خارج از ارگانیسم.// cf. درون زا
نوسان سازنده مواد غذایی n. یک ضربان ساز شبانه روزی که می تواند با برنامه ای از محدودیت مواد غذایی وارد شود اما نه با یک چرخه نور تاریک. تجزیه و تحلیل فوریه n. یک روش ریاضی برای تعیین تناوب در سری زمانی با نقاط داده مساوی فاصله دارد. تجزیه و تحلیل فوریه مبتنی بر تجزیه سری زمانی به مؤلفه های دوره ای است که توسط توابع سینوسی و كسین شرح داده شده است.// cf. پریودگرامfreerun n. وضعیت یک نوسان خود پایدار (ریتم) در صورت عدم وجود زیتگبرز مؤثر یا سایر عوامل محیطی که ممکن است بر دوره نوسان تأثیر بگذارد.// v. = freerun.// adj.= اجرا آزاد ، آزاد.
دوره رایگان اجرا n. دوره نوسان (ریتم) در حالت Freerun.// cf. Freerun و دوره. فرکانس n. 1. تعداد دفعاتی که یک پدیده مشخص در یک بازه زمانی مشخص رخ می دهد. توجه: فرکانس متقابل دوره (F = 1 / P) است. واحد اندازه گیری: هرتز (هرتز).// cf. دوره زمانی. 2. ژن که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در قارچ ها است. مخفف: frq. FRP به دوره رایگان مراجعه کنید FRQ فرکانس را ببینید
Heterothermy n. الگوی تنظیم دما (از یک گونه درون گرمی) که در آن تغییر در دمای هسته بدن (روزانه یا فصلی) از محدوده گونه های Homeothermy فراتر می رود.// adj.= هتروترمیک.// n.= هتروترم.// cf. Endothermy و Homeothermy. خواب زمستانی n. حالت بی حالی در زمستان ، با کاهش دمای بدن و متابولیسم ، در ارگانیسم هایی که هنگام فعال شدن تنظیم کننده دمای خانگی هستند.// v. = Hibeate.// adj.= خواب زمستانی.// cf. برآوردHibeaculum n. مکانی که در آن خواب زمستانی است.// pl.= Hibeacula.// cf. خواب زمستانی. هموستاز n. فرآیند نظارتی که با وجود تغییرات در محیط خارجی ، ثبات نسبی محیط داخلی یک ارگانیسم را تضمین می کند.// adj.= هموستاتیک. homeothermy n. الگوی تنظیم دما (از یک گونه درون گرمی) که در آن تغییر در دمای هسته بدن (روزانه یا فصلی) با وجود تغییرات بسیار بزرگتر در دمای محیط ، در یک محدوده باریک حفظ می شود. توجه: تعریف دقیقی از محدودیت های Homeothermy وجود ندارد. برای هر گونه خاص ، دامنه مجاز تغییرات باید حداقل به اندازه دامنه نوسان ریتم شبانه روزی دمای بدن باشد ، که به اندازه 0. 5 درجه سانتیگراد در سگ ها و به اندازه 6 درجه سانتیگراد در درختان درخت باریک است.// adj.= Homeothermic.// n.= Homeotherm.// cf. Poikilothermy. Hypothermia n. وضعیت یک ارگانیسم هنگامی که دمای هسته بدن پایین تر از محدوده طبیعی نوسان است. توجه: ممکن است هیپوترمی تنظیم شود (به عنوان مثال ، در طول تورپور و خواب زمستانی) یا اجباری (هنگامی که از دست دادن گرما بیش از ظرفیت تولید گرما است).// adj.= هیپوترمی. Illuminance n. چگالی جریان انرژی ، مسافرت به شکل امواج الکترومغناطیسی که توسط چشم انسان در هر واحد زمان ، حادثه روی یک سطح درک می شود. واحد اندازه گیری: لوکس (LX) // cf. درخشندگیadd Infradian Adj. اتفاق می افتد یا با فرکانس پایین تر از شبانه روزی (یعنی با یک دوره طولانی تر از شبانه روزی) کار می کند.// cf. شبانه روزی و اولترادی. بی خوابی n. ناتوانی مزمن در خواب. بی خوابی شروع: عدم توانایی در شروع خواب در زمان معمول خواب. بی خوابی خاتمه: عدم توانایی در حفظ خواب تا پایان بازه خواب معمول.// adj.= بی خوابی. تایمر بازه ای به تابش تایمر n مراجعه کنید. چگالی جریان انرژی ، مسافرت به شکل امواج الکترومغناطیسی در هر واحد زمان ، حادثه روی یک سطح. واحد اندازه گیری: w · m-2 // cf. درخشش
جت تاخیر n. ضعف مرتبط با اختلال در ریتم های بدنی ناشی از سفر با سرعت زیاد در مناطق زمانی.// adj.= جت-لاگ.
Kaiabc n. خوشه ای از ژن ها که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در سیانوباکتریها است.
ld n. برنامه ای از روشنایی متشکل از یک جایگزین منظم از نور و تاریکی هر روز.// cf. LL و DD. نور n. بخش قابل مشاهده طیف الکترومغناطیسی (فاصله طول موج از 400 تا 700 نانومتر).// cf. طیف الکترومغناطیسی. چرخه نور تاریک n. برنامه ای از روشنایی متشکل از یک جایگزین منظم از نور و تاریکی هر روز.// cf. چرخه T نوسان سازنده نور n. یک ضربان ساز شبانه روزی که می تواند توسط یک چرخه نور تاریک وارد شود. چرخه محدود n. مسیر در فضای فاز که در آن مقادیر متغیرهای حالت (اجزای نوسان کننده) تغییر می کنند. ll nروشنایی ثابت (مداوم).// cf. LD و DD. Lomb-Scargle Periodogram n. یک روش ریاضی حاصل از تجزیه و تحلیل فوریه و برای تجزیه و تحلیل طیفی سری های زمانی با نقاط داده با فاصله نابرابر استفاده می شود.// cf. تجزیه و تحلیل فوریه و پریودگرام. درخشش n. شدت درخشان در هر واحد ترک ، عبور ، عبور یا رسیدن به یک سطح در یک جهت معین. واحد اندازه گیری: CD · M-2.// cf. شدت درخشان و روشنایی.
شدت درخشان n. جریان انرژی سفر به شکل امواج الکترومغناطیسی ، همانطور که توسط چشم انسان درک می شود ، در هر واحد در هر واحد زاویه جامد. واحد اندازه گیری: کاندلا (CD). درخشندگی n. یک اصطلاح غیر فنی با اشاره به شدت روشنایی. توجه: در اپتیک ، درخشندگی به کیفیت نور اشاره دارد. در اخترفیزیک ، به روشنایی مطلق یک شی آسمانی اشاره دارد.// v. = Illuminate // adj.= روشنایی // cf. درخشندگی و نورپردازی. Lunar Day n. 1. فاصله 24. 8 ساعته که در طی آن زمین یک چرخش در محور خود را با توجه به ماه انجام می دهد. 2. فاصله 29. 5 روزه بین یک طلوع آفتاب و دیگری برای یک ناظر در مکانی در ماه.// cf. روز ساییدری و روز خورشیدی.
نقاب n. اختلال در بیان ریتم های آشکار ناشی از یک عامل خارجی بدون تأثیر مستقیم در دوره یا مرحله یک ضربان ساز.// v. = ماسک // adj.= ماسک // cf. ورود و هماهنگی نسبی. میانگین سطح n. اندازه گیری گرایش اصلی توزیع مقادیر فوری یک متغیر نوسان (میانگین مقدار آن که متغیر در آن نوسان می کند). توجه: میانگین سطح اغلب به عنوان میانگین حسابی تمام مقادیر اندازه گیری شده در یک چرخه محاسبه می شود.// cf. مزور قاعدگی adj. مربوط به چرخه تولید مثل نخبگان.// cf. فحاشیMesor n. برآورد گرایش اصلی توزیع مقادیر متغیر نوسان (میانگین مقدار آن که متغیر در آن نوسان می کند). Mesor یک میانگین تنظیم شده توسط ریتم شبانه روزی است که بر اساس پارامترهای یک عملکرد کسین مجهز به داده های خام است. توجه: هنگامی که یک فرآیند ریتمیک شناخته می شود ، و نقاط داده برابر نیستند یا اندازه نمونه کوچک است ، Mesor غالباً برآوردگر بی طرفانه مناسب تر از گرایش اصلی را نسبت به میانگین حساب داده های خام فراهم می کند.// cf. سطح متوسطنرخ متابولیک n. میزان فعالیت متابولیک در هر واحد. توجه: در فیزیولوژی ، میزان فعالیت متابولیک معمولاً به عنوان مقدار گرمای آزاد شده توسط فرآیند متابولیک (یا به عنوان میزان اکسیژن مصرف شده در شرایط هوازی) تعیین می شود. واحد اندازه گیری: وات (W). تک رنگ adj. مربوط به نور یک طول موج تک یا باریک. MOP3 به BMAL1 مراجعه کنید
نوع شناسی صبح-اینه n. طبقه بندی خودسرانه ارگانیسم ها به انواع صبح ، انواع عصر و انواع واسطه با توجه به مرحله معمول ورود آنها تحت یک چرخه تاریک نور.
nadir n. کمترین مقدار یک عملکرد نوسان. توجه: این اصطلاح فقط گاهی اوقات در فیزیولوژی شبانه روزی به عنوان مترادف از طریق ریتم (از ریتم) استفاده می شود.// cf. فرورفتگیNoctual Adj. در طول شب اتفاق می افتد یا فعال است.// n.= شب ، شب.// cf. روزانهغیر عکسی adj. یا مربوط به محرک های غیر از نور.// cf. عکسnycthemeral adj. داشتن مدت یک روز (24 ساعت). توجه: اصطلاح دیل گهگاه به عنوان مترادف nycthemeral استفاده می شود.// املای جایگزین: nyctohemeral.// cf. روزانه و شبانه روزی.
Offset n. پایان آلفا.// cf. آلفا و شروع. شروع nآغاز آلفا.// cf. آلفا و افست. نوسان ساز n. یک موجودیت قادر به ایجاد یک تنوع دوره ای در مقدار یک مقدار فیزیکی یا منطقی ، به ویژه یک تغییر منظم در بالا و پایین تر از مقداری میانگین.// v. = نوسان // adj.= نوسان // n.= نوسان// cf. ضربان ساز
ضربان ساز n. یک نهاد کاربردی که قادر به ایجاد ریتمیک درون زا و تحمیل این ریتمیک بر روی یک یا چند موجود دیگر است. توجه: ضربان ساز یک نوسان ساز است ، اما همه نوسان سازان ضربان ساز نیستند.// v. = نوسان ، سرعت // adj را تنظیم کنید.= ضربان ، نوسان.// cf. نوسان سازadj پارامتری. 1. وابسته به پارامترها (به ویژه شدت و مدت زمان) Zeitgeber. توجه: از نظر دقیق ، تمام پاسخ های بیولوژیکی پارامتری هستند. با این حال ، بیان غیر پارامتری اغلب برای نشان دادن ورودی استفاده می شود که در درجه اول به دلیل زمان بندی (به جای شدت یا مدت زمان) محرک هماهنگ کننده است. ANTONYMENT: = غیر پارامتری. 2. وابسته به پارامترها (معمولاً میانگین و واریانس) توزیع است. توجه: در آمار استنباطی ، متداول ترین آزمایشات پارامتری آزمون T و تجزیه و تحلیل واریانس (ANOVA) است. ANTONYMENT: = غیر پارامتری. دامنه PAS n. دنباله ای از تقریبا 270 اسید آمینه موجود در بیشتر پروتئین های مرکزی که در مکانیسم مولکولی ساعت شبانه روزی در یوکاریوت ها دخیل هستند.(P er: دوره ؛ A RNT: انتقال دهنده هسته ای گیرنده هیدروکربن آریل ؛ S IM: پروتئین تک فکر) اوج n. نقطه اوج عملکرد نوسان. مترادف: تاج. در هر دوره دوره n. 1. زمان سپری شده برای یک نوسان یا چرخه کامل (فاصله بین دو قله متوالی [یا فرورفتگی و غیره] از یک موج مکرر). توجه 1: دوره متقابل فرکانس (p = 1 / f) است. توجه 2: دوره دارای معنای دوم و دقیق تر در انگلیسی است (دوره = فاصله زمانی). برای جلوگیری از ابهام ، باید از این معنای دوم در فیزیولوژی شبانه روزی جلوگیری شود. فاصله معمولاً یک جایگزین مناسب است. واحد اندازه گیری: ساعت (ساعت) ، ثانیه (ها) ، روز (د) ، و غیره // n.= تناوبی.// cf. فرکانس. 2. یک ژن (یا خانواده ژن) که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیتم شبانه روزی در حیوانات است. مخفف: در هر. پریودگرام n. تابعی که مربوط به اجزای دوره ای یک سری زمانی با قدرت طیفی آنها است. توجه: انواع مختلفی از پریودوگرام وجود دارد (به عنوان مثال ، فوریه ، Enright ، Lomb-Scargle و غیره). اگر نوع پریودوگرام مشخص نشده باشد ، معمولاً فرض می شود که پریودوگرام یک پریودوگرام فوریه (یعنی ، یک دوره سنجی به دست آمده توسط آنالیز فوریه) فرض می شود. اصطلاح پریودوگرام برای اولین بار در سال 1906 برای توصیف عملکرد مربعی از اصطلاحات سینوسی و کسین از یک تبدیل فوریه استفاده شد. فاز n. 1. جابجایی زاویه ای نسبی بین یک مقدار دوره ای و یک زاویه مرجع (مترادف: زاویه فاز). 2. مرحله مشخصی از یک فرآیند (مانند مرحله لوتئال چرخه استرو). زاویه فاز n. جابجایی زاویه ای نسبی بین یک مقدار دوره ای و زاویه مرجع. تغییر فاز n. جابجایی گسسته نوسان در طول محور زمان. پ. گذرامنحنی پاسخ فاز n. توصیف گرافیکی از چگونگی میزان تغییر فاز ناشی از محرکهای منفرد بستگی به فاز ارائه محرک دارد. phi n. فاز یک ریتم بیولوژیکی (نوسان).// cf. فاز. عکسبرداری adj. از نور یا مربوط به نور.// cf. غیر عاقPhotoPeriod n. مدت زمان بخش روشن شده یک چرخه تاریک نور. استفاده: "PhotoPeriod طولانی" به یک چرخه نور نور با یک بخش نور طولانی تر از بخش تاریک اشاره دارد.// cf. فوتوفاز و اسکاتوفاز. Photoperiodism n. خاصیت تحت تأثیر تغییر در نورپردازی.// adj.= فوتوپریودیک.// cf. نورپردازیPhotophase n. بخش روشن از یک چرخه تاریک نور.// cf. Photoperiod و Scotophase. نور گیرنده n. ساختار یا مولکولی که نور را تشخیص می دهد. توجه: در شبکیه پستانداران ، سه کلاس از گیرنده های گیرنده وجود دارد: میله ها ، مخروط ها و سلولهای گانگلیون حساس. adj. به طور موقت (یا دائمی) غیر پاسخگو به نور.// n.= PhotoreFractoriness. Phototaxis n. حرکت یک ارگانیسم به سمت یا به دور از منبع نور.// adj.= فوتوتاکتیک.// cf. فوتوتروپیسم. فوتوتراپی n. درمان بیماری با استفاده از نور.// adj.= فوتوتراپی. فوتوتروپیسم n. حرکت یا جهت گیری گیاهان در پاسخ به محل منبع نور.// adj.= فوتوتروپیک.// cf. Phototaxis. غده پینهال n. یک غده کوچک غدد درون ریز که بین کلیکول های برتر (در مغز) قرار دارد و هورمون ملاتونین را ترشح می کند.
poikilothermy n. الگوی تنظیم دما (از یک گونه خارج رحمی) که در آن دمای هسته بدن به عنوان نتیجه تغییرات در دمای محیط ، تنوع زیادی را نشان می دهد. توجه: بسیاری از حیوانات poikilothermic می توانند با استفاده از پاسخ های رفتاری ، تأثیر دمای محیطی بر دمای بدن را به حداقل برسانند.// adj.= poikilothermic.// n.= poikilotherm.// cf. هومترمی. طیف قدرت n. توزیع واریانس های مرتبط با اجزای دوره ای یک سری زمانی. psi n. زاویه فاز یک ریتم بیولوژیکی (نوسان) در اشاره به Zeitgeber.// cf. زاویه فاز
n. نسبت سرعت یک فرآیند فیزیولوژیکی در دمای خاص به سرعت در دمای 10 درجه سانتیگراد پایین تر. توجه 1: برای بیشتر فرآیندهای فیزیولوژیکی ، Q 10 تقریباً 2 است. توجه 2: Q 10 اگر لگاریتم نرخ یک عملکرد تقریباً خطی از دما نباشد ، مقادیر بسیار کمی استفاده می کنند.
تابش n. شدت تابشی در هر واحد منطقه ترک ، عبور یا رسیدن به یک سطح در یک جهت معین. واحد اندازه گیری: W · S r-1 · M-2.// cf. شدت تابشی و تابش. شدت تابشی n. جریان انرژی سفر به صورت امواج الکترومغناطیسی در هر واحد زمان در هر واحد زاویه جامد. واحد اندازه گیری: W · S r-1. دامنه ورودی n. دامنه دوره های Zeitgeber قادر به ایجاد نوسان خود پایدار (ریتم) است. توجه: به طور مداوم با انتقال فعل ، طیف وسیعی از ورود ، خاصیت Zeitgeber است ، نه از ارگانیسم. با این حال ، همان Zeitgeber می تواند دامنه های مختلفی از ارگانیسم های مختلف داشته باشد ، به این معنی که دامنه ورود نیز خاصیت ارگانیسم است (و بنابراین ، می توان از "دامنه ورود یک ارگانیسم" صحبت کرد).// cf. ورودیدامنه نوسان n. میزان تغییر یک فرآیند نوسان (تفاوت بین حداکثر و حداقل مقادیر مشاهده شده).// cf. دامنههماهنگی نسبی n. ورود جزئی از یک ریتم (فرآیند نوسان) توسط یک Zeitgeber ، که در آن Zeitgeber بر دوره و مرحله ضربان ساز تأثیر می گذارد اما با قدرت کافی برای ایجاد ورودی پایدار نیست.// cf. Entrainment و Masking. رتینو هیپوتالاموس تراکت n. مسیر مونوسیناپسی که شبکیه (در چشم) را به هیپوتالاموس (در دیبالون) متصل می کند.
rho n. بخش یک چرخه شبانه روزی که در طی آن ارگانیسم غیرفعال است.// cf. آلفاریتم n. یک توالی دوره ای مکرر از وقایع.// adj.= ریتمیک.// cf. چرخه
n دوم. 1. واحد پایه زمان سیستم بین المللی واحدها ، به عنوان مدت زمان 9،192،631،770 دوره تابش مربوط به انتقال بین دو سطح هایپرفین حالت زمین اتم سزیم 133 تعریف شده است. 2. واحد اندازه گیری زاویه ای برابر با 1/60 دقیقه (که 1/60 درجه است).// cf. زمان. Scotophase n. بخش تاریک یک چرخه تاریک نور.// cf. Photophaseنوسان خود پایدار n. نوسانات که بدون پشتیبانی خارجی می تواند پایدار باشد. ANTONYM: نوسان مرطوب. استفاده: ضربان سازها قادر به تولید نوسانات خود پایدار هستند. تایمرها فقط می توانند نوسانات مرطوب تولید کنند.// cf. ضربان ساز و تایمر. تنظیم نقطه n. یک سیگنال مرجع که توسط یک سیستم هموستاتیک برای تنظیم متغیر تنظیم شده استفاده می شود. تفاوت بین نقطه تعیین شده و مقدار فعلی متغیر تنظیم شده ، میزان سیگنال خطا را تعیین می کند و در نتیجه عمل اصلاحی را که انجام می شود هدایت می کند.// cf. هموستازتغییر کار n. یک برنامه کاری شامل ساعات کاری غیر سنتی ، معمولاً در شب و شب. روز ساییدری n. فاصله 23. 9 ساعته که در طی آن زمین یک چرخش را در محور خود با توجه به ستاره ها انجام می دهد.// cf. روز قمری و روز خورشیدی. زمان سیدر n. یک استاندارد از زمان مبتنی بر حرکت ظاهری حوزه آسمانی (یعنی حوزه درک شده که شامل ستاره ها است). واحد اندازه گیری: ساعت ، تقویم.// cf. زمان خورشیدیتکینگی n. نقطه تعادل در یک چرخه حد.// cf. چرخه محدود. Skelet Photoperiod n. یک چرخه تاریک نور که فوتوفاز آن فقط شامل تحریک کوتاه فوتیک در طلوع ، غروب ، یا در سپیده دم و غروب است.// cf. چرخه T و چرخه تاریک. نوسان ساز برده n. نوسان ساز که توسط یک نوسان ساز دیگر رانده یا تحت تأثیر قرار می گیرد.// cf. نوسان سازروز خورشیدی n. فاصله 24. 0 ساعته بین یک طلوع آفتاب و دیگری برای یک ناظر در مکانی روی زمین. توجه: از آنجا که روز خورشیدی ثابت نیست ، روز خورشیدی معمولاً به معنای متوسط روز خورشیدی (میانگین مدت زمان یک روز خورشیدی) است.// cf. روز قمری و روز سایدیال. زمان خورشیدی n. استانداردی از زمان مبتنی بر حرکت ظاهری خورشید در آسمان (یا حرکت یک خورشید "ساختگی" که به طور یکنواخت در امتداد استوا آسمانی حرکت می کند). واحد اندازه گیری: ساعت ، تقویم.// cf. زمان سایدرال. تجزیه و تحلیل طیفی n. یک روش ریاضی که سهم مؤلفه های دوره ای قلمداد یک سری زمانی را به مشخصات زمانی واقعی این سری ارزیابی می کند.// cf. تجزیه و تحلیل فوریه. قدرت طیفی n. میزان نسبی واریانس مرتبط با یک دوره (یا فرکانس) در طیف قدرت یک سری زمانی.// cf. طیف قدرت. تقسیم n. جدایی یک ریتم به دو مؤلفه مستقل. توجه: برخی از محققان معتقدند كه دو مؤلفه ریتم شکاف شبانه روزی توسط نوسان كنندگان مجزا ، كه اغلب به نوسانگرهای صبح و عصر گفته می شود ، كنترل می شوند.// v. = تقسیم // adj.= تقسیم شدهبهار جزر n. دامنه افزایش دامنه ای که ماهانه در مراحل جدید و کامل ماه رخ می دهد. متغیر حالت n. در یک چرخه محدود ، متغیری که باید به منظور شناخته شدن وضعیت نوسان سیستم تعریف شود. پ. چرخه محدود. روز ذهنی n. بخش یک چرخه شبانه روزی در طول حالت Freerun که مربوط به بخش روشن شده در هنگام ورود به یک چرخه نور تاریک است. از نظر استعاری ، ارگانیسم یا ضربان ساز "فکر می کند" که روز ذهنی بخش نور روز یک روز است.// cf. روز و شب ذهنی. شب ذهنی n. بخش یک چرخه شبانه روزی در طول حالت Freerun که مربوط به بخش تاریک در هنگام ورود به یک چرخه نور تاریک است. از نظر استعاری ، ارگانیسم یا ضربان ساز "فکر می کند" که شب ذهنی بخش شب یک روز است.// cf. روز ذهنیهسته suprachiasmatic n. گروه کوچکی از سلولهای عصبی که در هیپوتالاموس شکمی قرار دارند و دارای خواص یک ضربان ساز شبانه روزی هستند.// pl.= هسته های suprachiasmatic. هماهنگ سازی n. 1. عمل ایجاد دو یا چند فرآیند با همان نرخ انجام می شود. 2. عمل ایجاد دو یا چند فرآیند در همان زمان (یا همزمان در مرحله نوسان آنها). توجه: معنی 1 مترادف با Entrainment است. به معنای 2 معمولاً توسط محققان ریتم شبانه روزی اجتناب می شود.// v. = همگام سازی.// adj.= هماهنگ// n.= همگام ساز.// cf. ورودSynchongizer به SEENCHRONY ZEITGEBER N مراجعه کنید. وقوع همزمان. استفاده: به طور کلی ، همگام سازی یک حالت است ، در حالی که هماهنگ سازی یک فرآیند است.// adj.= همزمان ، هماهنگ // cf. هماهنگ سازی. t nدوره Zeitgeber.// cf. تاوچرخه n n. برنامه ای از روشنایی متشکل از یک جایگزین منظم از نور و تاریکی با دوره ای متفاوت از 24 ساعت. توجه: چرخه های T اغلب دارای یک فوتوفاز بسیار کوتاه هستند ، اما یک فتوفاز کوتاه یک خاصیت مورد نیاز نیست.// cf. چرخه تاریک و نورپردازی اسکلت. tau n. دوره ریتم بیولوژیکی (نوسان).// cf. T. جبران دما n. خاصیت حفظ سرعت یک فرآیند بیولوژیکی به عنوان تغییر درجه حرارت اطراف.// adj.= دما جبران شده. thermogenesis n. تولید گرمای متابولیک. توجه: چهار شکل ترموژنز در حیوانات وجود دارد: ترموژنز واجب (مسئول میزان متابولیک پایه) ، ترموژنز ناشی از رژیم غذایی ، ترموژنز ناشی از سرما و ترموژنز داوطلبانه (ناشی از ورزش یا کار خارجی). واحد اندازه گیری: وات (W). thermotaxis n. حرکت یک ارگانیسم به سمت یا به دور از منبع گرما.// adj.= ترموتکتیک. تیم زمان بی انتها را ببینید n. یک پیوستار غیر طبیعی که در آن وقایع در جانشینی ظاهراً برگشت ناپذیر رخ می دهد. توجه: استاندارد فعلی زمان زمان اتمی است.// adj.= موقتی.// cf. زمان اتمیn بی انتها. ژن که یک عنصر اساسی در مکانیسم مولکولی ریتمیک شبانه روزی در حیوانات است. مخفف: تیم. تایمر n. دستگاهی که گذر زمان را اندازه گیری می کند.// cf. ساعت. سری زمان n. مجموعه ای از مشاهدات مقادیر به ترتیب زمانی که برای تعیین تأثیر زمان بر مقادیر مشاهده شده استفاده می شود.// pl.= سری زمانی. منطقه زمانی n. هر یک از 24 بخش طولی سطح زمین که در آن زمان استاندارد نگهداری می شود. زمان استاندارد هر منطقه میانگین زمان نجومی یکی از 24 نصف النهار ، 15 درجه از هم است و در شرق و غرب مریدین گرینویچ (در انگلیس) امتداد دارد. توجه: در قلمرو ایالات متحده ، هشت منطقه زمانی رسمی وجود دارد: اقیانوس اطلس ، شرقی ، مرکزی ، کوه ، اقیانوس آرام ، آلاسکا ، هاوایی-آلوئیت و ساموآ. torpor n. حالت عدم تحرک و کاهش پاسخگویی به محرکهای مرتبط با کاهش متابولیسم و دمای بدن.// adj.= torpid. گذرا n. pl. حالتهای نوسان موقت بین دو حالت پایدار. توجه: گذرا اغلب پس از تغییر فاز ریتم های شبانه روزی مشاهده می شود. از طریق n. کمترین مقدار یک عملکرد نوسان.
گرگ و میش را ببینید Twilight Civil و Crepuscular Type 0 تنظیم مجدد n. تنظیم مجدد قوی از ضربان ساز که در آن ، به طور متوسط ، فاز جدید بدون توجه به زمان استفاده از محرک تنظیم مجدد یکسان است. پ. تنظیم مجدد نوع 1. تنظیم مجدد نوع 1 n. تنظیم مجدد ضعیف از ضربان ساز که در آن ، به طور متوسط ، مرحله جدید تابعی از فاز است که در آن محرک تنظیم مجدد اعمال می شود. پ. تنظیم مجدد 0.
Ultradian adj. اتفاق می افتد یا با فرکانس بالاتر از شبانه روزی (به عنوان مثال ، با یک دوره کوتاهتر از شبانه روزی).// cf. شبانه روزی و Infradian.
موج n. 1. اختلال در یکنواخت در یک رسانه. 2. بازنمایی گرافیکی چرخه نمونه اولیه یک ریتم.// cf. چرخه و ریتم.
شکل موج n. شکل یک موج (مانند مربع ، سینوسی و غیره).// cf. موج. طول موج n. فاصله بین دو قله پی در پی (یا فرورفتگی و غیره) از یک موج معمولی. املای جایگزین: طول موج. واحد اندازه گیری: متر (متر).// cf. دوره زمانی.
استراتژی برای تحلیل فاندمنتال...
ما را در سایت استراتژی برای تحلیل فاندمنتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سعید شیخزاده
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
9 تير
1402 ساعت: 14:07